حمايت تا كجا خوب است؟ "حمایتگری" یک سراب در رابطه های انسانی است. شخصیت حمایتگر، جذاب و وسوسه انگیز…
انتشار: 2026/06/23 18:39 UTC
حمايت تا كجا خوب است؟ "حمایتگری" یک سراب در رابطه های انسانی است. شخصیت حمایتگر، جذاب و وسوسه انگیز است اما در نهایت، فردیت و اراده را از انسان می گیرد. حمایتگری تا یک حدی لازمه ی یک رابطه ی صمیمی است؛ اما وقتی از یک حدی بیشتر شد، دیگر آن ویژگی بی غل و غش صمیمانه نیست. میل به ارباب بودن و بنده پروری یکی از رذیلت های درونی انسان هاست. متمدنانه ترین و مقبول ترین شیوه برای ارضای این میل، محبت و حمایتگری بیش از اندازه است. به همین دلیل است که برای توصیف آن از واژه ی "سراب" استفاده کردم. ظاهر زیبایی دارد، اما در پشت آن چیزهای دیگری پنهان شده اند که خیرخواهانه نیستند. این مراقبت، حمایتگری، یا محبت بیش از حد، از طرف هر کسی که باشد آسیب رسان است. تفاوتی نمی کند از طرف یک دوست، یا همسر یا حتی پدر و مادر باشد. من معتقدم هر وقت رد پای "نفوذ" یک فرد مهم را در رابطه هایتان دیدید، باید نگران از دست دادن آزادی اراده خود باشید. ما نیاز به حمایت و محبت و نفوذ بیش از اندازه هیچ کسی نداریم. ما نیاز داریم شعور، آزادی اراده، حق انتخاب و قدرت تصمیم گیریمان به رسمیت شناخته شود. چند وقت پیش خانم و آقایی برای مشاوره پیش از ازدواج پیش من آمدند. هر دوی آن ها تحصیلات خیلی بالا و موقعیت اجتماعی خیلی خوبی داشتند. دو هفته پیش از ازدواج، بدون هیچ هماهنگی قبلی، مادر پسر با مادر دختر تماس گرفته و گفته خانواده های ما به درد هم نمی خورند و مراسم ازدواج پسرش را به هم زده. هرچند در خانواده های مراجعانم، رفتارهایی از این دست زیاد دیده بودم، اما این مورد خیلی من را به فکر فرو برد. گاهی پرده از ظاهر فریبنده ی رفتارهای انسانی کنار می رود و ذات رذیلانه خودش را نشان می دهد. حمایتگری و محبت بیش از اندازه و نفوذ در نزدیکان، نه تنها مقدس و خیرخواهانه و پاک نیستند، بلکه نشانگر میل درونی برای ارباب بودن و بنده پروری هستند. ما انسان ها بیش از آن که نیاز به ارباب داشته باشیم نیاز به استقلال داریم. تا استقلال نداشته باشیم هویت پیدا نمی کنیم. انسان بی هویت در تند باد حوادث زندگی بسیار بی دفاع است و چاره ای جز آویزان شدن ندارد. داستایفسکی خیلی خوب فهمیده که گاهی آن چه که پشت "مراقبت" پنهان شده، "حسادت" و "میل به نفوذ" است[email protected]