سال ها پیش بعد آشنایی با مرحوم مهندس معین فر از طریق ایشان با انجمنی از مهندسان ساختمان(اسم نمی آورم) آشنا شدم که ظاهرا بعد تاسیس توسط ایشان(در قبل از انقلاب) خود ایشان در آن فعالیتی نداشتند و سال ها بود که اسم ثبت شده این انجمن خاک خورده بود و تنها توسط تعدادی از پروفسورهای عزیز به محفلی خانوادگی برای دورهمی های آخر هفته اشان تبدیل شده بود.خلاصه بعد چند فعالیت همایش و دوره و این ها که برای این انجمن با اطلاع رسانی در Civil808 برگزار کردم قدری این محفل گرم شد و چند تا جوان هم به پاتوق این آقایان اضافه شد. اما از آنجا که عزیزان پیشکسوت ما تاب تحمل این حجم از جوان گرایی را نداشتند و آن را تهدیدی برای محفل خانوادگی خود میدانستند از جلسه مجمع عمومی خود با هم قرار گذاشتند که همه با هم متحد شوند و نگذارند که فلانی(یعنی بنده) در هیئت مدیره انجمن نفوذ کنم! غافل از اینکه بنده اصلا هیچوقت حتی کاندیدا هم نشده بودم و ابراز تمایلی هم برای این قبیل کارها نداشتم.خلاصهاین را گفتم که الان برای یک عده ای روشن شود که چرا این لحظات حساس از چپ مقاومتی و این ها حرفی زدمدیروز که از مرحوم مصدق نوشتم برای این بود خود زمانی یار رفیق قدیمی او یعنی مرحوم معین فر و سایر هم اندیشان آنها بوده ام اما همین دیروز یکی پیغامی فرستاد برایم با نام جبهه ملی استان تهران و این حرف ها که یعنی آقا این مصدق را ما قبلا صاحابش شدیم شما لازم نکرده بیای این سمت.همچنین دیروز در گروه مرحوم رئیس دانا (که در زمینه اقتصاد مسکن یکی از محققین پیشکسوت به شمار می آیند) در تلگرام هم متن خود را همزمان با ده ها گروه و کانال دیگر بازنشر کردم که آنجا هم اتفاقا یکی از قدیمی های اکثریت با لحنی دشنام گونه پیام فرستاد که بله ما هستیم و خلاصه مرگ بر استعمارگر و ...خلاصه بگم این مساله جدید نیست. در جمهوری اسلامی برای اینکه این قبیل اسم های خطرناک تهدیدی وجودی برای رژیم حاکم به وجود نیاورد سال ها است که با نفوذ در هیئت مدیره های این قبیل محافل عملا آنها را اخته کرده اند و ملی گرایی و چپ گرایی را همچون اصلاح طلبی واژه هایی ساختند که در این سرزمین برایشان مالکیت بی خطر ساختند.بنابراین من با افتخار میگویم اهل هیچگونه از این گروه ها نبوده و نیستم و اساسا دیدگاهم در بسیاری جهات با این افراد در تناقض است.بله مثل همان انجمن مهندسان ساختمانی که حدودا 14 سال پیش تجربه ای با آن دوستان داشتم این بار تنها به این بسنده میکنم که اگر ما سیب زمینی نیستیم و جز پاتوق کردن محافل امان قرار است از این بار اطلاعات و تجربه امان روزی در عمل استفاده کنیم آن روز همین امروز است.مجتبی اصغری@Civil808_Admin
*کافیست خودتان را درون موقعیت تصور کنید...* تصور کنید با انسانی دیگر در موقعیتی دشوار برای عبور از صخره ای خطرناک همسفر هستید که هر آن امکان سقوط در آن برای هر دو شما است به علاوه هر حرکتی از سوی شما میتواند شانس بقا یا سقوط طرف مقابلتان را افزایش دهد. در این حالت اگر نفر مقابلتان دستش را برای کمک به سمت شما دراز کرد چه میکنید؟آیا پیش خودتان نمیگویید این همانی بود که تا دیروز تا حرفی میزدم بر رویم اسلحه می کشید و با زور صدای مخالف اش را خفه می کرد؟اگر امروز نجاتش دادید ولی بعد تغییری نکرد و آنرا تنها به لطف خدای خودش جا زد چه؟و یا اگر تنها از حضور شما در این موقعیت به عنوان سپری انسانی برای حفظ جان خود استفاده کرد چه؟یا اینکه صرفا به خاطر انسانیت خودتان آن لحظه به هیچ چیز جز نجات جان یک انسان نمی اندیشید؟پرندگانی در آسمان در حال پرواز هستندپرندگانی که به قول هیچکاک نشانه ای از بلایای طبیعی هستند که ما انسان ها آنها را طبیعی در نظر گرفته و از نعمات زنده بودمنان روی زمین غافل شده ایم و حالا طبیعت انتقام خود را با *زلزله * از ما میگیرد. زلزله هایی که به قول ژان ژاک روسو ناشی از خروج ما از وضع طبیعی اند. این پرندگان به قول دافنه دوموریه همان تصویر هواپیما های بمب اندازی هستند که توسط خود بشر ساخته شده و حالا وسیله ای برای انتقام آن از یکدیگر شده تا طی جنگ جهانی دوم بر روی شهر ها بمب رها کنند. اما در مواجهه با این پرندگان جفت شما انسان های روی صخره که حالا در این موقعیت مشترک هستید چه میکنید؟در نمایشنامه نویسی ژانری است با عنوان سیتواسیونیست یا همان موقعیت گرایی که از سارتر و گی دوبور جامعه را به مثابه جامعه نمایش تصویر میساختند که در آن هریک از انسان ها در درون موقعیتی که قر ار دارداز خود عاملیت اجتماعی نشان میدهد.انسان ها در موقعیت های اجتماعی تعریف می شوند. در این حالت ها است که در معرض آزمون «کرگدن» شدگی ، «مسخ» شدگی و یا «کوری» قرار میگیرند.ما از شانس تمرین برای آمادگی قرار گرفتن در این موقعیت ها برخورداریم تا از قبل تصور آنرا بکنیم که چه بکنیم و ادبیات تنها راه اتصال ما به به این موقعیت های تخیلی قبلا تجربه شده است تا ما را برای امروزمان آماده کند.بسیاری از ما به دلایلی که همه میدانیم تا قبل از جنگ 40 روزه ترجیح میدادیم سکوت کنیم چون اولا وضعیت مجهول بود و دوما هنوز در درون موقعیت مربوطه قرار نگرفته بودیم تا اظهار نظری عقلانی کنیم. جغد مینروا سعی میکند تا در پس از حوادث تاریخ تحلیل دیالکتیکی خود را در شبانگاه تاریخ بعد از وقوع حوادت ارائه دهد. تحلیلی جامعه شناسانه که از بررسی تمامی فرمول های پیشین تجربه شده در تاریخ نشئت میگیرد.این بار هم در آستانه جنگ بعدی هستیم که یعنی مجددا آغاز سکوت و تنها مشاهده عینی صفحات جدیدی از تاریخ معاصر کشورمان که در پیش چشم ما در حال اجرا است. این آخرین پست تحلیلی من در مقطع فعلی است و امیدوارم ملت ایران در آرامش و امنیت بتوانند این مرحله را هم پشت سر بگذرانند.مجتبی اصغریمحقق اقتصاد مسکن، نمایشنامه نویس و مدیر شبکه اجتماعی مهندسان صنعت ساختمان 808@Civil808_Admin
بحران سوئز--تنگه هرمز از تجربه تاریخی علیه سکوت امروز چپ مقاومتیبحران امروز از جهاتی دقیقا مشابه الگوی قبلی تاریخی خود در بحران سوئز در سال 1956 میباشدبحرانی که بر سر تصاحب مالکیت و بستن تنگه (کانال سوئز) رخ داد.منتها میدانیم که کانال سوئز با تنگه هرمز تفاوت ها دارد.اما آنچه اهمیت دارد امروز به آن دقت کنیم مواضع روشنکفران در آن زمان نسبت به این بحران و انقلابی که در پی آن با دخالت شوروی برای سرکوب آن در مجارستان رخ داد است.این رویداد به اولین شکاف بین روشنفکران در کل دنیا نسبت به مواضع شوروی از بعد از جنگ جهانی دوم تبدیل شد و از این نظر دقت به جزئیات آن برای فهم تاریخی امروزمان بسیار مهم است.نبایست مواضع ضد امپریالیستی را با مواضع دخالت نیروی خارجی برای سرکوب یک انقلاب مردمی (سال 1956 در مجارستان و امروز در ایران) اشتباه گرفت.آنهایی که امروز دم از واژه پوسیده چپ مقاومتی میزنند و در زیر امنیت رژیم، خود را قایم کرده اند و تنها با لفظ توده خاطره بازی میکنند و به سر سایرین می زنند که ما در حال مبارزه با امپریالیسم هستیم توجه کنند که دقیقا در حال ارتکاب همان اشتباهی هستند که سال 1956 برخی در حمایت از توتالیریسم استالین خشونت دخالت او در سرنوشت مردم مجارستان را با نام مبارزه با امپریالیسم توجیه میکردند.خیر زمان این نوع ژست گرفتن های بی خطر گذشته است. زمان آزمون است. اینکه چه کتاب هایی در قفسه خانه ات داری و چه ها نوشته ای معیار نیست اینکه امروز در این لحظه حساس چه تصمیمی اتخاذ میکنی مهم است.دست از این واژه احمقانه چپ مقاومتی بر دارید و به سرنوشت یک ملت زجر کشیده توجه کنید.چپ توده ای که 47 است بزدلانه چشم و گوش خود را بسته است و به سنگ اندازی در مقابل میل و اراده ملت ادامه میدهد و از نقد در سینما گرفته تا تعیین تکلیف اجازه نشر کتاب ها و هر نوع محصول فرهنگی تنها به وسیله ای برای سرکوب و دشنام گویی به هر صدای مخالف درون کشور متفاوت از خود تبدیل شده است تا یک تنه پز آنرا بدهد که بله در حال مبارزه با امپریالیسم هستیم!خیر.مبارزه با امپریالیسم راه و اصول خودش را دارد نه اینکه اینجوری وحشی بازی در بیاوریم و کل جهان را با هم متحد کنیم علیه ما.اصلا این چه تصور احمقانه ایست که فکر کردید اینجوری میشود با امپریالیسم مبارزه کرد.خیر این بستن تنگه هرمز ربطی به امپریالیسم ندارد تنها به پوتین ربط دارد که حالا بتواند جبران جنگ خودش را اینجا با هزینه ملت ایران بر سر آمریکا و متخدانش در بیاورد و این دسته افراد هم شده اند سیاهی لشکر سرباز پوتین در داخل خاک ایران که حالا با ظاهر میهن پرستی این اراجیف را با نام چپ مقاومتی بیرون بدهند.آلبر کامو یک سال بعد از سرکوب خونین قیام مردم مجارستان، در پیامی به نشست نویسندگان مجار در لندن نوشت:«رژیمهای توتالیتر متحدانی بهتر از فراموشی و خستگی ندارند. پس دستور کار ما بدیهی است: حافظه و پایداری.»مجتبی اصغری@Civil808_Admin
خاک این سرزمین بدجور جون میده برای عزلت نشینی!در روزهایی به سر میبریم که میبایست از درون تاریخ کشور خودمان به زور به دنبال معدود الگوهای مرتبط با این روزها بگردیم تا بلکه راه چاره ای برای خروج از بن بست سیاسی الان کشورمان پیدا کنیماتفاقا بین محمد سامتینگ های تاریخ خودمان یکیشون ولی یکی بود که اومد یک کارهایی هم بکند که عزلت نشین اش کردند.امروز که یک عده افراطی جنگ طلب در سیاست کشور به نوکر حرف گوش کن پوتین در ایران تبدیل شده اند و یکشبه مسیر مسالمت آمیز توافق نامه را به سمت بستن تنگه هرمز که تنها به نفع روسیه است هدایت کرده اند، وقت تغییر فرا رسیده است تا هرچه زودتر جلوی خرابی های بیشتر گرفته شود.وقتی امروز هر دو سمت چپ مذهبی و راست افراطی در بوق جنگ طلبی کرده اند لازم است به دنبال راه سومی بگردیم تا بلکه امروز با سکولاریزه کردن فردای ایران راه را به سمت صلح و تمدن باز کنیموقتی دهه 40 جلال آل احمد و ملکی از راه سوم حرف میزدند هنوز کسی فکر این هیولای ایدئولوژیک رژیم فعلی در ذهنش نبود در حالیکه سرنوشت احمدآباد در بیخ گوششان بود و از آن بی تفاوت گذشتنداما امروز که 47 سال از این تجربه راه سوم تخیلی آن زمان می گذرد وقت تدوین نسخه جدید این راه سوم فرا رسیده استراه سومی بدون دخالت هر نوع ایدئولوژی مذهبی جنگ طلبانه و آزاد برای همه،حتی همین اقلیت های بی خاصیت امروز تا بتوانند در درون مجلس اش صندلی اقلیتی داشته باشند و به هارت و پورت بی خطر خود اینبار خلع سلاح شده به شکل متمدنانه تری ادامه دهند.اما حالا این محمد سامتینگ امروزی امان الان کجاست؟چه حبس در درون زندان رژیمچه زندان خودساخته خانه خودچه تبعید خارج از وطنهرکجا که هست این عزلت نشین های امروزی همان مصدق های فردای این سرزمین هستند. مهم نیست چه تجربه شکست هایی داشته اند، ما سال ها است که انتظارات خود را بر مبنای واقعیت تاریخی جغرافیایی این سرزمین پایین آورده ام، قطعا نمیشود یکشبه اروپا شد.اینجا خاورمیانه لعنتی است. اول از همه بایست تاریخ شکست های خود را مرور کنیم و مثل ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم بپذیریم که شکست خورده ایم.بله شرمندگی ملی جزئی از این شکست استقطعا موشک پراکنی به کشورهای قبلا دوست افتخاری ندارداین یک جنون استو بایست هر چه سریعتر جلوی ادامه این جنون گرفته شود.بایست تغییر کردهمه ما با هم در این تغییر سهم داریمفعلا فقط کافیست درب زندان های محمد سامتینگ های آینده را باز کنیم تا از احمدآباد هایشان به پشت میز کارشان برگردند و تا دیر نشده مملکت را از ادامه این جنگ احمقانه نجات دهند.مجتبی اصغری@Civil808_Admin
مقدار طلبی قدری بیشتر از یک تخم مرغ آب پز-بعد از وصل شدن اینترنت، به شرکت پذیرنده دامین سایت ایمیلی فرستادم و با شکایت از این وضع موجود که هر استارتاپی را از ماندن و کارآفرینی کردن در این مملکت به غلط کردن انداخته است از آنها درخواست خسارت کردم منتها طبق انتظارم هریک مدعی شدند که تقصیری نداشتند و از سوی بالا دستی به آنها فشار آورده شده بود تا اینترنت را به روی ملت قطع کنند و سرورهای خارجی را اینطور از دسترس خارج کننداز ابرآوران و کارمندانش پرسیدم بالاخره از چه طریق بایست شکایتم را قانونی ثبت کنم؟در مقابل اعتباری داخلی برای جبران خسارت به من دادند که گفتم منکه نه تنها از شما هیچ خدماتی نمیخوام فقط این رانت انحصاریتونو از اینترنت ایران را که مثل ارث پدری زدید به نام خودتان را بردارید تا بتوانیم در فضای آزاد رقابتی از هرکجای دیگر که مایلیم خدمات دامین بگیریم که فهمیدم نه خیر. تا مملکت دست این هاست یعنی این شیرفلکه اینترنت کشور دست ابرآوران است و برای کار اینترنتی در داخل کشور خر گلومون دست این هاست. حالا از کی بایست شکایت کنیم خسارت بگیریم؟!-از شرکت پذیرنده سرور سایت خواستم لااقل سرور را به داخل ایران انتقال دهد. به من هزینه انتقال سرسام آوری گفت که یعنی همینه که هست چون سرور ات حجمش زیاده نمیشه به همین راحتی با هزینه کم آنرا انتقال دهیم. و از طرفی تا وقتی سرور در خارج از کشور است یعنی امکان اتصال به API درگاه پرداخت داخلی برای آن غیر فعال است. بنابراین آقا به زبان ساده "غلط کردی موندی کشور که حالا طلبکار باشی!"-از سرور دراپباکس که در کشور دشمن ذاتی برخی از هم میهنانمان یعنی آمریکا قرار دارد ایمیلی درخواست کردم که مهلت تمدید سالانه سرویس اشتراک محتوایش را که به کل محتوای سایت لینکش کرده ام را به دلیل مسائل انسان دوستانه، حداقل میبینه که ما از داخل ایران به سرویس پرداخت بین المللی بانکی دسترسی آزاد نداریم، یک چند ماهی عقب بیاندازداو هم طبق انتظارم پیامی فرستادی که:We cannot extend the free service as we have to pay our bills as well....بله دوست عزیزاگر تو در یک دنیای دیگری غیر من سیر میکنی و با درد و مشکلات امثال من که یکی دو تا نیست هیچ آشنایی نداری عیبی نیست فقط تصور نکن که طلب امثال من با یکی دو تا تخم مرغ آب پز صفر شدنیست.خطاب به آنهایی که الان با کسب اجازه از عدم ترور، این روز ها بین جمعیت تو روز روشن موتور سواری میکنند و زنده ماندنشان را پز میدهند:هر وقت از بابت مشکلاتی که موشک پراکنی هایتان برای امثال من ایجاد کرده از خودتان خجالت کشیدید و از کرده هایتان تو میدان شرمنده شدید بد نیست حالا از ملت خودتان هم یک عذرخواهی هرچند ظاهری داشته باشید.دوستان بخش عضویت VIP را فراموش نکنید.هر کسی دوست داشت پروفایلش را در سایت 808 برای مدت یکسال VIP کنه بهم پیام بده تا شماره کارت بهش بدم منم این تمدید سرور ها رو سریعتر تا فردا موقتا با تمدید یکماه پیش رو تمام کنم که هر بار دوست ندارم وقت تحقیقاتیمو بابت اینطور مسائل از دست بدم:@Civil808_supportاطلاعات بیشتر برای عصویت VIP:Civil808.com/landing/vipضمنا لیست محصولات 808 حدودا 6500 محصول است پس به این 7 تایی که تو پست قبلی گذاشتم اکتفا نکنید. یه چند ساعت وقت بگذارید روی سایت از این صفحه هر محصولی که دنبال باشید را پیدا میکنیدCivil808.com/storeاگر هم شرکتی آموزشی-نرم افزاری یا فعال در اجرا و مشاوره صنعت ساختمان هستید میتونید ابتدای ویدئوهای بخش گالری سایت تبلیغ خود را نمایش دهید:Civil808.com/ads خلاصه راه های حمایت زیاد است. شما هم میتونید اندازه هر تعداد تخم مرغ آب پز که دوست داشتید سهمتونو به 808 ادا کنیدمجتبی اصغری@Civil808_Admin
صرفا برای تامین هزینه تمدید سرور سایت و تنها به مدت 24 ساعتامکان خرید دانلودی برای برخی از محصولات آموزشی 808 فراهم شده است.در ادامه متن این پست:t.me/Civil808_Admin/78%D8%AF%D8%B1 مدت کوتاه تعیین شده بعد از انتخاب جهت واریز میتوانید به آیدی پشتیبانی پیام دهید تا خدمتتان شماره کارت بفرستم و بعد لینک دانلود را خدمتتان ارسال کنم.چند نکته مهم:-ممکن است قبلا به طرق دیگه مثلا توسط دلاورمردانی در عرضه فضای مجازی لینک دانلود برخی از این محصولات را رایگان از تلگرام یا غیره دانلود کرده باشید که در این صورت کافیست هزینه آن را امروز به شماره کارت بنده واریز کنید. من هم پذیرفتم که در این کشور بعد از کلی خر حمالی این جور موارد جزو collateral damage هایی است که از همان ابتدای شروع هر بیزینسی بایست روی آن حساب کرد و جزئی از بیزینس سالم و غیر تکراری در این کشور است که اینجوری مالیاتش را از آدم کسر میکنند!)-هیچوقت زمانی که اولین بار سال های 1389 روی اولین محصولم که آموزش طراحی سوله بود و خودم زمان دانشجویی (که همزمان در دفتر فنی داخل شهر کار طراحی محاسبات هم میکردم و از روی مدل واقعی کارم روی آن وقت گذاشتم و به حالت آموزشی در آوردمش) در وبلاگم آن زمان میفروختم و اسم پکیج (یعنی شامل فیلم و جزوه ) روی آن گذاشته بودم فکر نمیکردم عاقبت فضای فروشگاهی کشور اینطور پر میشود از این اسم و بعضا برخی با شنیدنش آلرژی به آنها دست میدهد. بنابراین ضمن احترام به صنف پکیج فروشان امروزی بایست عرض کنم این پکیج هایی که در صفحه فروشگاهی 808 میبینید شامل محصولاتی است که همگی طی یکی دو دهه اخیر تولید شده که برخی استادی از خارج از کشور دعوت کردم فقط برای ضبط این پکیج و برخی از اساتید شریف اجازه گرفتم تا با هم دوره ای اختصاصی را برگزار کنیم که از خروجی آن پکیجی اختصاصی 808 ضبط و به فروش برسد تا شما اینطور خیلی عادی از کنار این زحمات بگذرید و آن را با سایر هم نام های پکیج فروش در فضای مجازی به همین راحتی مقایسه بفرمایید-برخی از این محصولات تماما حق فروش آن با 808 است و برخی به صورت درصد شراکتی. میزان ارزش ریالی کل این پکیج ها رقمی بسیار بزرگ است اما چون دیگه وقت و حوصله و به علاوه انگیزه ای برای ادامه این صحنه فروشندگی ندارم و همچنین نمیدونم با این وضعیت جامعه زنده ایم نیستیم اینجا هستیم نیستیم کسب و کاری داریم نداریم و فعلا همه چی روی هواست و تکلیفمان را نمیدانیم فعلا تصمیم گرفتم جلوی فروش مستقیم آن را بگیرم که البته شما تعجب نکنید برخی الان اگر یک هزارم این پکیج ها را داشتند روز و شب تو بوق و کرنا میکردند و از قبالش برای خودشان قصری ساخته بودنداما خوب یک فرق های مهمی بین 808 با بقیه هست که اگر تا الان متوجه آن نشدید دیگه خیلی خودتان را درگیر این تفاوت ها نکنید و به کار و زندگی اتان برسیداما اگر فهمیدید این تفاوت ها چی است می توانید بی منت و چشم داشت بیایید سهمتان را بپردازید آن هم برای اینکه سایت چند ماهی بیشتر بالا بماند و شما و سایرین بتوانند از آن بیشتر استفاده کنند .بنابراین به طور خلاصه:اگر خواستید به بهانه تهیه محصول آموزشی از 808 حمایت کنید طی همین امروز و امشب پیام بدهید که فقط اجاره سرور را در بیاورم و تمام.* لیست محصولات اختصاصی را از این صفحه میتوانید یکجا ملاحظه کنید:Civil808.com/storeبرخی از این محصولات را که چون تمام 100% منافع آن مربوط به 808 است برای اینکه از مابقی جدا کرده باشم را اینجا هم لیستش را قرار میدهم تا از روی آنها سریعتر انتخاب بفرمایید و به بنده پیام بدهید:آیدی پشتیبانی:@Civil808_Supportcivil808.com/node/5508https://civil808.co… اگر مدیر شرکتی هستید یا استاد دانشگاهی و الان خودتان نیازی به این فیلم ها نداشتید میتوانید به تعداد برای شاگرد های کلاس یا مهندسان داخل شرکتتان خرید کنید یکجا لینک های دانلود را کنار بگارید تا بعد.ضرری ندارد.مجتبی اصغریمدیر 808@civil808_Admin
اسم هانری لوفور را شنیده اید؟ کتاب فضا-تفاوت-زندگی روزمره یا کتاب حق به شهر را چطور؟موضوعات فضا-زمان و فضاهای شهری که تخصص مهندسان عمران-معماری و شهرسازی را دربر میگیرد از جمله دغدغه هانری لوفور بود.امروز با صاحبخانه بر سر تمدید اجاره خانه ام قرار داشتم. آدم بدی نیست. بازنشسته ایست که کل دارایی اش همین یک واحد است.پیراهن مشکی به تن کرده بود که برود تشییع جنازه آقایش.به من گفت تو کی میروی؟گفتم حاج آقا امثال منو کسی تو این جامعه دوست نداره. همینکه زنده بودنمان را تحمل میکنند خودش کلی است و انتظار دارند از این بابت قدردانشان باشیم.گفت آخه نمیدونم تو که هر شب تا صبح چراغ خونه ات روشنه، این همه کار میکنی، این همه کتاب، تو دیگه چرا...مکث کردم. نمیدانم چرا یاد هانری لوفور افتادم! بله موضوع به هانری لوفور و امثال او هم بر میگردد.امثال او چه در دوران مقاومت زیرزمینی چپ در دوره اشغال آلمان نازی در فرانسه تحت اشغال از هر دو طرف دشنام شنیدند و طرد شدند و چه در دوران بعد آن که چون موافق فعالیت های حزبی رفقایشان در حزب چپ فرانسه نبودند از آن خودخواسته خارج شدند و مجبور به انتخاب زندگی در تنهایی و سکوت خود شدند.امثال او همیشه از هر گروه قلدر حاکم ضربه دیدند چه بخواهد هم حزبی احمق خودشان باشد که بر سر تئوری های یکی دو قرن پیش مانده اند و پیشرفت ذهنی نداشته اند و چه معلوم است حزب حاکم ایدئولوژی زده جامعه هم عصرشان که همان زورگویان بی سواد چماق به دست حاکم بر کل جامعه در هر دوران است چه ایدئولوژی ملی گرایی افراطی باشد و چه ایدئولوژی مذهبی.تنها روزنه تاثیرگذاری امثال او در حوادثی مثل می 1968 است که نمونه داخلی آن در انقلاب مهسا در درون کشورمان بوده است که با بلاگ های خود سعیشان در گشودن راه هایی برای حداقل آزادی های فردی امثال خودشان در درون جامعه بوده است. امثال او هستند اما زیاد هم نیستند. امروز بین دو گروهی که همدیگر را سیاه و سفید میبینند افکار خاکستری امثال او طرفداری ندارد.جامعه ای که درگیر حداقل های لازم برای زنده ماندن خود است فعلا به اندیشه امثال او چندان نیازی ندارد جز اینکه به او ورچسب چپ بزنند و لایق هزار تهمت و افترا بدانند.امثال او زنده هستند که فعلا اجاره صاحب خانه هایشان عقب نماند و جامعه هم به وقتش پز تحمل اندیشه های دگراندیشان متفاوتی مثل او را در درون خود بدهد. آره هانری لوفور و امثال او را خوب به خاطر بسپاریدامثال او با به روز کردن اندیشه های قدیمی برای زمانه خود همه حرفی که لازم است آدم از زندگی و فلسفه فضا-زمان آن بداند را نیم قرن پیش گفته اند. بعد او هم باز هستنددیوید هاروی راه او را با بحران 2008 مسکن آمریکا ادامه دادو امروز معلوم نیست با ادامه بحران پیش روی اقتصاد مسکن در کل دنیا دیگر چه کسانی مستحق همراهی مسیر او باشند.آره صاحب خانه خلاصه اگر میخواهی بفهمی معنی این سبک زندگی امثال او چیست تنها این را بدان که راه ستاندن حق مظلوم تنها این نیست با وحشت پراکنی و نفرت پراکنی حوادثی چون 7 اکتبر راه بیاندازی تا با خیال مضحک خودت برای احقاق حق زمین ملت مظلوم فلسطین، همزمان زندگی را بر ملت مذاهب دیگر جهنم کنی تا امروز بیایی ماتم زده از این شکست تحقیر آمیزتان پیراهن سیاه بر تن کنی و عزادار رهبرت باشیخیرراهش این است تو هم از امروز بعد از این تشییع جنازه ات کم کم راه تغییر را پیش بگیری تغییری که شاید آخرین فرصت آن این روز ها و در درون همین دوره 60 روزه موقتی آتش بس ات باشد تا تو هم به جای موشک پراکنی یا فریاد های کف خیابانی ات ذره ای بنشینی در خانه ات آرام بگیری تا با کاوش در تاریخ بفهمی که مشکل واقعی فضا-زمان و مالکیت زمین از چیست.راهش این است تو هم از کتاب های افرادی که آنها را درون خانه هایشان حبس کرده اید را بخوانی تا حداقل بفهمی ماجرای فضا-زمان چیست.آن وقت است که خواهی فهمید که امثال هانری لوفور این حرف ها را قبلا به امثال تو گفته بودند ولی تو غرق در تاریخ ایدئولوژی 1400 ساله ات بوده ای جای آنکه بفهمی که تاریخ سراسر تکرار است و تکرار و تکرار.مجتبی اصغری@Civil808_Adminلینک گروه Civil808 در تلگرام:t.me/+828ibcgZ6FQ5ZTFk