بیژن الهی؛ شاعری که زبان را به غربت خود بازگرداندبابک شاکر دوات، پایگاه فرهنگ، هنر، فلسفه و ادبیات،…
انتشار: 2026/07/08 09:01 UTCویرایش: 2026/08/01 00:11 UTCدریافت: 2026/08/01 00:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:11 UTC
بیژن الهی؛ شاعری که زبان را به غربت خود بازگرداندبابک شاکر دوات، پایگاه فرهنگ، هنر، فلسفه و ادبیات، چالش:زادروز بیژن الهی یادآور تولد شاعری است که جایگاهش را نه با کثرت آثار، بلکه با دگرگون کردن نسبت زبان، شعر و ترجمه در ادبیات معاصر ایران تثبیت کرد. او از برجستهترین چهرههای جریان «شعر دیگر» بود؛ جریانی که شعر را از روایت، تعهد مستقیم و بلاغت خطابی به سوی تجربهای شهودی و زبانی سوق داد. در شعرهای او، تصویر نه زینت کلام، بلکه شیوهای برای اندیشیدن است؛ چنانکه در بسیاری از قطعات، اشیا از منطق عادی خود جدا میشوند و در پیوندهایی تازه، جهانی مستقل میآفرینند. از همین رو، شعر الهی بیش از آنکه خوانده شود، باید تجربه شود؛ زیرا معنا در آثار او نه از گزارش واقعیت، بلکه از برخورد لایههای پنهان زبان زاده میشود.دستاورد دیگر الهی، ترجمههای کمنظیر او از شعر مدرن جهان است؛ از آرتور رمبو، رنه شار، هانری میشو، سنژان پرس و ژرژ شحاده گرفته تا ترجمههای ماندگارش از فدریکو گارسیا لورکا. او ترجمه را انتقال ساده معنا نمیدانست، بلکه بازآفرینی ساختار ادراکی متن تلقی میکرد. به همین دلیل، موسیقی، نحو و حتی سکوتهای متن اصلی را تا حد امکان در زبان فارسی حفظ میکرد. در رویکرد ترجمهشناختی امروز، این شیوه را میتوان مصداق «بیگانهسازی» دانست؛ رویکردی که مترجم به جای هموار کردن متن برای خواننده، خواننده را به اقلیم زبانی نویسنده فرامیخواند و اجازه میدهد غرابت متن اصلی در زبان مقصد باقی بماند.در همین نقطه است که تفاوت ترجمههای الهی از لورکا با ترجمههای احمد شاملو آشکار میشود. شاملو، با همه توانایی کمنظیرش، لورکا را در دستگاه موسیقایی و بیان شخصی خود بازآفرینی میکند؛ جملهها روانتر، آهنگینتر و فارسیتر میشوند و گاه صدای مترجم بر صدای شاعر غلبه مییابد. اما الهی از چنین تصرفی پرهیز میکند. او شکستهای نحوی، ابهامهای تصویری و ایجاز رازآلود لورکا را حفظ میکند و نمیکوشد متن را به ذائقه فارسی عادت دهد. از این منظر، ترجمههای شاملو نمونهای موفق از «بومیسازی» و ترجمههای الهی نمونهای برجسته از «بیگانهسازی» هستند؛ دو راهبرد متفاوت که هر یک افق خاصی برای فهم شعر میگشایند، اما ترجمههای الهی به استانداردهای نظری ترجمه ادبی معاصر نزدیکترند.بیژن الهی را باید فراتر از یک شاعر یا مترجم دید؛ او معمار نوعی حساسیت زبانی بود که بر نسلهای بعدی شعر فارسی تأثیر گذاشت. سکوت طولانیاش، انتشار محدود آثارش و دوری آگاهانه از محافل ادبی، از او چهرهای اسطورهای نساخت؛ بلکه بر استقلال فکریاش گواهی داد. امروز، با فاصلهای تاریخی، روشنتر از همیشه میتوان دریافت که میراث او در چند دفتر شعر یا چند ترجمه خلاصه نمیشود، بلکه در تغییری نهفته است که در تلقی ما از زبان، شعر و ترجمه پدید آورد؛ تغییری که هنوز نیز یکی از مهمترین افقهای مدرنیسم ادبی فارسی به شمار می آید .t.me/davat1394/18412


