«خشاب غم»بعضی فیلمها را که میبینی، حس میکنی انگار سازندههایشان تمام اندوه جهان را جمع کردهاند…
انتشار: 2026/07/15 09:17 UTC
«خشاب غم»بعضی فیلمها را که میبینی، حس میکنی انگار سازندههایشان تمام اندوه جهان را جمع کردهاند و داخل خشاب دوربین گذاشتهاند؛ بعد شلیکش کردهاند به قلب تماشاگر. صحنه پشت صحنه، درد روی درد، بغض روی بغض. انگار مسابقهای پنهانی وجود دارد برای اینکه چه کسی بیشتر بتواند آدمها را بشکند، بیشتر اشک بگیرد و بیشتر روح مخاطب را خسته کند.و جالب تر اینکه همین سریال های سراسر غم شان را در ایام سوگواری هم پخش نمی کنند؛ شاید غم روی غم؛ غم باد می آورد و مسئولین دلسوز به فکر ما هستند.آدم گاهی با خودش فکر میکند مگر دنیا خودش کم غم دارد که ما مدام نسخهی تازهای از اندوه برای هم تولید میکنیم؟ مگر آدمها بیرون از سینما، بیرون از کتابها و ترانهها، کم زخمیاند؟ هرکسی درون خودش جنگی دارد که کسی نمیبیند. یکی با بیماری میجنگد، یکی با تنهایی، یکی با خاطرهای که رهایش نمیکند. با این حال، ما باز هم غم را میان هم پخش میکنیم؛ بیآنکه چیزی را سبکتر کرده باشیم.شاید چون غم، آسانتر از شادی منتقل میشود. برای گریه گرفتن، کافیست زخمی را نشان بدهی؛ اما خنداندن، هنر میخواهد. دنیا پر از آدمهاییست که بلدند درد را توصیف کنند، مهارت بسیار دارند تا اشک را به پهنای صورتت بنشانند.اما کماند کسانی که بتوانند برای چند دقیقه بارِ زندگی را از روی شانهی دیگران بردارند. اندوه، خودش راهش را پیدا میکند؛ اما امید، چیزیست که باید خلقش کرد.و شاید ما بیش از هر زمان دیگری،به آدمهایی نیاز داریم که بلد باشند نور پخش کنند، نه فقط خاکِ غم.و صد افسوس که در دورانی زندگی می کنیم که حاکمان، بذر غم را پربهاترین و کارآمدترین بذر می دانند برای به اسارت درآوردن روح انسان ها.سوسن خسروی.@cafee_art..
