🏴سالروز شهادت حضرت سکینه(س) 🌹نام : آمنه، آمینهپدر : سید الشهداء حضرت امام حسین علیه السلاممادر : حض…
انتشار: 2026/08/18 17:53 UTCدریافت: 2026/08/18 18:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 18:22 UTC
🏴سالروز شهادت حضرت سکینه(س) 🌹نام : آمنه، آمینهپدر : سید الشهداء حضرت امام حسین علیه السلاممادر : حضرت رباب سلام الله علیهاالقاب : سکینه یا سُکینه ، خیر النسوان که امام حسین در روز عاشورا وی را به این لقب خطاب قراردادمکان ولادت : مدینه منوّرهسال ولادت : حدودسال 48 هجریسن مبارک : 70 سالسال عروج ملکوتی : 117 هجری در زمان هشام بن عبدالملک لعین🔆حضرت سکینه در کربلا حضور داشت و سخنان و اشعار و نقشی که ایفا کرده بود در تاریخ ثبت شده است. باید گفت داغ هایی که این بانوی مطهّره در مصائب جانکاه کربلا و پیشامدهای بعد از آن دیدند، شهادت ایشان را بسیار قوت میبخشد هر چند مرگ ظاهری شیعیان حقیقی، بار معنوی شهادت را با خود دارد.از طرفی پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم میفرمایند: مَن سَألَ اللّهَ الشهادَةَ مُخلِصا أعطاهُ اللّهُ أجرَ شَهيدٍ وإن ماتَ على فِراشِهِ.هركسی از روى اخلاص، شهادت را از خداوند بخواهد، خداوند اجر شهيد به وى دهد هر چند در بسترش بميرد.حال که احوالات این علیا مخدّره در عاشورا و ایام اسارت، کاملا نشان از عشق ایشان به شهادت در راه خدا دارد.🕯مصائب حضرت سکینه سلام الله علیها◾️چون امام، يارانش را كشته و بر روى زمين افتاده ديد متوجه خيمهگاه شد. دلبستگی و مهر امام نسبت به سکینه، در آخرین خداحافظی از خیمه ها، قابل توجّه و تأمّل است. وقتی آن حضرت نزدیک خیمه ها رسید، فرمود:«ای زینب! ای امّ کلثوم! ای سکینه! علیکنّ منّی السّلام.»چون اهل بیت صدایش را شنیدند، برای وداع گرداگرد امام حلقه زدند. علاقه فراوان سکینه سكينه علیهاالسلام که گفته می شود در کربلا 10 تا 14 سال داشته است عنان اختیار را از کفش ربود، دست هایش را بر سر فرود آورد و گفت: پدرجان! آیا تن به مرگ داده ای که این گونه خدا حافظی می کنی؟ ما، بعد از تو به چه کسی پناهنده شویم؟سخنان عاطفه برانگیز دختر، بر قلب پدر، سنگین آمد و از بی تابی فرزندش گریست و فرمود:«ای نور دیده ام! چگونه تسلیم مرگ نشود کسی که یار و یاوری ندارد؟»صحبت های امام برای سکینه که بوی فراق و تنهایی می داد، او را از جمع حاضر جدا کرد و در حالی که آرام آرام می گریست، به گوشه خیمه رفت! شاید قصدش این بود که قلب پدر را بیش از این غصّه دار نکند. امام با مشاهده این وضع از اسب فرود آمد و سکینه را نزد خویش خواند و او را به سینه چسباند و اشک هایش را پاک نمود و فرمود:«ای سکینه! بدان که بعد از من گریه زیادی در پیش خواهی داشت؛ اما تا هنگامی که جان در بدن دارم، با این اشکِ جانگدازت، دلم را آتش نزن! آن زمان که کشته شدم، تو که بهترین زنان هستی، سزاوارترین فرد به گریستن بر منی!»چون دشمن بعد از به شهادت رساندن سید و سالار شهیدان، زنان را از ميان قتلگاه شهدا عبور داد، حضرت سكينه خود را بر روى پیکر مطهر پدر انداخت و آن را در آغوش گرفت. در اثر گریه، بىهوش شد. آنگاه شهود کرد كه پدرش مىفرمايد: ❤️🔥شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی(شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید)❤️🔥اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی(و یا هنگامی که حكايت فرد غريبی يا شهيدى را شنيديد بر من ندبه نمایید)❤️🔥فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی(که من، نواده [پیامبرتان] هستم که مرا بی گناه کشتند)❤️🔥وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی(و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند)❤️🔥لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی(ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و میدیدید)❤️🔥کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی(که چگونه برای کودک خردسالم آب خواستم و آنان رحم نکردند)❤️🔥وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین(و به جای آب گوارا، با تیر جفا او را سیراب کردند)حضرت سکینه پس از چهار روز اقامت در شام خوابى ديد كه بخشى از آن چنين است:«ديدم زنى در هُودَجى نشسته و دستان خود را روى سرگذاشته است. پرسيدم: اين زن كيست؟ گفتند: او فاطمه ، دختر محّمد (ص) و مادر پدر تو است. با شتاب به سوى او رفتم و گفتم: مادر جان! به خدا سوگند حقّ ما را انكار كردند و حريم ما را هتک كردند. مادر جان! به خدا پدرمان، حسين (ع) را كشتند. فرمود: سكينه جانم! ديگر نگو. زيرا بند دلم را پاره كردى و جگرم را شكافتى. اين پيراهن پدرت حسين (ع) است كه از من دور نمىشود تا با اين پيراهن خدا را ملاقات كنم.