♻️خودرو از سبد خرید طبقه متوسط خارج شد؟🔹اعلام قیمتهای جدید خودرو نشان میدهد که شکاف قیمت کارخانه…
انتشار: 2026/07/20 05:26 UTC
♻️خودرو از سبد خرید طبقه متوسط خارج شد؟🔹اعلام قیمتهای جدید خودرو نشان میدهد که شکاف قیمت کارخانه و بازار دیگر مهمترین مانع خرید نیست؛ حالا خودِ قیمت کارخانه هم از توان بخش بزرگی از خانوارها خارج شده است.🔹با رسیدن کف قیمت خودروهای داخلی به حدود یک میلیارد تومان، بازار وارد مرحلهای شده که در آن حتی ارزانترین محصولات هم برای طبقه متوسط قابل دسترس نیستند. 🔹طبق قیمتهای جدید، کف محصولات سایپا و پارسخودرو به حدود یک میلیارد تومان رسیده و ارزانترین محصولات ایرانخودرو حدود یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان قیمتگذاری شدهاند. 🔹مقایسه این قیمتها با درآمد یک کارگر متاهل با حقوق ۲۵ میلیون تومان نشان میدهد خرید برخی خودروها چند سال پسانداز کامل زمان میبرد؛ مثلا برای برخی خودروها حدود ۲ سال و ۱۰ ماه تا ۶ سال و ۱۰ ماه. 🔹کاهش استقبال از طرحهای فروش و افت معاملات، بیش از آنکه نشانه تعادل بازار باشد، میتواند نتیجه خروج بخشی از متقاضیان باشد؛ ✅ دنیای اقتصادپ ن : اگر بنا باشد قیمت خودرو متعارف باشد پس کارگر و کارمند سفارشی و سهمیه ای چگونه حقوق ۳۰۰ میلیونی دریافت کند؟!!#قلمـبیداری @darvishane49
پستهای تلگرام — قلم بیداری
🎥کلیپ بسیار دیدنی و قابل تامل ♻️*مارلون براندو* در فیلم پدرخوانده دکلمهای دارد که این بیانیه روابط اجتماعی و سیاسی در اکثر جوامع امروز را بیان میکندو مثل یک کتاب درسی برای همه است...👌حال سیاستمدار آنست که در مقابل کسی که اسلحه در دست دارد جا خالی دهد.وقتی پول باشد حقیقت ساکت می شود و وقتی قدرت باشد پول عقب می نشیند.مفاهیم حقوقی ، اخلاقی موقعی معنا پیدا می کنند که در وضعیت برابر باشیم.اوکهاسلحه در دست دارد و من دستم خالی است در واقع او زندگی مرا رقم می زند.#قلمـبیداری t.me/darvishane49
♻️آیا اعراب به فرهنگ وعلم ودانش ایران با اشغال ایران آسیب وارد کردند؟ (پاسخ هوش مصنوعی👇 )بله، حمله و فتح ایران به فرهنگ، نهادهای علمی و زندگی اجتماعی ایران آسیبهای جدی وارد کرد؛ اما این آسیب را باید تاریخی و چندلایه بررسی کرد، نه بهصورت یک حکم ساده که «همهچیز نابود شد» یا «هیچ آسیبی وارد نشد»۱-آسیبهای مستقیم جنگ فتح ایران در سدهٔ هفتم میلادی، در دورهٔ خلافت راشدین و سپس امویان، با جنگهای طولانی همراه بود. مانند هر جنگ گستردهای، پیامدهایی داشت:کشتهشدن شمار زیادی از مردم و ویرانی شهرها و روستاها؛تضعیف یا فروپاشی ساختار سیاسی ساسانی؛آسیب به مراکز اداری، اقتصادی و آموزشی؛از میان رفتن بخشی از کتابها، اسناد و آثار هنری؛انتقال یا غارت برخی داراییهای سلطنتی و نخبگانی؛فشار اقتصادی و مالیاتی بر بخشی از جمعیت.البته دربارهٔ جزئیات نابودی کتابخانهها، مخصوصاً ادعاهایی مانند «سوزاندن کامل کتابخانهٔ جندیشاپور یا همهٔ کتابهای ایران»، منابع معتبر و همزمان اطلاعات قطعی و یکدستی ارائه نمیکنند. بنابراین نباید همهٔ روایتهای مشهور را بدون ادامه در فایل بالا👆 به اهتمام مهربانو صالحی@darvishane49
♻️موانع شادکامی ایرانیان در دوران معاصر!زمانی که مقدمه کتاب ارزشمند درک باک با عنوان سیاست شادکامی را می خوانید با یک عبارت شگفت انگیز منسوب به #پادشاه کشور کوچک بوتان واقع در عمق کوه های هیمالیا مواجه می شوید. در سال ۱۹۷۲ پادشاه جدید بوتان خطاب به مردم کشورش اعلام کرد؛ از این پس معیار اصلی ملت او برای اندازه گیری پیشرفت، #شادکامی_ناخالص_ملی خواهد بود و نه تولید ناخالص ملی!درک باک مولفه های اصلی سیاست شادکامی در بوتان را به شرح زیر فهرست می کند؛ حکمرانی خوب و استقرار دموکراسی/ توسعه اجتماعی-اقتصادی عادلانه و با ثبات/ صیانت از محیط زیست/ صیانت از فرهنگاما #جامعه_ایران در دوران معاصر مسیر پر فراز و فرودی را برای دستیابی به شادکامی پیموده ولی همچنان در عمل تلخکام باقی مانده است. تاریخ ستبری که بیش از چراغ بودن به مثابه ترمزی بر سر راه توسعهیافتگی عمل کرده و دوگانههای تئوریکی که نتوانستهاند به فصل مشترکی از همکاری دولت - ملت تبدیل شوند. در این میان اگر چه حکومتها در بسیاری از موارد کوشیده اند تا با اتکا به قدرت فائقه این جدالها را به نفع یکطرف خاتمه دهند ولی واقعیت ایناست که تداوم بحرانها و ناکارآمدیها از شکستی فاحش در پایانبخشیدن به این نزاعهای تاریخی حکایت دارد. به این دوگانهها نظری میافکنیم:✅ جدال شرع و عرف: این نزاع همچنان از دوران مشروطه تا کنون به قوت خود باقیاست هر چند که در دوره پهلویها غلبه با عرف و پس از انقلاب چیرگی با شرع بوده است. تداوم روندی فرسایشی بدون دستیابی به تلفیق کارآمدی میان شرع و عرف، که شهروندان را دچار نوعی اسکیزوفرنی شخصیتی و جامعه را دچار نوعی صف آرایی کاذب بر سر چگونه زیستن ساخته است. اگر شادکامی را نوعی رضایتمندی از نحوه زیستجمعی در سایه تلفیقی کارآمد از سنت و مدرنیته بدانیم روشن است که تاکنون از دستیابی به آن ناتوان بودهایم.✅ جدال امت و ملت: از حدود چهار دهه پیش ما وارد چالشی میان وابستگی به امت اسلام یا ملت ایران شده ایم. دل سپردن به هر کدام هم البته پیامدهایی داشته است. اینکه باید توجه تصمیم سازان صرفا معطوف به تحولات دنیای اسلام باشد یا باید بیشتر مسائل توسعه کشور مورد عنایت قرار گیرد از جمله مهم ترین مباحث ایران پس از انقلاب بوده اند. واقعیت ایناست که در همه این سالها هم تلاشی از سوی حکومت برای توجیه افکار عمومی جهت کاهش ابعاد این نزاع صورت نگرفته است. اکنون شاید اندکی روشن شده باشد که به دلیل کمبود منابع به ناچار باید به سوی نوعی اولویت بندی در این زمینه حرکت کنیم.✅ جدال اسلام و غرب: پس از آنکه انقلاب اسلامی، ایران و غرب را به عنوان دو دیگری متضاد و دشمن ترسیم کرد در عمل امکان برقراری دیالوگ میان این دو تمدن از میان رفت. از آن پس بود که این دیگریها خود را صرفا با عینک تیره آموزههای ایدئولوژیک نگریستند. دستاوردهای غربی از جمله دموکراسی، احزاب، رسانهها، تشکلهای مدنی و سبک زندگی با بدبینی مواجه شده و زیست فردی و جمعی شهروندان به شدت از سوی حکومت مورد نظارت قرار گرفت. مداخلهای که موجبات جدی کاهش رضایتمندی در میان ایرانیان را فراهم آورده است.✅ جدال انتصاب و انتخاب: این نزاع همان ادامه تقابل میان ولایت و وکالت است که میراث دوران مشروطیت محسوب میشود. چالشی بر سر نقشآفرینی مردم در اموری همچون قانونگذاری، شرکت در انتخابات، و تعیین نوع نظام سیاسی، در مواجهه با دیدگاهی که قانون را فرابشری، انتخابات را کنترل شده، و حکومت را الهی میداند. واقعیت این است که هم اکنون و با گذشت بیش از چهاردهه از انقلاب، احساس بیقدرتی شهروندان از ایجاد تغییرات معنادار به دلیل تودرتویی نهادی، کاهش قدرت نهادهای انتخابی، و عقب ماندن نظام سیاسی از تحولات پرشتاب اجتماعی به کانون نارضایتیهای جمعی تبدیل شده است.مهران صولتی✍ t.me/darvishane49
♻️ربع پایانی عمرنوشته: بیر یوهانسونبیر یوهانسون، جامعهشناس سوئدی که در دانشگاه استکهلم جامعهشناسی تدریس میکرد، مقالهای برای سالمندان نوشته است که در آن تجربه شخصیاش پس از بازنشستگی را با عنوان «ربع پایانی عمر» بازگو میکند:همانطور که میدانی... زمان طوری حرکت میکند که گویی تو را میرباید، بیآنکه متوجه سرعت گذرش باشی...انگار همین دیروز بود که جوان بودم و تازه زندگی را آغاز میکردم... ولی به طرز عجیبی احساس میکنم که این اتفاق مربوط به قرنها پیش بوده، و از خود میپرسم: همهی آن سالها کجا رفتند؟میدانم که همهی آنها را زندگی کردهام، خاطراتی از آن زمان و رویاهایی که در سر داشتم دارم...اما ناگهان متوجه شدم که اکنون در ربع پایانی زندگیام هستم، و این کشف مرا شگفتزده کرد...همهی آن سالها کجا رفتند!؟ جوانیام کی و کجا از من جدا شد؟در طول عمرم با سالمندان زیادی روبهرو شدم، اما همیشه فکر میکردم پیری چیزی دور از من است... آن زمان در ربع اول مسیر زندگیام بودم و ربع چهارم آنقدر دور بهنظر میرسید که حتی نمیتوانستم تصورش را بکنم...اما حالا، ربع چهارم در را کوبیده، از آستانهام گذشته و جوانیام را با خود برده است... دوستانم بازنشسته شدهاند، موهایشان سفید شده، آهسته راه میروند، به سختی میشنوند، به زحمت میفهمند...برخی از آنها از من بهترند و برخی بدتر... اما بهوضوح میبینم که چقدر تغییر کردهاند... دیگر آن آدمهای پرشور و جوانی که در خاطرم بودند نیستند...ما اکنون همان سالمندانی هستیم که زمانی نگاهشان میکردیم و هرگز تصور نمیکردیم روزی مثل آنها شویم...امروز برایم حمام کردن خودش به هدف روز تبدیل شده!! و چرت نیمروزی دیگر اختیاری نیست، بلکه ضروریست!!چرا که اگر خودم بهدلخواه نخوابم، همانجا که نشستهام خوابم میبرد...و اینگونه وارد فصل جدیدی از زندگیام شدهام، بیآنکه برای دردها، ناتوانیها و کارهایی که میخواستم انجام دهم ولی هرگز نکردم آماده باشم...چقدر برای کارهایی که نباید انجام میدادم پشیمانم... و چقدر برای چیزهایی که باید انجام میدادم و نکردم افسوس میخورم...در عین حال، کارهای زیادی هم هست که از انجامشان در گذشته خوشحالم...پس اگر تو هنوز وارد ربع پایانی زندگیات نشدهای... بگذار به تو یادآوری کنم که زودتر از آنچه فکرش را میکنی از راه میرسد...بنابراین، هرچه در زندگیات میخواهی انجام دهی، همین حالا انجامش بده...کار را به فردا نینداز!!زندگی با سرعت میگذرد... پس هرچه میتوانی امروز انجام بده، چون هیچگاه نمیتوانی مطمئن باشی که در کدام ربع از زندگیات هستی...هیچ تضمینی نیست که همهی فصلهای عمرت را ببینی... پس امروز را زندگی کن و هرچه میخواهی انجام دهی یا بگویی تا عزیزانت بهیاد بسپارند، همان امروز بگو و انجام بده...امیدوار باش که قدردانت باشند و بهخاطر همهی آنچه برایشان در این سالها کردهای، دوستت داشته باشند...«زندگی» هدیهای است برای تو.و نحوهی زندگیات، هدیهایست برای کسانی که بعد از تو میآیند...پس آن را عالی کن... زندگیات را خوب زندگی کن.از روزت لذت ببر...کاری مفرّح انجام بده...شاد باش...برای تو روزی فوقالعاده آرزو دارم...به یاد داشته باش که «سلامتی» ثروت واقعیست، نه طلا و نقره...و بهتر است این موارد را هم در نظر داشته باشی:بیرون رفتن خوب استبازگشت به خانه بهترفراموش کردن اسامی اشکالی ندارد... چون بعضیها حتی فراموش کردهاند که تو را میشناسند!میدانی که قرار نیست در همهچیز حرفهای باشی، مثل گلفکارهایی که قبلاً انجام میدادی، دیگر برایت مهم نیستند، و اینکه اهمیتی هم نمیدهی که دیگر علاقهای نداریروی صندلی راحتی و با تلویزیون روشن بهتر از تخت میخوابیدلت برای روزهایی که فقط با کلید «روشن» و «خاموش» همهچیز کار میکرد تنگ شدهتمایل داری از کلمات کوتاهتری استفاده کنی: «چی؟»... «کی؟»... «کجا؟»لباسهای زیادی در کمد داری... که بیش از نیمی از آنها را دیگر هرگز نخواهی پوشیدچیزهای قدیمی برایت ارزشمندتر میشوند:آهنگهای قدیمیفیلمهای قدیمیو از همه بهتر: دوستان قدیمی!!این را برای دوستان قدیمیات بفرست... بگذار بخندند و با تو همنظر باشند...و به یاد داشته باش: مهم نیست چه اندازه جمع کردهای، بلکه مهم این است که چه چیزهایی پخش کردهای...و این نشان میدهد که چه نوع زندگیای داشتهای...در پایان... و گمان میکنم این خلاصهی خرد زندگیام باشد:ما خوب میدانیم که نمیتوانیم زمانی به عمرمان بیفزاییم، اما میتوانیم زندگی را به زمانمان بیفزاییم...#قلمـبیداری t.me/darvishane49
_ آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نیامده است رنج و اندوه مبر_ پیش از پاسخ دادن بیاندیش- هیچکس را تمسخر مکن_ نه به راست و نه به دروغ هرگز قسم نخور_ خودت برای خودت، همسر برگزین_ به ضرر کردن کسی خوشنود مشو_ دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی_ نیک باش تا زندگانی به نیکی گذرانی_هرگز ترشرو و بدخو مباش_ تا جایی که می توانی، از مال خود به دیگران ببخش_ کسی را فریب مده تا دردمند نشوی_ از هرکس و هرچیز مطمئن مباش_ فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی_ بیگناه باش تا بیم نداشته باشی_ سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی_ با مردم یگانه باش تا سرآمد و مشهور شوی_ راستگو باش تا پایدار باشی_فروتن باش تا دوست بسیار داشته باشی_ مطابق وجدان خود رفتار کن که کامروا شوی_جوانمرد باش تا آسمانی باشی_ روان خود را به خشم و کینه آلوده مساز_ دردین و مذهب افراط نکن تا پاک و راست گردیپندهای 22 گانه زرتشت که هزاران سال پیش آن را به ما آموخته و به یادگار گذاشته#قلمـبیداری t.me/darvishane49
⏪ اشتباه راهبردیعقبنشینیهای متعدد ترامپ در رابطه با حمله به زیر ساخت های ایران و استفاده از ظرفیتهای بزرگ این کشور در ویرانی کشورمان سبب انتقاد و استهزا و ناراحتی بسیاری شده است.اسرائیل بیشترین ناراحتی و نگرانی را دارد؛ رسانههای وابسته به صهیونیستها در آمریکا و در سطح جهان از او انتفاد و گاهی وی را مسخره و تحقیر میکنند.مخالفان وی در آمریکا از جمله دموکراتها آنرا ناشی از تزلزل اراده وی دانسته و از این فرصت برای تضعیف ترامپ برای پیروزی در انتخابات بیشترین استفاده را مینمایند. دیگر کشورها و سیاستمداران جنایتکاری که انتطار خسارتهای فراوان به ایران را دارند نیز بطرق مختلف و انحاء گوناگون بر وی میتازند. در این میان اسرائیل علاوه بر بهرهمندی از امکانات دنیای یهود و صهیونیسم مستقیما نیز ترامپ را فاقد اراده دانسته و نگران این نوع از تصمیمات میباشد چرا که دولتمردان و اکثر مردم این کشور به چیزی جز نابودی ایران راضی نیستند.آنها بر اساس تفکر منحط و ضد بشری باورهای دینی از کشته شدن انسانها لذت میبرند. شعف و شادی و خوشی دل آنها موقعیست که تخریب و ویرانی شهرها و کشتار انسانها هرچه بیشتر اتفاق بیافتد.در این میان بعضی سیاستمداران و رسانهها و کنشگران ایرانی نیز عدول ترامپ از حمله را نتیجه ضعف وی قلمداد نموده و او را فاقد جرات و شجاعت لازم میدانند، دقیقا نکتهای که صهیونیستها و دشمنان ایران بمنظور خاص بر آن تاکید دارند.البته جای شکی نیست که تعلل ترامپ در حمله به زیر ساختها بسبب ملاحظات بسیار از جمله مشکلات نظامی وکمبود دفاعی،مخالفت کشورهای منطقه وبخشی از جامعه آمریکا ومتحدان وی در ماگا ونگرانی از تبعات آن وعدم پیشرفت در دو جنگ قبلی میباشد .این نکات بر همگانروشن است اما منافع ایران ایجاب میکند که بر دستاوردها وگرفتن امتیازات تمرکز کند .از جانب دیگر همه دنیا اکنون بر این امر واقف شده است که ترامپ کیش شخصیت دارد.بدیهیست هر مقامی مسائل شخصی را اهمیت میدهد اما این امر در الویت مسائل ترامپ قرار دارد و در این مورد استثنای مقامات دنیاست.مقامات رسمی ایران میبایست این نکته را توجه کنند که حمله دشمنان کشورمان به شخصیت ترامپ، تخریب وی، متزلزل دانستن او، بیاراده قلمداد کردنش و نگرانی از عدول از تصمیماتش ، با نیت تشویق او به حمله میباشد .آنها نگران و ناراحت از عدم حمله به زیر ساختهای ایران هستند و لذا مصلحت و حکمت ایجاب میکند و منافع ایران بر این امر اقتضا داردکه تشدید کننده این فضای مسموم نشود.منظور از این نوشته عدم انتقاد از این مرد غیراخلاقی و ضد بشری نیست بلکه همگرا و همزبان شدن مقامات رسمی کشورمان در انتقاد از وی در عدم حمله و عدول او از تصمیمات متجاوزانه ، نه تنها با هیچ منطق و معیاری سازگار نمیباشد، بلکه میبایست از چنین تصمیمات وی بشکلی استقبال گردد .شاید گفته شود تخریب ترامپ این مرد ضد اخلاقی وبشری مهم وضروری میباشد در اینصورت این وظیفه را مقامات میتوانند به رسانه ها،شخصیتهای غیر رسمی وکنشگرانجامعه محول نمایند .در نهایت هرگونه بر خورد تبلیغی با ترامپ میبایست بشکلی باشد که موجب تقویت اهداف دشمنان ایران در تحریک وتهییج وتشویق این فرد خودشیفته و جانی برای حمله به ایران نشود .سید محمود صدری۱۴۰۵/۵/۲۰t.me/darvishane49

