هر صبح، مثل یک آیین، پردهها را کنار میزدم و به حیاط نگاه میکردم. گنجشکها روی شاخهها جیکجیک می…
انتشار: 2026/08/19 06:42 UTCدریافت: 2026/08/20 13:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 13:15 UTC
هر صبح، مثل یک آیین، پردهها را کنار میزدم و به حیاط نگاه میکردم. گنجشکها روی شاخهها جیکجیک میکردند، و من با قهوهام کنار پنجره میایستادم، انگار این کارهای کوچک میتوانستند روز را به چیزی قابل تحمل تبدیل کنند. اما در آن تکرار، چیزی در من منتظر بود، مثل پرندهای که نمیداند چرا بالهایش را باز کرده است.📕 زندگی عزیز✍#آليس_مونرو♥️☕️ @caafee


