.«وقتی سیب گلاب هم لوکس شد»یه زمانی، نه خیلی دور…موقع خرید میوه، تا به سیبهای گلاب میرسیدم، یکی ب…
انتشار: 2026/07/10 10:09 UTC
.«وقتی سیب گلاب هم لوکس شد»یه زمانی، نه خیلی دور…موقع خرید میوه، تا به سیبهای گلاب میرسیدم، یکی برمیداشتم و بو میکردم. عطرش یکراست میرفت توی مغزم؛ همون بوی خاصی که انگار تمام تابستون را توی خودش جا داده بود.سیبهای گلاب، با اون رنگ صورتیِ ملایم و پوست نازکش، همیشه گلِ سرسبد خریدهام بودن. مینشستن بالای سبد، کنار بهترین میوههای فصل.حالا اما هرچقدر توی میوهفروشیهایی که قیمتهاشون با جیب ما جور درمیاد میگردم، نه از اون عطر خبری هست، نه از اون کیفیت. اگر هم پیدا بشه، قیمتش جوریه که انگار برای سفرهی آدمهای معمولی نیست.انگار فقط سیب گلاب نیست که عطرش گم شده…خیلی از چیزهایی که روزی ساده، عادی و در دسترس بودن، یکییکی از زندگی طبقهی متوسط و کمدرآمد حذف شدن؛ از میوهی خوب گرفته تا سفر، کتاب، آرامش، حتی خیالِ بیدغدغه خرید کردن.کمکم یاد گرفتیم موقع خرید، اول قیمت را ببینیم، بعد کیفیت را؛ اول حساب کنیم، بعد انتخاب.بدتر از گرونی، عادی شدنِ گرونیه؛ عادی شدنِ اینکه بعضی چیزها دیگه برای همه نیست.سیب گلاب، برای من فقط یک میوه نیست؛ یادآور روزگاری است که لذتهای کوچک، هنوز سهم همه بود، نه امتیازِ از ما بهتران.سوسن خسروی.@cafee_art..
