یه روز نشسته بودم لب یه جدولی یه جایی که نمیدونستم دقیقا کجاست، ولی دقیقا یادمه بعدش چی شد. فکر کرد…
انتشار: 2026/07/01 21:31 UTC
یه روز نشسته بودم لب یه جدولی یه جایی که نمیدونستم دقیقا کجاست، ولی دقیقا یادمه بعدش چی شد. فکر کردم تهش که چی؟ با این آشنا شدی، با اون آشنا شدی، با همهی دنیا آشنا شدی. بالاترین نمره استاندارد های کلیشهای اومد اصلا. اگه قراره پایدار نباشه، تهش چی بهت میرسه؟ دیدم یکیو میخوام بگه تا تهش هستم. بزنم قدش بگم منم. بعدش بود که دیگه به هر چی پیش آید، خوش آید نگفتم. به هر جمعی آره نگفتم. اونقدر صبر کردم که خیلی اتفاقی اومدی. چقدر خوش اومدی. اومدی و با مداد رنگی ۲۴تایی فابرکاستل، دنیای سیاه سفیدمو رنگی رنگی کردی. فهمیدم اصلا استاندارد من تویی. با تو میسنجم چی چقدر خوبه. شدی همه چیزی که یه آدم از زندگیش میخواد. بهترین کیفیت جهان هستی با ماندگاری ابدی، شد مال خودم.> باد اتوبان@Comentive



