گلوی تو باشماسماعیلاتقربانیاتخونم پیش چشم تو ریخته شود همه سالدستوپا بزنمبزنم پا بر زمینبهانه ب…
انتشار: 2026/07/09 10:56 UTCدریافت: 2026/08/15 01:43 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:43 UTC
گلوی تو باشماسماعیلاتقربانیاتخونم پیش چشم تو ریخته شود همه سالدستوپا بزنمبزنم پا بر زمینبهانه بگیرمکودکی که آغوش تو را طلب کرده است شوممادرم شدهای به وقتِ گمدور، در ازدحام چادرها، خلخالها، النگوهاهر چادری که کشیدم غریبه بود اماگُمیگورِ دسته جمعیِ منی به تنهاییبوی تو گمبوت روی گلوم بزند بوت خنجر است روی گلوو نمیدانی خنجر با گلو چه میکندنمیدانیروبروی باد بایستم مَردم،چادری که ندارم تکان بخورد در بادبا چشم بسته نفس بکشماسماعیلمدست و پا بزنمبا دستِ بسته، دستوپا بزنمبا دستِ بسته دستوپا زدن نمیدانیبیخ گوشم باد شده باشی بگویی:دوستت دارم اِی قربانی!این قربانی منماین دوست داشته شده با دشنهای در مسیر نفسهاشیا این خونِ ریخته با حبابهاشمن خون ریختهامتو خون ریخته نمیدانی.عید مردگانم مندر عزای تو عیدمهرگز نمرده بودم اگر خونِ مرا به کفش داماد نمیکشیدند...#شهرام_میرشکاکمجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴#مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات#شعر_پیشرو #شعر_آزاد
