▪️بلا تارـــ به ژاپن رفتم. این اولین سفرم به شرق دور بود و یک پروفسور سالخورده مرا به یک موزه برد.…
انتشار: 2026/07/25 15:41 UTCدریافت: 2026/08/05 20:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 20:37 UTC
▪️بلا تارـــ به ژاپن رفتم. این اولین سفرم به شرق دور بود و یک پروفسور سالخورده مرا به یک موزه برد. نقاشیای بود با دو نقطه سفید و دو نقطه سیاه. پروفسور ژاپنی به من گفت: "مطمئنم از آنجا که از فرهنگ غربی میآیی، برای تو تاریخ همان دو نقطه سیاه است." سپس من گفتم: "بله." او گفت: "نه، برای ما نقطههای سفید تاریخ هستند." و آنوقت من به فکر فرو رفتم. تاریخ چیست؟ و وقتی به آن میاندیشی، چرا ما در سینما، برای مثال، زمان را نادیده میگیریم؟🎥 @CinemaParadisooo
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 8 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — سینما پارادیـزو
▪️در سالهای پیش از درگذشتش، پدر سَم الیوت به او گفته بود که شانس رسیدن او به پردهٔ بزرگ سینما غیرواقعبینانه است. سم الیوت گفت: «او آن ضربالمثل معروف را تحویلم داد که: "احتمال اینکه تو در هالیوود شغلی داشته باشی، به اندازهٔ شانسِ دوامِ یک گوله برفی در جهنم است." پدرم آدم واقعبینی بود.» پدرش با اینکه خودش هرگز از دانشگاه فارغالتحصیل نشده بود، بیش از هر چیز دیگری همین مدرک را برای تنها پسرش میخواست. اما سم الیوت حرفهای پدرش را بد تعبیر نکرد. او گفت: «پدرم فردی بسیار سختکوش بود. او وجدان کاری و انضباطی داشت که من هم الگو و روش کارم را براساس آن شکل دادم، و هر روز بابت این موضوع از او سپاسگزارم.»— Happy 82nd birthday, Sam Elliott!🎥 @CinemaParadisooo▪️در سالهای پیش از درگذشتش، پدر سَم الیوت به او گفته بود که شانس رسیدن او به پردهٔ بزرگ سینما غیرواقعبینانه است. سم الیوت گفت: «او آن ضربالمثل معروف را تحویلم داد که: "احتمال اینکه تو در هالیوود شغلی داشته باشی، به اندازهٔ شانسِ دوامِ یک گوله برفی در جهنم است." پدرم آدم واقعبینی بود.» پدرش با اینکه خودش هرگز از دانشگاه فارغالتحصیل نشده بود، بیش از هر چیز دیگری همین مدرک را برای تنها پسرش میخواست. اما سم الیوت حرفهای پدرش را بد تعبیر نکرد. او گفت: «پدرم فردی بسیار سختکوش بود. او وجدان کاری و انضباطی داشت که من هم الگو و روش کارم را براساس آن شکل دادم، و هر روز بابت این موضوع از او سپاسگزارم.»— Happy 82nd birthday, Sam Elliott!🎥 @CinemaParadisooo
از افلاطون تا ماکیاولی، از سقوط امپراتوریها تا نبرد پنهان بر سر ذهن و قدرت؛ اینجا جاییست برای دیدن جهان فراتر از روایت رسانهها.برای دنبال کردن سیاست بیطرف، تاریخ، ایدئولوژیها و فلسفه به ما بپیوندید.➡️ @people_aware 👈 لینک کانال#️⃣ #ad
▪️اینگمار برگمانـــ اینکه مجبور نیستی چهرهات را به کسی نشان دهی، یک لذت است. اینکه بتوانی تب، جنون و هیستریِ خودت را تماماً در تنهایی تجربه کنی.▫️Hour of the Wolf (1968)▫️Dir. Ingmar Bergman🎥 @CinemaParadisooo
▪️وقتی فیلم ضدمسیح ساختهٔ لارس فونتریه در جشنواره فیلم کن برای اولین بار به نمایش درآمد، از سوی هیئت داوران اکومنیک (کلیسایی) به آن یک «ضد-جایزه» اعطا شد. این فیلم به عنوان: «زنستیزترین فیلم از سوی خودخواندهترین کارگردان بزرگ جهان» توصیف شد.هیئت داوران اکومنیک هر ساله جایزهای را به فیلمی در کن اهدا میکند که ارزشهای معنوی را پاس میدارد. آنها به قدری از برخی صحنههای ضدمسیح شوکه شده بودند که احساس کردند باید یک «ضد-جایزه» ویژه به آن اعطا کنند. رادو میهایلانو، فیلمساز رومانیایی که ریاست این هیئت داوران را بر عهده داشت، گفت که فونتریه با این فیلم خود پیشنهاد میکند که «زن باید روی تلِ هیزم سوزانده شود تا مرد بالاخره بتواند روی پای خود بایستد.»فونتریه در کنفرانس مطبوعاتی معروف خود، در پاسخ به انتقادات و پرسشهای خبرنگاران دربارهٔ دلایل ساخت این فیلم گفت: «من بهترین کارگردان جهان هستم!» و اضافه کرد که این فیلم را برای مخاطب نساخته، بلکه پروژهای درمانی برای خروج خودش از یک دوره افسردگی شدید بوده است.🎥 @CinemaParadisooo
▪️لارس فونتریهـــ در گفتگو با استیگ بیورکمن ــ از کتاب فونتریه دربارهٔ فونتریهـــ من کار کردن با ایدههای افراطی را ترجیح میدهم و میخواستم فیلمی دربارهٔ "نیکی و خیرخواهی" بسازم. وقتی کوچک بودم، کتاب کودکی داشتم به نام Guldhjerte [قلبطلا] که خاطرات بسیار شفاف و خوشایندی از آن داشتم. کتابی مصور بود دربارهٔ دختر کوچکی که با چند تکه نان و چیزهای دیگر در جیبهایش وارد جنگل میشود. اما در پایان کتاب، وقتی از جنگل عبور کرده، آنجا برهنه و بدون هیچ دارایی دیگری ایستاده است. و آخرین سطر کتاب این بود: "قلبطلا گفت: ولی حداقل من حالم خوبه." به نظر میرسید این جمله نهایت افراطگرایی نقش یک شهید را بیان میکند. من کتاب را چند بار خواندم، با وجود اینکه پدرم فکر میکرد مزخرف است. داستان «شکستن امواج» احتمالاً از همانجا میآید. "قلبطلا" همان شخصیت "بس" (Bess) در فیلم است. همچنین میخواستم فیلمی با تم و درونمایهٔ مذهبی بسازم؛ فیلمی دربارهٔ معجزات. و در عین حال، میخواستم فیلمی کاملاً ناتورالیستی بسازم.داستان فیلم در طول سالها تغییرات زیادی کرد. در ابتدا میخواستم فیلم را در ساحل غربی یوتلند، سپس در نروژ، بعد در اوستندهٔ بلژیک، سپس در ایرلند و در نهایت در اسکاتلند فیلمبرداری کنم. احتمالاً اتفاقی نیست که بخش زیادی از فیلم در جزیرهٔ اسکای میگذرد؛ جایی که بسیاری از نقاشان و نویسندگان دورهٔ رومانتیک بریتانیا در قرن نوزدهم به آنجا میرفتند. من سالها روی فیلمنامهٔ «شکستن امواج» کار کردم. کمی شبیه درایر شده بودم؛ بخشهایی را حذف میکردم، آن را فشردهتر و صیقلیافتهتر میساختم. اما بعد، درست قبل از اینکه فیلمبرداری را شروع کنیم، اشتیاقم را برای این اثر از دست دادم. ساخت فیلم آنقدر طول کشیده بود که از آن خسته شده بودم و دیگر ذهنم از آن عبور کرده بود.▫️Breaking the Waves (1996)▫️Dir. Lars von Trier🎥 @CinemaParadisooo🎥 @CinemaParadisooo
▪️یوسف اسحاقپورـــ کتاب سینمای فریدون رهنما ـــ بیماری تاریخ؛ فریدون رهنما: پسر ایران از مادرش بیاطلاع است ــ ترجمه محمدرضا شیخیـــ پسر ایران از مادرش بیاطلاع است سرگذشت شکست نیست، بلکه موفقیتی است مثالزدنی که برای به نتیجه رسیدن، مستلزم هیچ سازشی نیست؛ حتی اگر رنج و سختی، تنهایی شدیدی را تحمیل کند؛ تنهاییای که بازتابی ندارد، مگر در سخنان صنعتگری پیر و ندای دورِ محبوبهای بیگانه. گویی از انعکاس صدای آنها، در اینجا نیز گذشته و دیگری پذیرفته شدهاند و «داشته» را متجلی کردهاند. فریدون رهنما در صحبت از باور خود به سینما به من میگفت:باید ایستادگی کرد، علیرغم همهچیز، حتی به بهای زندگی.فقط به چنین بهایی است که سینما و زندگی معنای خودشان را عیان میکنند.— The last photo of Fereydoun Rahnema (23 May 1930 — 7 August 1975)🎥 @CinemaParadisooo




