تلخترین نکته دربارهی فقر:یک «جوان فقیر» صرفا از محرومیتهای مادی در رنج نیست، او احترام، توجه و…
انتشار: 2026/08/05 08:57 UTCدریافت: 2026/08/06 04:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 04:57 UTC
تلخترین نکته دربارهی فقر:یک «جوان فقیر» صرفا از محرومیتهای مادی در رنج نیست، او احترام، توجه و عشق را هم از دست میدهد.بیپولی خیلی وقتها در حدی نیست که بقای انسان را تهدید کند. شما بدون داشتن ماشین و لباس خوب هم میتوانید به زندگی ادامه دهید؛ اما واقعیت اینقدر هم ساده نیست.آلن دوباتن در کتاب خوبِ "اضطراب منزلت" به این پرسش میپردازد که شأن یک انسان به چه چیزهایی وابسته است؟! من بخاطر شغلم، بخاطر پول و یا ماشينم، چقدر در چشم دیگران محترم دیده میشوم؟ اصلا چرا بین "ثروت" و "منزلت" رابطهای هست؟ این کتابِ خوب را مطالعه کنید. او از فقر میگوید. انسانِ فقیر فقط درگیر بیپولی و فقدان مادیات نیست. پولدار بودن (چه در جوامع شایستهسالار و چه در ایرانِ خودیسالار) نشانهی نوعی "توانایی" است. درست یا غلط کسی که ثروتی دارد، در نگاه جامعه "زرنگ، باهوش، بلد، توانا و غیره" و در یک کلام "شایستهی احترام" است. ماجرا طرفِ تلخی هم دارد. در چنین وضعی، وقتی کسی پول ندارد، در نقطه مقابل قرار میگیرد. گویا بخاطر تنبلی، بیعرضهبودن و نادانی فقیر است، پس منزلت خود را از دست میدهد. او دیگر شایستهی احترام و توجه و عشق نیست. همین، فقر را دشوارتر و هولناکتر میکند.دوباتن اصرار ندارد که بیدلیل دلداریات بدهد. با حوصله موقعیتها را تحلیل میکند تا سرانجام ببینیم آیا فقیر بودن لزوما نشانهی بیعرضه بودن است؟ او میگوید حتی در جوامع شایستهسالار گاهی عواملی مثل شانس، خانواده یا حتی بیاخلاقی و تقلب و... ممکن است کسانی را پولدار کنند. مشاهدهی جایی مثل ایران، دست این نویسندهی محترم را بازتر میکرد تا با خيال راحتتر بگوید که بهسختی و بهندرت ارتباطی بین "ثروت" و "شایستگی" وجود دارد. مردم اصلا عاملیتی ندارند، و زیر ضربههای تورم و تبعیض و رانت، چندان نمیتوانند قدمی بردارند. و داوریها دربارهی عملکرد انسان در جایی مثل اینجا، دشوار است. احترام به انسان را نباید و نمیتوان به توفیقات اقتصادیاش ربط داد.معین_دهاز.@cafee_art..