بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد یه بار میگفت کته رو چجوری میپزن ؟یه بار طرز کار لباسشو…
انتشار: 2026/07/18 10:38 UTC
بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد یه بار میگفت کته رو چجوری میپزن ؟یه بار طرز کار لباسشوییو میپرسید...یه بار اسم شامپوی همیشگی موهاشو ...بهش گفتم چی شده؟ کته پختنو مامانتم بلده ...لباسشویی دفترچه داره... از رو ظرف قدیمی شامپو اسمشو بخون ....به جای این بهونه ها دلیل اصلیتو بگو ... گفت: نمیخوام فراموشم کنی ... گفت دوس دارم وقتی بهت زنگ میزنم جوابمو بدی چون میدونی گیر کردم ..گفت بلدم کته بپزم ...اما حس میکنم اگه تو بدونی دارم کته میخورم بهت نزدیک ترم..گفت میتونم لباسشویی راه بندازم ..اما دلگرم میشم وقتی میفهمی ٧کیلو لباس کثیف دارم ...گفت فقط دوس دارم حالـا که رفتی باز تو زندگیم باشی ...دوس دارم هر جا گیر کردم مطمئن باشم ک تو جوابمو میدی ... من بعد اونروز دیگه جوابشو ندادم ..اون باید میفهمید دیگه منی وجود ندارم...آدم یه بار ناامید بشه بهتره از اینکه هر روز امیدوار به چیز نامعلوم...@cafematnn
