شاملو؛ متفکری مبتکر_بازخوردی دیگر در بزرگداشت بامداد نوآورعلیرضا پنجهییپیشاسخن:بزرگداشت شاملو، اگ…
انتشار: 2026/07/24 22:15 UTCویرایش: 2026/08/01 00:11 UTCدریافت: 2026/08/07 21:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 21:45 UTC
شاملو؛ متفکری مبتکر_بازخوردی دیگر در بزرگداشت بامداد نوآورعلیرضا پنجهییپیشاسخن:بزرگداشت شاملو، اگر به تکرار محفوظات و نقلقولهای مقدسموآبانه ختم شود، دیگر بری از نقد ادبی و آیینی ستایشمحور است. خود شاملو نیز اگر در حصار مریدانش زندانی شود، دیگر از آن روح عصیانگری که حاصل آن بامداد شاعر شد، فاصله میگیرد . شاملو از نیما نه با انکار او ، عبور کرد، در واقع او با آفرینش 《طرز》 دیگر خود.پارادایم دیگری را آغازید، هم از اینرو، وفاداری به شاملو نیز در گرو عبور خلاق از طرزِ شاملویی است، نه با پا سست کردن به نیت اقامت در آن. شاعری که دههها پس از شاملو هنوز تنها پژواک نحو، موسیقی و آرکائیسم اوست، بیش از آنکه ادامهدهندهی شاملو باشد، بدل کمرنگ اوست. هر 《طرز》، اگر به نوزایی نرسد، دیر یا زود به کلیشه بدل میشود و این قانونی است که خودِ طرزِ شاملویی نیز نمیتواند از آن مستثنی باشد.در تقسیمبندی شاعران میتوان گفت، برخی شاعران شهاباند، برخی ستاره و برخی ستارهی دنبالهدار؛ شاملو اما بر کهکشان شعر ما جلوههای خوشمنظری افزوده است. . او شاعری انقلابی، متفکری مبتکر و آفرینندهای خلاق بودهاست.از این روست که نمیتوان شاملو را صرفاً با عنوان «شاعر سپید» یا 《شاعر آزادی》 مورد خطابه قرار داد.درواقع اهمیت او در 《طرز》یست که آفرید؛ طرزِ شاملویی!همانگونه که نیما راه شعر آزاد را گشود، شاملو نیز در شعر منثور، با بهرهگیری از نثر کتب مقدس، متون قدمایی و بهویژه تاریخ بیهقی، آرکائیسم، اسطوره، فرهنگ عامه، ترجمه، موسیقی درونی زبان و تجربهی زیسته، نظامی تازه در نوشتن شعر پدید آورد. قدرت او تنها در شکستن وزن عروضی نبود؛ بلکه در آفرینش یک نظام زبانی مستقل بود، ستاندن بلاغت از اوزان عروضی و تعمیمم جوهرهی شعر به نثر، او این فکربکر انقلابی را از آرای نوآورانهی نیما بازجست، اگرچه خود نیما زبانیت را نه از بازیهای رتوریک ایهام و جناس و تشبیه و استعاره و کنایه بل او از زبان سبک خراسانی از ظرفیتهای محلی شعر طبری بزنگاههای دیگر افزود، و نه صرفاً قالبی تازه.از این منظر، شاملو را باید از عنوان محدودِ 《شاعر شعر سپید》 فراتر برد و بهعنوان بنیانگذار 《طرزِ شاملویی》در شعر منثور ایران بازشناساند.او با تغییر کاربری از قصاید و منظومههای قدمایی بهرهای دیگر برگرفت و برای عناصر زادبومی شناسنامهی جهانوطنی گرفت.میان شعر آزاد نیما و شعر منثور شاملو، پیوندی تبارشناسانه و ژنتیک وجود دارد؛ اما همانگونه که هر نسل نو، ضمن بهرهگیری از میراث نسل پیشین، هویت مستقل خود را میآفریند، شعر شاملو نیز تاریخ، ساختار، زیباییشناسی و مختصات ویژهی خود را دارد.شاملو، در کنار نیما، یکی از نقاط عطف تحول زبان شعر فارسی است. اگر نیما راه شعر آزاد را گشود، شاملو افق شعر منثور را تثبیت و گسترش داد. با این همه، هنوز نباید دربارهی شاملو به تکرار کلیشههای رایج بسنده کرد. متأسفانه بخش بزرگی از نقد معاصر ما گرفتار بازگویی آرا و گفتههای پیشینیان است؛ در حالی که جامعهی ادبی بیش از هر زمان دیگری به پژوهشهای روشمند، تحلیلهای متنمحور و پیکرهبندی علمی مؤلفههای 《طرزِ شاملویی》 نیاز دارد.گفتوگو دربارهی شاملو، اگر از مرز ستایش یا نفی عبور نکند، به شناخت او کمکی نخواهد کرد. اکنون زمان آن رسیده است که به جای تکرار مکررات، سازوکارهای زبانی، زیباییشناختی و نظری این طرز ادبی بهگونهای روشمند بررسی شود؛ زیرا شاملو نه فقط شاعری بزرگ، بلکه بنیانگذار یکی از مهمترین جریانهای زبان شعر معاصر فارسی است.*پن:* در این نوشتار، 《طرز》 صرفاً به معنای سبک نیست؛ بلکه نظامی زبانی، زیباییشناختی و اندیشگانی است که به جریانسازی در شعر میانجامد. از این منظر، شاملو نه فقط نوآور، بلکه طرزآور است.نوآوری، آفرینش یک اثر متفاوت است؛ اما طرزآوری، آفرینش دستگاهی زبانی و زیباییشناختی است که دیگران نیز بتوانند در نسبت با آن بنویسند، از آن عبور کنند یا با آن گفتوگو کنند. از این منظر، احمد شاملو نه صرفاً نوآور، بلکه طرزآور است.panjeei.ir/post/760https://t.me/davat1394…


