قاچاقچیِ مواد و داروهای غیرمجاز و اعتیادآور بود؛ اما بالای درِ مغازهاش با خطی درشت نوشته بود: «دار…
انتشار: 2026/07/15 06:33 UTC
قاچاقچیِ مواد و داروهای غیرمجاز و اعتیادآور بود؛ اما بالای درِ مغازهاش با خطی درشت نوشته بود: «داروخانه».صبحها کرکره را بالا میکشید، شیشهها را برق میانداخت و پشت دخل مینشست؛ درست مثل مردی که آمده باشد درد مردم را درمان کند.مریضها میآمدند، نگاه میکردند؛ بعضیها حقیقت را میفهمیدند و بعضیها خودشان را به ندیدن میزدند.در آن محله، دیگر کسی از اسمها تعجب نمیکرد.دزدی، لباس آبرومندی پوشیده بود؛ دروغ، مُهر تأیید گرفته بود؛ و گاهی آنچه روی تابلو نوشته بودند، هیچ شباهتی به چیزی نداشت که پشت دیوارها میگذشت.فقط پیرمردی که هر روز از جلوی مغازه رد میشد، زیر لب میگفت:«زمانهای شده که آدم باید اول تابلوها را باور نکند، بعد آدمها را.دکتر رکسانا کیانی.@cafee_art..
