وقتى قدم برمىداشت تو گویى آن رااز زمين مىكند و به آرامى گام برمى داشت و با وقار راه مىپيمود و…
انتشار: 2025/01/28 15:06 UTCدریافت: 2026/08/18 16:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:10 UTC
وقتى قدم برمىداشت تو گویى آن رااز زمين مىكند و به آرامى گام برمى داشت و با وقار راه مىپيمود و در راه رفتن سريع بود و راه رفتنش چنان بود كه تو گویى از كوه سرازير مىشود و وقتى به جایى التفات مىكرد با تمام بدن متوجه مىشد.چشمهايش افتاده؛ يعنى نگاهش بيشتر به زمين بود تا به آسمان و آن قدر نافذ بود كه كسى را ياراى خيره شدن برآن نبود و به هر كس برمىخورد در سلام از او سبقت مىجست. پرسيدم منطقش را برايم وصف كن.گفت: رسول خدا(ص) دائماً باغصّهها قرين و دائماًدر فكر بود و يك لحظه راحتى نداشت.بسيار كمحرف بود و جز در مواقع ضرورت تكلّم نمىفرمود و وقتى حرف ميزد، كلام را از اوّل تا به آخربا تمام فضاى دهان ادا مىكرد. كلامش همه كوتاه و جامع و خالى از زوائد بود. خُلق نازنينش بسيار نرم بود؛ به اين معنا كه نه كسى رابا كلام خود مىآزرد و نه به كسى اهانت مىنمود. نعمت درنظرش بزرگ جلوه مىنمود؛ اگرچه هم ناچيز مىبود و هيچ نعمتى را مذمّت نمىفرمود. دنيا و ناملايمات آن هرگز او را به خشم در نمىآورد و وقتى كه حقّى پايمال مىشد، از شدّت خشم، كسى او را نمىشناخت تا آنكه احقاق حق مىكرد. برگرفته از کتاب سنن النبی



