آن یارِ دیرکرده، نفس میزند، چرا؟!این پیشواز آمده، پس میزند، چرا؟!چون پیچکی صبور، به پایش رسیدم آهابرو کشیده، داسِ هرس میزند، چرا؟!بال و پرم شکست، ز صیاد دل بپرسبا پلک چشم، طرح قفس میزند، چرا؟!ناگفتههای عاشقِ از سالهای دوراین روزها، با همهکس میزند، چرا؟!بر رودِ شب، تن چه سپارد، بگو به ماه-رویای نقرهپوشِ ارس میزند، چرا؟!با بادها خاطرهبازی چه میکند؟!عریان به کوچهباغِ هوس میزند، چرا؟!در حیرتم، الههی زیبای خفتهترراهِ هزار دزد وُ عسس میزند، چرا؟!#گویا_فیروزکوهی♥️☕️ @caafee