عشق يك نياز است، نه يك معجزهيكي از وسوسه های هر انسانی این است که با یافتن یک عشق کامروا از این رو…
انتشار: 2026/06/23 18:45 UTC
عشق يك نياز است، نه يك معجزهيكي از وسوسه های هر انسانی این است که با یافتن یک عشق کامروا از این رو به آن رو شود. همه اضطراب ها، فکرهای منفی، بی انگیزگی ها، تنبلی ها و هر ویژگی منفی دیگرش در سایه این عشق، کن فیکون شود و از او آدمی دیگر بسازد. معجزه آسا بودن عشق، دروغی دیرینه است. هیچ عشقی این قابلیت را ندارد که از ما آدمی دیگر بسازد و دروازه های خوشبختی را که تا دیروز بسته بوده اند، یک شبه به روی ما بگشاید. تا زمانی که انتظار غیر واقعی از عشق داشته باشیم، نمی توانیم موهبت یک عشق کامروا را تجربه کنیم. یکی از واقعیت های عشق این است که ممکن است روزی تمام شود. به ندرت اتفاق می افتد که جدا شدن به معنای واقعی "توافقی" باشد. هر چند خیلی وقت ها ادعای توافقی بودن وجود دارد اما واقعیت این است که معمولا یک نفر، دیگری را ترک می کند. طبیعی است که افسردگی در فردی که ترک می شود بیشتر است. کسی که ترک می شود بیشتر خودش را سرزنش می کند، خودش را زیر سوال می برد و مسوولیت تعارض های رابطه را به گردن خودش می اندازد. گاهی این وضعیت "سوگ بیمارگونه" تا سالیان بعد ادامه دارد و به او اجازه تجربه یک عشق دیگر را نمی دهد. این برخورد افراطی و عشق ها و سوگ های بیمارگونه، از یک نگاه افراطی ناشی می شود که عشق را معجزه می پندارد. بدترین ویژگیِ دروغ این است که نه فقط دیگران را بلکه خودمان را هم فریب می دهد. دروغ، آتشی است که دودش اول در چشم گوینده آن می رود. بشر در طول تاریخ درباره عشق دروغ گفته و الان خودش در دروغ خودش مانده است. عشق معجزه نیست، عشق خوشبختی نمی آورد، عشق از ما آدم دیگری نمی سازد و عشق شخصیت ما را عوض نمی کند. عشق فقط یک نیاز درونی به درگیری احساسی است که به انسانی دیگر داریم. عشق آن قدر ها افسانه ای و جادویی نیست. در این دنیای پر حادثه احتمال از دست دادن معشوق به هر علتی وجود دارد. هیچ وقت دنیا به آخر خط نمی رسد. بهترین معشوق، قابل جایگزینی است. بیش از حد بها دادن به عشق، می تواند یک ساز و کار دفاعی برای ارضای "راحت طلبی" ما باشد. خودشناسی، جرات وارد شدن به دنیای درونی و تلاش برای حل تعارض های آن، چیره شدن به فکرهای منفی و نشخوارهای ذهنی سخت است. حتی ورزش منظم، کتاب خوانی، و هر کاری که به رشد خودمان منجر شود سخت است. راحت ترین کار، پروراندن آرزوی یک عشق معجزه مانند است که به واسطه آن، یک شبه ره صد ساله را طی کنیم و همه مشکلاتمان حل شود. عشق این توانایی را ندارد. در طول تاریخ با داستان های پریان و ادبیات عاشقانه فریبمان داده اند. عشق، موهبتی است که باید جست و جویش کرد و آن را یافت. اگر هم روزی تمام شد، قابل جایگزین کردن است. و از همه مهمتر عشق یک نیاز است نه یک معجزه. دکتر هادی هاشمی رزینی