•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•🔰 تحقیق در معنای رزق و حلم و صبر ✍ فقیه…
انتشار: 2026/08/02 07:56 UTCدریافت: 2026/08/15 02:34 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:34 UTC
•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•🔰 تحقیق در معنای رزق و حلم و صبر ✍ فقیه متکلم حاج شیخ محمد جواد محولاتی خراسانی رحمه الله تعالی🔷 خداوند را برای بندگان دو نوع رزق است ، یکی رزق مقسوم که خود برای کسی مقرر و مقدار فرموده ، یا کم و یا زیاد وآنچه در اخبار وارد است که رزق زیاد و کم نمی شود ویا چه پیِّ آن بروی و چه نروی می رسد ، این قسم است، یعنی رزق مقسوم است. یکی دیگر رزق فضلی است که فرموده «واسألوا الله من فضله» و آن امری است زائد بر مقسوم و آن موقوف بر کسب و طلب است ولو دعاء و درخواست کردن .وآنچه در اخبار وارد شده از تحسین و تاکید بر صبر بر فقر و قناعت همان صبر بر رزق مقسوم است و معنی آن تفویض امر است به سوی خدا در اختیار و ساختن و راضی شدن به آنچه او مقرر و حواله فرماید واو را هم حد معینی نیست ، گاه تنگی می دهد و گاهی فشار می دهد و گاهی رفاهیت می دهد ، بر یک حال ثابت نیست ، لهذا صبر بر آن برای بشر ضعیف مخصوصا اگر آلوده هوا و پرورده تَعیُّش باشد مشکل است وچون در خور طاقت عموم نیست ، بر همه واجب نشده ولی جزء کمال بندگی شده و بندگان کامل خدا در این جهت می کوشیدند که این مرتبه را احراز کنند ، یعنی کاملا خود را تحت اختیار حق قرار می دهند که آنچه او برای ایشان پسند کند ، همان را واین مقام صبر و تسلیم رضا است نهایت در جهات دیگر از ابتلائات و ما چون اهل این حرفها نیستیم وفقط بر زندگی صوری چشم داریم «ذلك مبلغهم من العلم» وبه کلی از خاطره ما رفته که صبری هم هست و رضا و تسلیمی هم هست و هیچ فکر نمی کنیم که صبر یعنی چه و رضا یعنی چه و تسلیم یعنی چه ؟ با آن همه تاکیداتی که در امر به تحصیل این مقامات شده لهذا زبان به اعتراض می گشائیم . پ . ن : فرق بین حلم و صبر : حلم موردش با مخلوقین است و گاهی حلم ناشی از صبر است و صبر موردش با خالق و هم با مخلوق است و صبر نوعا در موارد خارج از قدرت است مثلا اگر بلائی از جانب خدا به شخص وارد شود ، نمی شود گفت *حلم کردم* بلکه باید بگوید صبر کردم .📚 شرح زندگانی ، چرایی تحمل رنجها ، ص 159 الي 162 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 3 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — بازگشت به شیعه
•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•🔰 تضاد قاعده الواحد با ضروريات عقائد مسلمين✍ العلامة المتكلم الفقيه الشيخ محمد باقر المجلسي رحمه الله تعالي🔷 ولعمری من قال بأن الواحد لا یصدر عنه إلا الواحد و کل حادث مسبوق بمادة و ما ثبت قدمه امتنع عدمه و بأن العقول و الأفلاك و هیولى العناصر قدیمة و أن الأنواع المتوالدة کلها قدیمة و أنه لا یجوز إعادة المعدوم و أن الأفلاك متطابقة و لا تکون العنصریات فوق الأفلاك و أمثال ذلك ، کیف یؤمن بما أتت به الشرائع و نطقت به الآيات و تواترت به الروایات من اختیار الواجب «و أنه یَفعَلُ ما یَشاءُ و یَحْکُمُ ما یُریدُ» و حدوث العالم وحدوث آدم و الحشر الجسماني و کون الجنة في السماء مشتملة على الحور و القصور والأبنية والمساکن والأشجار والأنهار وأن السماوات تنشق و تطوى و الکواکب تنتثر و تتساق بل تفنى وأن الملائكة أجسام ملئت منهم السماوات ینزلون و یعرجون و أن النبي صلي الله علیه وآله قد عرج إلى السماء و کذا عیسى و إدریس علیهما السلام و کذا کثیر من معجزات الأنبیاء والأوصياء علیهم السلام من شق القمر و إحیاء الأموات و ردّ الشمس و طلوعها من مغربها و کسوف الشمس في غیر زمانه و خسوف القمر في غیر أوانه و أمثال ذلك و من أنصف و رجع إلى کلامهم علم أنهم لا یعاملون أصحاب الشرائع الا کمعاملة المستهزئ بهم أو من جعل الأنبياء علیهم السلام کأرباب الحیل والمعمیات الذین لا یأتون بشيء یفهمه الناس بل یلبسون علیهم في مدة بعثتهم أعاذنا الله و سائر المؤمنین عن تسویالتهم و شبههم .🔹 و به جانم قسم، هر کس بگوید که از واحد فقط یک واحد صادر مى شود ، و هر پدیده ای مسبوق به ماده است ، و هر چیزی که قدم اش ثابت شده، عدم آن ممکن نیست، و عقل، اجرام آسمانی و مادهٔ عناصر(هیولی)، همگی ازلی هستند، و تمام موجودات متولد شده نیز ازلی هستند، و اینکه ایجاد دوبارهٔ چیزی که از بین رفته، ممکن نیست، و اجرام آسمانی با هم یکسان هستند و عناصر بالاتر از اجرام آسمانی نیستند، چگونه به آنچه که شریعتآورده و آیات آن بیان کردهاند و روایات فراوانی آن را تایید میکنند، ایمان بیاورد؟ اینها از "انتخاب واجب" است که "هر چه بخواهد انجام میدهد و هر چه اراده کند، حکم میکند." و همچنین به خلقت جهان، خلقت آدم، قیامت جسمانی، و وجود بهشت در آسمان که شامل حوریان، قصرها، ساختمانها، خانهها، درختان و رودخانهها است، و اینکه آسمانها شکافته میشوند و تا میشوند، و ستارگان پراکنده میشوند و به سقوط میافتند، بلکه نابود میشوند، و اینکه فرشتگان، موجوداتی هستند که آسمانها از آنها پر شدهاند، و فرود میآیند و به آسمانها صعود میکنند، و اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان عروج کرد، و همینطور عیسی و ادریس (علیهما السلام)، و همچنین بسیاری از معجزات انبیاء و اوصیاء (علیهم السلام)، مانند شکافتن ماه، زنده کردن مردگان، بازگرداندن خورشید و طلوع آن از غرب، و گرفتگی خورشید در زمان نامناسب و خسوف ماه در زمان نامناسب، و موارد مشابه. و هر کسی که منصف باشد و به گفتار آنها مراجعه کند، متوجه میشود که آنها با پیروان شریعت، نه به عنوان یک دوست، بلکه به عنوان کسی رفتار میکنند که به آنها تمسخر میکند، یا اینکه انبیاء (علیهم السلام) را مانند صاحبان ترفندها و فریبها میدانند که هیچ چیز مفیدی برای مردم نمیآورند، بلکه در طول دوران بعثت خود، مردم را گیج میکنند. خدا ما و سایر مومنان را از فریبها و شبهات آنها حفظ کند.📚 بحار الأنوار ج 8 ص 328 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•🔰 ابن حجر عسقلاني و شهيد اول و غلات نصيريه 🔷 از جمله مواردی که ابن حجر عسقلانی نتوانسته است حالات درونی خود نسبت به علمای شیعه را مخفی کند و به سبب کینه و دشمنی اش ، مطالب عجیب و غریب وعبارات توهین آمیز دروغی را به یکی از بزرگترین فقهای شیعه امامیه نسبت داده است ، شرح حالی است که وی از شهید اول در کتاب مشهور و مهم انباء الغمر خود آورده است .او در ضمن حوادث سال ٧٨١ هجري چنين ميگويد : وفيها قُتِل محمد بن مكي الرافضي بدِمَشق بسبب ما شهد به عليه من الانحلال واعتقاد مذهب النصيرية واستحلال الخمر الصرف وغير ذلك من القبائح وذلك في جمادي الأولي وأرخه بعض أصحابنا في سنة ستّ وثمانين والله أعلمودر این سال محمد بن مکی رافضی در سهر دمشق کشته شد واین به سبب آن بود که بر ضد وی شهادت دادند که او معتقد به مذهب نصیریه و حلال بودن شراب خالص و قبائح دیگر است . این واقعه در جمادی الاولی سال ۷۸۱ هجری بود و برخی از اصحاب کا این واقعه را در یال ۷۸۶ هجری نوشته اند .[إنباء الغمر بأنباء العمر ج1 ص200] ابن حجر در همین کتاب در حوادث سال ۷۸۶ هجری نیز می گوید : محمد بن مكي العراقي ، كان عارفا بالأصول العربية فقُتلَ علي الرفض ومذهب النصيرية في جمادي الأول وقد تقدم ذكرَه في حوادث سنة إحدي وثمانين والله أعلم .محمد بن مکی عراقی دارای اصول و عربیت بود او به جهت کذهب رفض و نصیریه در جمادی الاولی کشته شد ... .[إنباء الغمر بأنباء العمر ج1 ص299]از این دو فقره مذکور که شرح حال یکی از فقهای نامدار و بزرگ شیعه است مقدار بی دقتی مغرضانه و شدت تعصب و کینه ورزی ابن حجر به خوبی آشکار می شود زیرا او خود بهتر از هر کس دیگری می داند که این عالم برجسته شیعه از چنین مسائلی مبراء بود و کتاب های مهم فقهی* این عالم بزرگوار شیعه شاهد بزرگی بر دروغ بچدن این ادعا هاست .وخاصه مُبيِّن رذالت و خبث رفتاري غلات بوده كه دست آویزی برای مخالفین در جهت انتساب فقهاي بزرگی همچو شهید اول به این فرقه منحوسه شده بجهت به قتل رسانیدن * النجاسات عشر: ... و الكافر أصليّاً أو مرتدّاً أو منتحلاً الإسلام [للإسلام] جاحداً بعض ضروريّاته كالخارجيّ و الناصبيّ و الغاليّ و المجسّميّ![الدروس الشرعیّة ج1 ص124]* الإساغة بالخمر ، لان شرب الخمر مفسدة ، إلا أن فوات النفس أعظم منه ، نظرا إلى عقوبتهما . وكذا فوات النفس أشد من أكل الميتة ، ومال الغير .[القواعد والفوائد ج1 ص143]🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
🔰 خصائص الصلاة وفضائلها عند الإماميةروايات كثيري در تراث اماميه بالنسبة مقدار ثواب صلوات بصيغه [اللهم صل علي محمد وآل محمد] بإيدينا واصل ميباشد كه در اين مقام به بعض از أحاديث معتبر عند القوم اشاره ميكنيم :1️⃣ تکفي مؤونة الدنيا والآخرة - عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع أَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّه ص إِنِّي أَجْعَلُ لَكَ ثُلُثَ صَلَوَاتِي لَا بَلْ أَجْعَلُ لَكَ نِصْفَ صَلَوَاتِي لَا بَلْ أَجْعَلُهَا كُلَّهَا لَكَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّه ص إِذاً تُكْفَى مَئُونَةَ الدُّنْيَا والآخِرَة .الكافي للشيخ الكليني ج 2 ص 491 .مردی نزد پیامبر آمد و گفت: «ای فرستاده خدا، من یکسومِ صلواتم را به شما اختصاص میدهم؛ بلکه نیمی از صلواتم را؛ بلکه همه آنها را به شما اختصاص خواهم داد.» پیامبر خدا پاسخ دادند: «در آن صورت، از بارِ [مشکلات و دغدغههای] دنیا و آخرت آسوده خواهی شد.»2️⃣ الدعاء من دونها محجوب - عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ كُلُّ دُعَاءٍ يُدْعَى اللَّه عَزَّ وجَلَّ بِه مَحْجُوبٌ عَنِ السَّمَاءِ حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ .الكافي للشيخ الكليني ج2 ص 493 .او گفت: «هر دعایی که خطاب به خداوند باشد، از رسیدن به آسمانها بازداشته میشود تا زمانی که بر محمد و خاندان محمد درود فرستاده شود.»3️⃣ ترفع النسيان - أبي هاشم داود بن القاسم الجعفري عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر عليهما السلام في حديث طويل أن الحسن المجتبي أجاب السائل الذي سأله عن الذكر والنسيان ؟ فقال سيد شباب أهل الجنة : وأما ما ذكرت من أمر الذكر والنسيان فإن قلب الرجل في حق وعلى الحق طبق فإن صلى الرجل على ذلك على محمد وآل محمد صلاه تامه انكشف ذلك الطبق عن ذلك الحق فأضاء القلب وذكر الرجل ما كان نسي فإن هو لم يصل محمد وآل محمد أو نقص من الصلاة عليهم انطبق الطبق على ذلك الحق فأظلم القلب ونسي الرجل ما كان ذكره ... .عيون أخبار الرضا للشيخ الصدوق ج 1 ص 68 .اما در باب آنچه درباره یادآوری و فراموشی گفتید: قلب آدمی بر محور «حق» استوار است، اما پردهای بر آن حق کشیده شده است. هرگاه انسان بر محمد و آل محمد درود فرستد —آن هم درودی کامل— آن پرده از روی حق کنار میرود؛ قلب نورانی میشود و آدمی آنچه را که فراموش کرده بود، به یاد میآورد. اما اگر از درود فرستادن بر محمد و آل محمد بازماند یا درودی ناقص نثار کند، آن پرده دوباره روی حق را میپوشاند؛ قلب تیره میشود و آدمی آنچه را که پیشتر به یاد داشت، از خاطر میبرد.4️⃣ أنها كذكر الله [عشر حسنات]عن عبد الحميد عن أبي عبد الله عليه السلام قال : من ذكر الله كتبت له عشر حسنات ، ومن ذكر رسول الله صلى الله عليه وآله كتبت له عشر حسنات لان الله تعالى قرون رسوله بنفسه .علل الشرايع للشيخ الصدوق ج 2 ص 579 .هر کس خداوند را یاد کند، ده حسنه برایش ثبت میشود و هر کس فرستاده خدا را یاد کند نیز ده حسنه برایش ثبت میگردد؛ زیرا خداوند متعال، فرستاده خویش را به خود پیوند داده است.5️⃣ أثقل ما في الميزان عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ مَا فِي الْمِيزَانِ شَيْءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وإِنَّ الرَّجُلَ لَتُوضَعُ أَعْمَالُه فِي الْمِيزَانِ فَتَمِيلُ بِه فَيُخْرِجُ ص الصَّلَاةَ عَلَيْه فَيَضَعُهَا فِي مِيزَانِه فَيَرْجَحُ بِه .الكافي للشيخ الكليني ج 2 ص 494 .6️⃣ تذهب بالنفاق - عَنْ عَبْدِ اللَّه بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّه ص الصَّلَاةُ عَلَيَّ وعَلَى أَهْلِ بَيْتِي تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ .الكافي للشيخ الكليني ج 2 ص 492 .7️⃣ تغفر الذنوب بشكل عجيب- عن عبد الله بن سنان ، عن أبي عبد الله الصادق ( عليه السلام ) ، قال : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : ذات يوم لعلي ( عليه السلام ) : ألا أبشرك ؟ فقال : بلى بأبي أنت وأمي ، فإنك لم تزل مبشرا بكل خير . فقال : أخبرني جبرئيل آنفا بالعجب . فقال له علي ( عليه السلام ) : وما الذي أخبرك يا رسول الله ؟ قال : أخبرني أن الرجل من أمتي إذا صلى علي وأتبع بالصلاة على أهل بيتي ، فتحت له أبواب السماء وصلت عليه الملائكة سبعين صلاة ، وإن كان مذنبا خطأ ، ثم تتحات عنه الذنوب كما يتحات الورق من الشجر ، ويقول الله تبارك وتعالى : لبيك يا عبدي وسعديك ، ويقول الله لملائكته : يا ملائكتي ، أنتم تصلون عليه سبعين صلاة ، وأنا أصلي عليه سبعمائة صلاة . وإذا صلى علي ولم يتبع بالصلاة على أهل بيتي ، كان بينها وبين السماء سبعون حجابا ، ويقول الله جل جلاله : لا لبيك ولا سعديك ، يا ملائكتي لا تصعدوا دعاءه إلا أن يلحق بنبي عترته ، فلا يزال محجوبا حتى يلحق بي أهل بيتي .الأمالي للشيخ الصدوق ص 676 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
🔰 ضعف استناد به دوقاعدة نفي ضرر و حرج براي نفي استحباب زيارت سيدالشهداء ع با اقتران خوف ضرر و حرج ✍️ الفقه المحقق السيد محمد جعفر الجزائري المروج🔷 تخصيص دو قاعدة مذكور بدليل ورود روايات رجحان و ترغيب در حال خوف☑️ نصوص دال بر رجحان بل وجوب :روايت محمد بن مسلم و ام سعيد الأحمسية و عبدالرحمن بن كثير مولي أبي جعفر بل از بعض نصوص وجوب زيارت سائر ائمه ع نيز استفاده ميشود :روايت وشاء عليهذا متفاهم از روايات اينكه تمسك به ولايت و ايمان به امامت كامل نميشود الا به زيارت ائمه ع و ترك آن موجب ابتعاد از رحمت واسعه الهي خواهد شد الي موضع كه فقهائي مانند ابن قولويه و شيخ حر عاملي و علامه مجلسي و ... 🔺 نصوص ترغيب به زيارت :روايت معاوية بن وهب و محمد بن مسلم و يونس بن ظبيان .✅ بالجملة مستفاد از نصوص مذكور موجب اطمئنان به زيارة سيدالشهداء ع مع خوف الضرر والحرج تخصصا يا تخصيصا ميباشد❇️ پس زيارت و ... حضرت سلام الله عليه با اقتران خوف ضرر و حرج تخصصا يا تخصيصا خارج از عموم دو قاعده مذكور خواهد بود .📚 منتهي الدراية في توضيح الكفاية ، ج 7 ص 623 - 628 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃🔰 ضعف استناد به دوقاعدة نفي ضرر و حرج براي نفي استحباب زيارت سيدالشهداء ع با اقتران خوف ضرر و حرج ✍️ الفقه المحقق السيد محمد جعفر الجزائري المروج🔷 تخصيص دو قاعدة مذكور بدليل ورود روايات رجحان و ترغيب در حال خوف☑️ نصوص دال بر رجحان بل وجوب :روايت محمد بن مسلم و ام سعيد الأحمسية و عبدالرحمن بن كثير مولي أبي جعفر بل از بعض نصوص وجوب زيارت سائر ائمه ع نيز استفاده ميشود :روايت وشاء عليهذا متفاهم از روايات اينكه تمسك به ولايت و ايمان به امامت كامل نميشود الا به زيارت ائمه ع و ترك آن موجب ابتعاد از رحمت واسعه الهي خواهد شد الي موضع كه فقهائي مانند ابن قولويه و شيخ حر عاملي و علامه مجلسي و ... 🔺 نصوص ترغيب به زيارت :روايت معاوية بن وهب و محمد بن مسلم و يونس بن ظبيان .✅ بالجملة مستفاد از نصوص مذكور موجب اطمئنان به زيارة سيدالشهداء ع مع خوف الضرر والحرج تخصصا يا تخصيصا ميباشد❇️ پس زيارت و ... حضرت سلام الله عليه با اقتران خوف ضرر و حرج تخصصا يا تخصيصا خارج از عموم دو قاعده مذكور خواهد بود .📚 منتهي الدراية في توضيح الكفاية ، ج 7 ص 623 - 628 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•🔰 حضور اهل البیت علیهم السلام بر بالین محتضر✍️ العلامة المتكلم الفقيه محمدباقر بن محمدتقي المجلسي رحمه الله🔷 اعلم أن حضور النبي والائمة صلوات الله عليهم عند الموت مما قد ورد به الاخبار المستفيضة ، وقد اشتهر بين الشيعة غاية الاشتهار ، وإنكار مثل ذلك لمحض استبعاد الاوهام ليس من طريقة الاخبار ، وأما نحو حضورهم وكيفيته فلا يلزم الفحص عنه ، بل يكفي فيه وفي أمثاله الايمان به مجملا على ما صدر عنهم : ، وما يقال : من أن هذا خلاف الحس والعقل : أما الاول فلانا نحضر الموتى إلى قبض روحهم ولا نرى عندهم أحدا ، وأما الثاني فلانه يمكن أن يتفق في آن واحد قبض أرواح آلاف من الناس في مشارق الارض ومغاربها ، ولا يمكن حضور الجسم في زمان واحد في أمكنة متعددة. بدان که حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان (صلوات الله علیهم) در هنگام مرگ، از جمله روایات مستفیضهای است که وارد شده و در میان شیعیان به غایت شهرت یافته است و انکار چنین روایتی این، صرفا به دلیل دشواری در تصور است و از روش اخبار نیست. اما نحوه حضور و کیفیت آن، لزوما نیازی به بررسی ندارد؛ بلکه در این مورد و موارد مشابه، ایمان کلی به آنچه از جانب آنان صادر شده است، کافی است و چه گفته میشود: کسی که میگوید این خلاف حس و عقل است اما اول، اینکه مردگان را قبل از قبض روحشان حاضر کنیم، در حالی که ما خود کسی را نزد آنان نمیبینیم. و اما دوم، اینکه ممکن است در یک لحظه، روح هزاران نفر از شرق و غرب زمین قبض شود، ولی حضور جسم در یک زمان در مکانهای متعدد ممکن نیست .فيمكن الجواب عن الاول بوجوه :الاول : أن الله تعالى قادر على أن يحجبهم عن أبصارنا لضرب من المصلحة ، كما ورد في أخبار الخاصة والعامة في تفسير قوله تعالى : « جعلنا بينك وبين الذين لا يؤمنون بالآخرة حجابا مستورا » أن الله تعالى أخفى شخص النبي (ص) عن أعدائه مع أن أولياءه كانوا يرونه ، وإنكار أمثال ذلك يفضي إلى إنكار أكثر معجزات الانبياء والاوصياء : وقد مر فيما نقلنا من تفسير العسكري التصريح بهذا الوجه.همانا خداوند متعال قادر است که آنان را به گونهای از دیدگان ما پنهان کند، به خاطر مصلحتی خاص، همانطور که در اخبار خاص و عام در تفسیر این آیه آمده است: ما میان تو و کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، حجابی پنهان قرار دادیم. خداوند متعال چهره پیامبر (ص) را از دیدگان دشمنان پنهان کرد، در حالی که دوستانش او را میدیدند. انکار چنین اموری، به انکار بیشتر معجزات پیامبران و اوصیاء میانجامد و چنانچه در تفسیر عسکری نقل کردیم، به این وجه تصریح شده است الثاني : أنه يمكن أن يكون حضورهم بجسد مثالي لطيف لا يراه غير المحتضر ، كحضور ملك الموت وأعوانه ، وسيأتي الاخبار في سائر الموتى أن أرواحهم في البرزخ تتعلق بأجساد مثالية ، وأما الحي من الائمة : فلا يبعد تصرف روحه لقوته في جسد مثالي أيضا.دوم: ممکن است حضور فرشتگان با جسمی ظریف و مثال باشد که جز محتضر کسی آن را نمیبیند، مانند حضور ملکالموت و یارانش. و اخبار دیگری نیز در مورد سایر مردگان میرسد که ارواحشان در برزخ به بدنهای مثالی تعلق دارند. اما امام زنده: بنابراین، دور نیست که روح او، با قوت خود، در بدن مثالی نیز تجلی کند. ... الخامس : ما ذكره السيد المرتضى وهو أن المعنى أنه يعلم في تلك الحال ثمرة ولايتهم وانحرافه عنهم لان المحب لهم يرى في تلك الحال ما يدله على أنه من أهل الجنة وكذا المبغض لهم يرى ما يدله على أنه من أهل النار ، فيكون حضورهم وتكلمهم استعارة تمثيلية ، ولا يخفى أن الوجهين الاخيرين بعيدان عن سياق الاخبار ، بل مثل هذه التأويلات رد للاخبار ، وطعن في الآثار. وأما الجواب عن الوجه الثاني فبأنه إنما يتم الشبهة إذا ثبت وقوع هذا الاتفاق ، ومحض الامكان لا يكفي في ذلك ، مع أنه إذا قلنا بأن حضورهم في الاجساد المثالية يمكن أن يكون لهم أجساد مثالية كثيرة لما جعل الله لهم من القدرة الكاملة التي بها امتازوا عن سائر البشر ، وفي الوجوه الثلاثة الاخيرة على تقدير صحتها اندفاع هذا الايراد ظاهر ، والاحوط والاولى في أمثال تلك المتشابهات الايمان بها ، وعدم التعرض لخصوصياتها وتفاصيلها وإحالة علمها إلى العالم كما مر في الاخبار التي أوردناها في باب التسليم ، والله يهدي من يشاء إلى صراط مستقيم.اما پاسخ به وجه دوم این است که شبهه زمانی محقق میشود که وقوع این اتفاق ثابت شود، و صرف امکان کافی نیست؛ هرچند اگر بگوییم حضور آنان در اجساد مثالی امکان دارد، میتوان گفت که آنان میتوانند اجساد مثالی بسیاری داشته باشند، به دلیل قدرت کامل الهی که با آن از سایر بشر متمایز شدهاند.📚 بحارالأنوار ، ط : مؤسسة الوفاء ج 6 ص 200 الي 202 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•🔰 اتفاق علماء السنة على أنْ جميع معجزات الأنبياء (ع) يمكن أنْ تقع للأولياء 🔹 إحدي الموارد كه بعض جهلاء أهل الخلاف به سبب آن اماميه را متهم به غلو ميكنند، كراماتي ست كه از أهل البيت ع جاري شده والحال أعاظم اعلام اهل الخلاف اقرار به آن دارند به بعض موارد اشاره ميكنيم :1- ابن تيمية ومن أصول أهل السنة والجماعة التصديق بكرامات الأولياء ، ما يجري الله على أيديهم من خوارق العادات في أنواع العلوم والمكاشفات وأنواع القدرة والتأثيرات كالمأثور عن سائر الأمم . 📚 مجموع فتاوى ابن تيمية ج3 ص 156. 2- أحمد بن حنبليقول أبـو بكر الخلال أثناء حديثـه عن عقيـدة أحمـد بن حنبل : وكـان يذهب إلى جواز الكرامات للأولياء ويفرق بينها وبين المعجزة وذلك أن المعجزة توجب التحري إلى صدق من جرت على يده فإن جرت على يدي ولي كتمها وأسرها وهذه الكرامة وتلك المعجزة وينكر على من رد الكرامات ويضلله . 📚 العقيدة لأحمد بن حنبل برواية أبي بكر الخلاّل ص 126 ط. دار قتيبة / دمشق سنة 1408هـ .3- أبو بكر البيهقيوإنما لا يجوز ظهور الكرامات على الكاذبين ، فأما على الصادقين فإنه يجوز ويكون ذلك دليلا على صدق من صدقه من أنبياء الله عز وجل ، وقد حكى رآه صلى الله عليه (وآله) وسلم من الكرامات التي ظهرت على جريح الراهب والصبي الذي ترك السحر ، وتبع الراهب والنفر الذين آووا إلى غار من بني إسرائيل فانحطت عليهم الصخرة ، وغيرهم ما يدل على جواز ذلك ، وقد ظهر على أصحابه في زمانه وبعد وفاته ثم على الصالحين من أمته ما يوجب اعتقاد جوازه وبالله التوفيق .📚 كتاب الاعتقاد ص 308 ط. دار الآفاق الجديدة / بيروت سنة 1401هـ .5- السفاريني الحنبلي في ذكر كرامات الأولياء التي يجب اعتقادها ولا يجوز نفيها وإهمالها ... والحاصل أنّ الكرامة لا بد أنْ تكون أمراً خارقاً للعادة أتى ذلك الخارق عن امرئ صالح ، وهو الولي العارف بالله وصفاته حسب ما يمكن ، المواظب على الطاعات المجتنب عن المعاصي المعرض عن الانهماك في الملذات والشهوات من ذكر وأنثى ، ولا بد أنْ يكون هذا الخارق في زماننا وبعده وقبله منذ بعث نبينا محمد صلى الله عليه (وآله) وسلم من إنسان تابع لشرعنا معشر المسلمين ... 📚 لوامع الأنوار البهية وسواطع الأسرار الأثرية ج2 ص 392 ط. المكتب الإسلامي / بيروت – دار الخاني / الرياض سنة 1411هـ - 1991م .6- الغزنوي الحنفيظهور كرامات الأولياء على طريق نقض العادة وخرقها جائز ، لأنه في قدرة الله تعالى ممكن ، وليس فيه وجه من وجوه الاستحالة ، ويجوز أنْ الله تعالى أكرم ولياً بكل آية يخصه ، بذلك ثبت بالكتاب والسنة .📚 كتاب أصول الدين ص 162 ، 163 ط. دار البشائر الإسلامية / بيروت سنة 1419هـ - 1998م .7- سعد الدين التفتازانيالولي العارف بالله تعالى ، الصارف همته عما سواه ، والكرامة ظهور أمر خارق للعادة قبله بلا دعوى النبوة ، وهي جائزة ولو بقصد الولي ، ومن جنس المعجزات ، لشمول قدرة الله تعالى ، وواقعة كقصة مريم ، وآصف ، وأصحاب الكهف ، وما تواتر جنسه من الصحابة والتابعين ، وكثير من الصالحين ... الخ . 📚 شرح المقاصد ج5 ص 72 .ويقول في مقام الإستدلال على وقوع الكرامات : والثاني : ما تواتر معنا وإنْ كانت التفاصيل آحاداً من كرامات الصحابة والتابعين ، ومن بعدهم من الصالحين ، كرؤية عمر رضي الله عنه على المنبر جيشه بنهاوند حتى قال : يا سارية الجبل ، وسمع سارية ذلك ، وكشرب خالد رضي الله عنه السم من غير أنْ يضر به ، وأما من علي (ع) رضي الله تعالى عنه فأكثر من أنْ تحصى .📚 شرح المقاصد ج5 ص 74 ، 75 .8- ابن خلدون... مع أنّ الوجود شاهد بوقوع الكثير من هذه الكرامات ، وإنكارها نوع مكابرة وقد وقع للصحابة وأكابر السلف كثير من ذلك ، وهو معلوم مشهور .📚 مقدمة ابن خلدون ص 471 ط. دار الفكر / بيروت سنة 1419هـ - 1998م .9- النوويومنها إثبات كرامات الأولياء وهو مذهب أهل السنة خلافاً للمعتزلة ، وفيه أنّ كرامات الأولياء قد تقع باختيارهم وطلبهم ، وهذا هو الصحيح عند أصحابنا المتكلمين ، ومنهم من قال لا تقع باختيارهم وطلبهم ، وفيه أنّ الكرامات قد تكون بخوارق العادات على جميع أنواعها ، ومنعه بعضهم وادعى أنها تختص بمثل إجابة دعاء ونحوه ، وهذا غلط من قائله وإنكار للحس ، بل الصواب جريانها بقلب الأعيان وإحضار الشيء من العدم ونحوه .📚 شرح صحيح مسلم للنووي ج11 ص 108 .10- الملا علي القاري الحنفيثم ظاهر كلام الإمام الأعظم (أبو حنيفة) رحمه الله في هذا المقام موافق لما عليه جمهور العلماء الأعلام من أنّ كـل ما جاز أنْ يكـون معجزة لنبي جـاز أنْ يكـون كـرامة لـولي لا فارق بينهما إلا التحدي .📚 شرح الفقه الأكبر ص 131 ط. دار الكتب العلمية / بيروت سنة 1416هـ - 1995م .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
