وقتی سخن اسیر بغض است، شعر جوابه: در خلوتِ شبانه، دیوانگی به تکراریک مشتِ استخوانم، زیرِ فشارِ افکا…
انتشار: 2026/08/11 12:42 UTCدریافت: 2026/08/13 14:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 14:20 UTC
وقتی سخن اسیر بغض است، شعر جوابه: در خلوتِ شبانه، دیوانگی به تکراریک مشتِ استخوانم، زیرِ فشارِ افکارافتاده ام به گریه، از زخم های کهنهآوارِ خاطراتم، بر سینهام عزادارآیینهای شکسته، در بهت خانهای سردردی ز روشنی نیست، در چشمهای بیداردر حجمِ گنگِ ظلمت، از غم لبالبم منفرقی نمیکند زیست، آینده زیر آوارما ماندهایم و حسرت، با دستهای خالیدر این مسیرِ مبهم، بر گردنِ زمان، بارکو فرصتی که دیگر، از خویشتن بروئیم؟وقتی که واژهها هم، افتاده اند به آزارچه تاریک؟خب الان این چنینم_شیرین@chetmokhim
