•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•🔰 میرزا علی قاضی ؛ عقاید و احوالات / به مناسب ایام وفاتیکی از چهره های معروف و مشهور تصوف در حال حاضر که تابعین و مریدان کثیری داشته لذا به پاره ای از احوالات و عقاید او می پردازیم :1️⃣ تصوف و رواج صوفی گریسلسله مشایخ سیّد علی قاضی –به اعتراف فرزند و مریدانش- چنین است:سیّد قریش قزوینی←امامقلی نخجوانی←سیّد حسین قاضی (پدر سیّد علی قاضی)←سیّد علی قاضی(مهر تابان، ص18 - لب اللباب در سیر و سلوک، ص72)- محمد حسین لاله زاری :روزی در مجلسی که بسیاری از مراجع و علمای فقه و حدیث ... بودند ... مرحوم قاضی باصداری بلندی به طوری که همه بشنوند فرمود : نعم الرجل أن يكون فيقها صوفيا(آیت الحق ج 1 ص 119)2️⃣ تمایل به سران اهل تصوف و عرفان الف) ابن عربی - ابن عربی از کاملین است کتب او پراست از شواهد تشیع و مطالبی دارد که با مکتب مخالفین شیعه در تناقض است!(عطش ص 327)- حسن زاده آملی می گوید: اساتید برای ما از مرحوم قاضی حکایت میکردند که آن جناب میفرمود: بعد از مقام عصمت و امامت، در میان رعیت احدی در معارف عرفانی و حقایق نفسانی در حد محی الدین عربی نیست و کسی به او نمیرسد. (دومین یادواره علامه طباطبایی، 41، چاپ شفق به نقل از اسوه عارفان)ب) مولوی - مولوی از خواص شیعه واشعار او شاهد بر تشیع او میباشد، او عارفی بلند مرتبه است، ماهیچ گاه درسلوک، ازاشعار او در مثنوی، بی نیاز نخواهیم بود .(عطش ص 328) - حداد: مرحوم قاضی، مُلاّى رومى (مولوی) را عارفى رفيع مرتبه ميدانستند و به اشعار وى استشهاد مىنمودند و او را از شيعيان خالص أمير المؤمنين عليه السّلام مىشمردند.(روح مجرد، ص 342)3️⃣ ادعای اختیار در برزخ مهر و محبت و توجه آقای قاضی به شاگردان خود فقط منحصر به زمان حیاتشان نبود، بلکه اولیاء بعد از حلتشان سیطره و إحاطه کاملتری پیدا میکنند، چرا که از این زندان تنگ جسمشان نیز رها شده است. علامه #طباطبایی میفرمودند:پس از ارتحال مرحوم قاضی روزی مشغول نماز بودم اما تحت الحنكم را ( که گشودن آن مستحب است ) باز نکرده بودم، ناگاه دیدم آقای قاضی تشریف آوردند و در همان حال که من به نماز ایستاده بودم تحت الحنکم را باز کردند و رفتند.از آیت الله نجابت نیز نقل شده است: در ایام نوروز با چند تن از دوستان به زیارت مرقد آیت الله قاضی می رفتیم یکی از ما خطاب به روح آن جناب عرض کرد نوروز است و ما از شما عیدی میخواهیم. ناگهان در همان بیداری مشاهده کردیم که جسم آیت الله قاضی با عمامه و عبا و ابریقی از گلاب بیرون آمد و بر کف دست ما از آن گلاب ریخت و فرمود: من از خدا خواسته ام جسمم در برزخ در اختیار خودم باشد.از استاد فاطمی نیا نقل شده که فرمودهاند: هنوز هم مرحوم قاضی به خانه شاگرد شاگردان خود میآید و به آنان دستورات سلوکی می دهد.(عطش، ص 98)4️⃣ نسبت های ناروا به ائمه علیهم السلام اهل بیت طریقت و شریعت را همراه باهم داشتند! و امام رضا علیه السلام خِرقه را به معروف کرخی داد!(عطش ص 258)5️⃣ ابداع اذکار و ارائه به دیگران صمدی آملی در یک جلسه خصوصی در ماه مبارک رمضان، برای شب بیست و سوم چنین دستور ذکری میدهند: «٢٢٥ مرتبه ذکر یا طُهْر و یا طاهر و یا طهور و یا طیهور و یا طیهار در حال سجده!» سپس میگویند: استادم فرمودند این ذکر مُجرَّب است! ملائکه نازل میشوند و انسان را پاک میکنند!البته جناب محمد حسین لاله زاری برای این ذکر توجیهی عجیب آورده (رساله سیر و سلوک، ص، 200) و این ذکر را قاضی منسوب کرده .6️⃣ حدیث عنوان بصریشهرتی که در مورد عنوان بصری بیان شد تنها بین متأخرین است؛ اما عنوان بصری در هیچ یک از کتب قدیمی حدیثی و رجالی نام ندارد و حتی روایت عنوان بصری که بین متأخرین معروف شده، اصلی ندارد. این روایت برای اولین بار در مشکاه الانوار متعلّق به شیخ علی بن حسن فضل، سبط شیخ طبرسی و نوه مرحوم صاحب مجمع البیان وارد شده و پس از آن در منیة المرید شهید ثانی از خط شهید اول نقل شده و بین متأخرین مشهور شده است. متن روایت عنوان بصری نیز از نظر الفاظ کاملاً با نحوه سخن ائمه معصومین ع متفاوت است و تناسبی با روایات اهل بیت ع ندارد. به همین دلیل باید این نوع روایات را کنار گذاشت ،هر چند از مرحوم آقا سید علی قاضی معروف، نقل شده که محور ریاضت های ایشان، روایت عنوان بصری بوده است. (سید محمد جواد شبیری زنجانی، درس خارج اصول، 1396/02/11)🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
🔰 تحقیق لطیف حول التوقیع الشریف ✍️ الفقيه الشيخ يد الله دوز دوزاني🔷 أما التوقيع الشريف ... والذي يفهم من التوقيع الشريف أمران :الأول : ان النيابة الخاصة التي شرعت لعثمان بن سعيد العمري قد انقضي أمدها وانسد بابها بوفات السمري وذلك لمكان قوله في التوقيع: ولا توص إلي أحد فيقوم مقامك بعد وفاتكالثاني : عدم امكان مشاهدته وظهوره في أعين الناس وظهور التوقيع الشريف في هذا واضح لا سترة فيه بل يمكن ادعاء صراحته فيه والوجه في ذلك أن قوله: فقد وقعت الغيبة التامة صريح في أن الغيبة إلي موت السمري كانت ناقصة ونقصان الغيبة لا يتصور الا بأن يكون الرؤية فيها متصورا وممكنا وأما بعد هذا فانما وقعت الغيبة التامه فلا يمكن الرؤية فيها لأحد ... ثم شرع بأنباءغيبي وهو ظهور أفراد شيادين يدعون المشاهدة بقوله: سيأتي من يدعي المشاهدة الجملة وما بعدها كالمستقل او تفريع لما ذكره فيعلن الإمام بوجود أفراد الكذابين يدعون المشاهدة وانه لا للشيعة تكذيبهم ... يبقي في بيان التوقيع شيئان :الأول : معني المشاهدة ولايبعد ادعاء استعمالها فيما يكون الطرفان عارفين الاخر حين المشاهدة وان كان اثباته لغة مشكلا، ففي المجمع: فسر المشاهدة بالمعاينة والمعاينة بالرؤية، ونحوه في المنحد وغيره نعم في لسان العرب ما يمكن استفادة ما ذكرناه منه فانه فسر المشاهدة بالمعاينة وقال في المعاينة: ولقيته عين عنة ومعاينة كل ذلك بمعني اي مواجهة .فعلي فرض انصراف الماشاهدة بالرؤية مع المعرفة هل يوجب تقييد قوله فلا ظهور؟ ليصير المعني فلا ظهور لاحد مع كون الرائي عارفا له حين الرؤية؟ فمن المحتمل قويا ذلك والوجه فيه انه وان كان التوقيع مشتملا علي ثلاث مراحل كلها مستقلة في المعني الا ان الإتكاء في الخبر علي المشاهدة مكررا مع كون الجملة الأخيرة كالتفريع لما قبلها يرشدنا الي تفسير الظهور وان المراد من اريد من المشاهدة ولا بأس به ولايفسد المعني الثاني: ... يظهر من التأمل في نفس التوقيع الشريف، فإن قوله فقد وقعت الغيبة التامة فلا ظهور الا بعد اذن الله صريح في عدم امكان المشاهدة في الغيبة الكبري مطلقا، فنفي الظهور ب لاء النافية للجنس معلقا علي قوله: الا بعد اذن الله تعالي يرشد بذلك، فتقييد هذا بالإدعاء لا معني له بل يفسد المعني كما لا يخفي علي الخبير بالأساليب ...اما از توقيع میتوان دو نکته را استنباط کرد:اول: نیابت خاصی که ... تعیین شده بود، با فوت سمری به پایان رسید و این باب بسته شد این موضوع به دلیل عبارت موجود در نوشته مشخص است: "هیچکس را به کسی معرفی نکنید تا بعد از من جایگزین من شود."دوم: امکان مشاهده و ظهور ایشان در انظار مردم وجود ندارد این موضوع در خود نوشته کاملاً واضح است ... دلیل این امر این است که عبارت "غیبت کامل رخ داده است" بیان میکند که غیبت تا زمان فوت سمری ناقص بود و نقص تنها در صورتی متصور است که امکان مشاهده و دیدار وجود داشته باشد اما پس از آن غیبت کامل رخ داده و هیچکس نمیتواند ایشان را ببیند سپس ایشان به ظهور مدعیان دروغین اشاره میکنند: "کسی خواهد آمد که ادعا کند ایشان را دیده است."و دو نکته دیگر در تفسیر این نوشته باقی است:اول: معنای "مشاهده" استفاده از این واژه در مواردی که هر دو طرف از یکدیگر آگاه هستند، دور از منطق نیست اگرچه اثبات این موضوع از نظر زبانی ممکن است دشوار باشد، اما در "المجمع" آمده است: "مشاهده" به معنای "مشاهده مستقیم" و "مشاهده مستقیم" به معنای "دیدن" است و در "المنجد" و دیگر منابع نیز نظرات مشابهی وجود دارد البته، در "لسان العرب" نیز میتوان نکاتی را استخراج کرد که با آنچه گفته شد، همخوانی دارد در این کتاب "مشاهده" به معنای "مشاهده مستقیم" و "مشاهده مستقیم" به معنای "مواجهه" تعریف شده است.بنابراین اگر فرض کنیم که "مشاهده" به معنای "دیدن" همراه با "آگاهی" باشد، آیا این موضوع محدودیت "قول" ایشان را تحت تاثیر قرار میدهد؟ یعنی آیا میتوان گفت که "هیچکس نمیتواند ایشان را ببیند" حتی اگر بیننده ایشان را نشناسد؟ به احتمال زیاد این موضوع صحیح است دلیل آن این است كه تاکید بر "مشاهده" و تکرار آن به همراه این نکته که جمله آخر، تفسیری از جملات قبل است، ما را به این نتیجه میرساند که منظور از "مشاهده" همان "دیدن" است و این موضوع مشکلی ایجاد نمیکند و معنای نوشته را تغییر نمیدهد.دوم: ...با بررسی دقیق خود نوشته، مشخص میشود که عبارت "غیبت کامل رخ داده است و هیچظهوری بدون اجازه خداوند وجود ندارد" به صراحت بیان میکند که در غیبت کبری، هیچگونه مشاهداتی امکانپذیر نیست نفی ظهور با استفاده از "لام نفی جنس" و ذکر عبارت "مگر با اجازه خداوند" این موضوع را تأیید میکند بنابراین محدود کردن این عبارت با "ادعا" معنایی ندارد و حتی باعث فساد معنا میشود همانطور که یک متخصص دراین زمینه میداند.📚 تحقيق لطيف حول التوقيع الشريف ص 3-10 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
🔰 اختلاط معارف شيعة با اذواق فلسفيه و عرفانيهوبيان سبب اختلاط و امتزاج- آنها، دیدگاههای فلسفي و عرفاني خود را با معارف شیعه ترکیب كرده، به گونهای که یک متخصص میتواند آن را درک کند! شیعیان نیز این ترکیب را از آنها پذیرفتند و آن را به عنوان بخشی از اعتقادات خود قرار دادند، این در حالی است که آنها از حقیقت ماجرا بیخبر بودند و ...- آنها با ما مخلوط شده بودند، با ما در احكام موافق بودند و در ظاهر، با ما همسو بودند بنابراین، شیعیان به آنها اعتماد کردند به این تصور که شیعه بودن صرفاً به رعایت ظواهر بستگی دارد. به این ترتیب، آنها خود را با شیعیان آمیختند ...- آنها در جلسات درس ، تألیف در فقه، حدیث، تفسیر و سایر علوم، قضاوت، فتوا، ریاست سازمانها، وعظ و نصیحت، و همچنین در مناظره با مخالفان و گروههای اختلافنما، با ما درآمیختند، به گونهای که دیگر هیچ جای برای تصور تفرقه باقی نماند.- به ضعیفالنفسها با ترویج سلیقهها و اعتقاداتشان، و با منع از بررسی احادیث اهلبیت؛ تا از بروز هرگونه اختلاف یا شک در چیزهایی که پنهان کردهاند، جلوگیری کنند📚 هداية الأمة الي معارف الأئمة ص 3-4 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃🔰 اختلاط معارف شيعة با اذواق فلسفيه و عرفانيهوبيان سبب اختلاط و امتزاج- آنها، دیدگاههای فلسفي و عرفاني خود را با معارف شیعه ترکیب كرده، به گونهای که یک متخصص میتواند آن را درک کند! شیعیان نیز این ترکیب را از آنها پذیرفتند و آن را به عنوان بخشی از اعتقادات خود قرار دادند، این در حالی است که آنها از حقیقت ماجرا بیخبر بودند و ...- آنها با ما مخلوط شده بودند، با ما در احكام موافق بودند و در ظاهر، با ما همسو بودند بنابراین، شیعیان به آنها اعتماد کردند به این تصور که شیعه بودن صرفاً به رعایت ظواهر بستگی دارد. به این ترتیب، آنها خود را با شیعیان آمیختند ...- آنها در جلسات درس ، تألیف در فقه، حدیث، تفسیر و سایر علوم، قضاوت، فتوا، ریاست سازمانها، وعظ و نصیحت، و همچنین در مناظره با مخالفان و گروههای اختلافنما، با ما درآمیختند، به گونهای که دیگر هیچ جای برای تصور تفرقه باقی نماند.- به ضعیفالنفسها با ترویج سلیقهها و اعتقاداتشان، و با منع از بررسی احادیث اهلبیت؛ تا از بروز هرگونه اختلاف یا شک در چیزهایی که پنهان کردهاند، جلوگیری کنند📚 هداية الأمة الي معارف الأئمة ص 3-4 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•🔰 تضاد قاعده الواحد با ضروريات عقائد مسلمين✍ العلامة المتكلم الفقيه الشيخ محمد باقر المجلسي رحمه الله تعالي🔷 ولعمری من قال بأن الواحد لا یصدر عنه إلا الواحد و کل حادث مسبوق بمادة و ما ثبت قدمه امتنع عدمه و بأن العقول و الأفلاك و هیولى العناصر قدیمة و أن الأنواع المتوالدة کلها قدیمة و أنه لا یجوز إعادة المعدوم و أن الأفلاك متطابقة و لا تکون العنصریات فوق الأفلاك و أمثال ذلك ، کیف یؤمن بما أتت به الشرائع و نطقت به الآيات و تواترت به الروایات من اختیار الواجب «و أنه یَفعَلُ ما یَشاءُ و یَحْکُمُ ما یُریدُ» و حدوث العالم وحدوث آدم و الحشر الجسماني و کون الجنة في السماء مشتملة على الحور و القصور والأبنية والمساکن والأشجار والأنهار وأن السماوات تنشق و تطوى و الکواکب تنتثر و تتساق بل تفنى وأن الملائكة أجسام ملئت منهم السماوات ینزلون و یعرجون و أن النبي صلي الله علیه وآله قد عرج إلى السماء و کذا عیسى و إدریس علیهما السلام و کذا کثیر من معجزات الأنبیاء والأوصياء علیهم السلام من شق القمر و إحیاء الأموات و ردّ الشمس و طلوعها من مغربها و کسوف الشمس في غیر زمانه و خسوف القمر في غیر أوانه و أمثال ذلك و من أنصف و رجع إلى کلامهم علم أنهم لا یعاملون أصحاب الشرائع الا کمعاملة المستهزئ بهم أو من جعل الأنبياء علیهم السلام کأرباب الحیل والمعمیات الذین لا یأتون بشيء یفهمه الناس بل یلبسون علیهم في مدة بعثتهم أعاذنا الله و سائر المؤمنین عن تسویالتهم و شبههم .🔹 و به جانم قسم، هر کس بگوید که از واحد فقط یک واحد صادر مى شود ، و هر پدیده ای مسبوق به ماده است ، و هر چیزی که قدم اش ثابت شده، عدم آن ممکن نیست، و عقل، اجرام آسمانی و مادهٔ عناصر(هیولی)، همگی ازلی هستند، و تمام موجودات متولد شده نیز ازلی هستند، و اینکه ایجاد دوبارهٔ چیزی که از بین رفته، ممکن نیست، و اجرام آسمانی با هم یکسان هستند و عناصر بالاتر از اجرام آسمانی نیستند، چگونه به آنچه که شریعتآورده و آیات آن بیان کردهاند و روایات فراوانی آن را تایید میکنند، ایمان بیاورد؟ اینها از "انتخاب واجب" است که "هر چه بخواهد انجام میدهد و هر چه اراده کند، حکم میکند." و همچنین به خلقت جهان، خلقت آدم، قیامت جسمانی، و وجود بهشت در آسمان که شامل حوریان، قصرها، ساختمانها، خانهها، درختان و رودخانهها است، و اینکه آسمانها شکافته میشوند و تا میشوند، و ستارگان پراکنده میشوند و به سقوط میافتند، بلکه نابود میشوند، و اینکه فرشتگان، موجوداتی هستند که آسمانها از آنها پر شدهاند، و فرود میآیند و به آسمانها صعود میکنند، و اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان عروج کرد، و همینطور عیسی و ادریس (علیهما السلام)، و همچنین بسیاری از معجزات انبیاء و اوصیاء (علیهم السلام)، مانند شکافتن ماه، زنده کردن مردگان، بازگرداندن خورشید و طلوع آن از غرب، و گرفتگی خورشید در زمان نامناسب و خسوف ماه در زمان نامناسب، و موارد مشابه. و هر کسی که منصف باشد و به گفتار آنها مراجعه کند، متوجه میشود که آنها با پیروان شریعت، نه به عنوان یک دوست، بلکه به عنوان کسی رفتار میکنند که به آنها تمسخر میکند، یا اینکه انبیاء (علیهم السلام) را مانند صاحبان ترفندها و فریبها میدانند که هیچ چیز مفیدی برای مردم نمیآورند، بلکه در طول دوران بعثت خود، مردم را گیج میکنند. خدا ما و سایر مومنان را از فریبها و شبهات آنها حفظ کند.📚 بحار الأنوار ج 8 ص 328 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•🔰 ابن حجر عسقلاني و شهيد اول و غلات نصيريه 🔷 از جمله مواردی که ابن حجر عسقلانی نتوانسته است حالات درونی خود نسبت به علمای شیعه را مخفی کند و به سبب کینه و دشمنی اش ، مطالب عجیب و غریب وعبارات توهین آمیز دروغی را به یکی از بزرگترین فقهای شیعه امامیه نسبت داده است ، شرح حالی است که وی از شهید اول در کتاب مشهور و مهم انباء الغمر خود آورده است .او در ضمن حوادث سال ٧٨١ هجري چنين ميگويد : وفيها قُتِل محمد بن مكي الرافضي بدِمَشق بسبب ما شهد به عليه من الانحلال واعتقاد مذهب النصيرية واستحلال الخمر الصرف وغير ذلك من القبائح وذلك في جمادي الأولي وأرخه بعض أصحابنا في سنة ستّ وثمانين والله أعلمودر این سال محمد بن مکی رافضی در سهر دمشق کشته شد واین به سبب آن بود که بر ضد وی شهادت دادند که او معتقد به مذهب نصیریه و حلال بودن شراب خالص و قبائح دیگر است . این واقعه در جمادی الاولی سال ۷۸۱ هجری بود و برخی از اصحاب کا این واقعه را در یال ۷۸۶ هجری نوشته اند .[إنباء الغمر بأنباء العمر ج1 ص200] ابن حجر در همین کتاب در حوادث سال ۷۸۶ هجری نیز می گوید : محمد بن مكي العراقي ، كان عارفا بالأصول العربية فقُتلَ علي الرفض ومذهب النصيرية في جمادي الأول وقد تقدم ذكرَه في حوادث سنة إحدي وثمانين والله أعلم .محمد بن مکی عراقی دارای اصول و عربیت بود او به جهت کذهب رفض و نصیریه در جمادی الاولی کشته شد ... .[إنباء الغمر بأنباء العمر ج1 ص299]از این دو فقره مذکور که شرح حال یکی از فقهای نامدار و بزرگ شیعه است مقدار بی دقتی مغرضانه و شدت تعصب و کینه ورزی ابن حجر به خوبی آشکار می شود زیرا او خود بهتر از هر کس دیگری می داند که این عالم برجسته شیعه از چنین مسائلی مبراء بود و کتاب های مهم فقهی* این عالم بزرگوار شیعه شاهد بزرگی بر دروغ بچدن این ادعا هاست .وخاصه مُبيِّن رذالت و خبث رفتاري غلات بوده كه دست آویزی برای مخالفین در جهت انتساب فقهاي بزرگی همچو شهید اول به این فرقه منحوسه شده بجهت به قتل رسانیدن * النجاسات عشر: ... و الكافر أصليّاً أو مرتدّاً أو منتحلاً الإسلام [للإسلام] جاحداً بعض ضروريّاته كالخارجيّ و الناصبيّ و الغاليّ و المجسّميّ![الدروس الشرعیّة ج1 ص124]* الإساغة بالخمر ، لان شرب الخمر مفسدة ، إلا أن فوات النفس أعظم منه ، نظرا إلى عقوبتهما . وكذا فوات النفس أشد من أكل الميتة ، ومال الغير .[القواعد والفوائد ج1 ص143]🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
🔰 خصائص الصلاة وفضائلها عند الإماميةروايات كثيري در تراث اماميه بالنسبة مقدار ثواب صلوات بصيغه [اللهم صل علي محمد وآل محمد] بإيدينا واصل ميباشد كه در اين مقام به بعض از أحاديث معتبر عند القوم اشاره ميكنيم :1️⃣ تکفي مؤونة الدنيا والآخرة - عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع أَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّه ص إِنِّي أَجْعَلُ لَكَ ثُلُثَ صَلَوَاتِي لَا بَلْ أَجْعَلُ لَكَ نِصْفَ صَلَوَاتِي لَا بَلْ أَجْعَلُهَا كُلَّهَا لَكَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّه ص إِذاً تُكْفَى مَئُونَةَ الدُّنْيَا والآخِرَة .الكافي للشيخ الكليني ج 2 ص 491 .مردی نزد پیامبر آمد و گفت: «ای فرستاده خدا، من یکسومِ صلواتم را به شما اختصاص میدهم؛ بلکه نیمی از صلواتم را؛ بلکه همه آنها را به شما اختصاص خواهم داد.» پیامبر خدا پاسخ دادند: «در آن صورت، از بارِ [مشکلات و دغدغههای] دنیا و آخرت آسوده خواهی شد.»2️⃣ الدعاء من دونها محجوب - عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ كُلُّ دُعَاءٍ يُدْعَى اللَّه عَزَّ وجَلَّ بِه مَحْجُوبٌ عَنِ السَّمَاءِ حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ .الكافي للشيخ الكليني ج2 ص 493 .او گفت: «هر دعایی که خطاب به خداوند باشد، از رسیدن به آسمانها بازداشته میشود تا زمانی که بر محمد و خاندان محمد درود فرستاده شود.»3️⃣ ترفع النسيان - أبي هاشم داود بن القاسم الجعفري عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر عليهما السلام في حديث طويل أن الحسن المجتبي أجاب السائل الذي سأله عن الذكر والنسيان ؟ فقال سيد شباب أهل الجنة : وأما ما ذكرت من أمر الذكر والنسيان فإن قلب الرجل في حق وعلى الحق طبق فإن صلى الرجل على ذلك على محمد وآل محمد صلاه تامه انكشف ذلك الطبق عن ذلك الحق فأضاء القلب وذكر الرجل ما كان نسي فإن هو لم يصل محمد وآل محمد أو نقص من الصلاة عليهم انطبق الطبق على ذلك الحق فأظلم القلب ونسي الرجل ما كان ذكره ... .عيون أخبار الرضا للشيخ الصدوق ج 1 ص 68 .اما در باب آنچه درباره یادآوری و فراموشی گفتید: قلب آدمی بر محور «حق» استوار است، اما پردهای بر آن حق کشیده شده است. هرگاه انسان بر محمد و آل محمد درود فرستد —آن هم درودی کامل— آن پرده از روی حق کنار میرود؛ قلب نورانی میشود و آدمی آنچه را که فراموش کرده بود، به یاد میآورد. اما اگر از درود فرستادن بر محمد و آل محمد بازماند یا درودی ناقص نثار کند، آن پرده دوباره روی حق را میپوشاند؛ قلب تیره میشود و آدمی آنچه را که پیشتر به یاد داشت، از خاطر میبرد.4️⃣ أنها كذكر الله [عشر حسنات]عن عبد الحميد عن أبي عبد الله عليه السلام قال : من ذكر الله كتبت له عشر حسنات ، ومن ذكر رسول الله صلى الله عليه وآله كتبت له عشر حسنات لان الله تعالى قرون رسوله بنفسه .علل الشرايع للشيخ الصدوق ج 2 ص 579 .هر کس خداوند را یاد کند، ده حسنه برایش ثبت میشود و هر کس فرستاده خدا را یاد کند نیز ده حسنه برایش ثبت میگردد؛ زیرا خداوند متعال، فرستاده خویش را به خود پیوند داده است.5️⃣ أثقل ما في الميزان عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ مَا فِي الْمِيزَانِ شَيْءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وإِنَّ الرَّجُلَ لَتُوضَعُ أَعْمَالُه فِي الْمِيزَانِ فَتَمِيلُ بِه فَيُخْرِجُ ص الصَّلَاةَ عَلَيْه فَيَضَعُهَا فِي مِيزَانِه فَيَرْجَحُ بِه .الكافي للشيخ الكليني ج 2 ص 494 .6️⃣ تذهب بالنفاق - عَنْ عَبْدِ اللَّه بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّه ص الصَّلَاةُ عَلَيَّ وعَلَى أَهْلِ بَيْتِي تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ .الكافي للشيخ الكليني ج 2 ص 492 .7️⃣ تغفر الذنوب بشكل عجيب- عن عبد الله بن سنان ، عن أبي عبد الله الصادق ( عليه السلام ) ، قال : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : ذات يوم لعلي ( عليه السلام ) : ألا أبشرك ؟ فقال : بلى بأبي أنت وأمي ، فإنك لم تزل مبشرا بكل خير . فقال : أخبرني جبرئيل آنفا بالعجب . فقال له علي ( عليه السلام ) : وما الذي أخبرك يا رسول الله ؟ قال : أخبرني أن الرجل من أمتي إذا صلى علي وأتبع بالصلاة على أهل بيتي ، فتحت له أبواب السماء وصلت عليه الملائكة سبعين صلاة ، وإن كان مذنبا خطأ ، ثم تتحات عنه الذنوب كما يتحات الورق من الشجر ، ويقول الله تبارك وتعالى : لبيك يا عبدي وسعديك ، ويقول الله لملائكته : يا ملائكتي ، أنتم تصلون عليه سبعين صلاة ، وأنا أصلي عليه سبعمائة صلاة . وإذا صلى علي ولم يتبع بالصلاة على أهل بيتي ، كان بينها وبين السماء سبعون حجابا ، ويقول الله جل جلاله : لا لبيك ولا سعديك ، يا ملائكتي لا تصعدوا دعاءه إلا أن يلحق بنبي عترته ، فلا يزال محجوبا حتى يلحق بي أهل بيتي .الأمالي للشيخ الصدوق ص 676 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
🔰 ضعف استناد به دوقاعدة نفي ضرر و حرج براي نفي استحباب زيارت سيدالشهداء ع با اقتران خوف ضرر و حرج ✍️ الفقه المحقق السيد محمد جعفر الجزائري المروج🔷 تخصيص دو قاعدة مذكور بدليل ورود روايات رجحان و ترغيب در حال خوف☑️ نصوص دال بر رجحان بل وجوب :روايت محمد بن مسلم و ام سعيد الأحمسية و عبدالرحمن بن كثير مولي أبي جعفر بل از بعض نصوص وجوب زيارت سائر ائمه ع نيز استفاده ميشود :روايت وشاء عليهذا متفاهم از روايات اينكه تمسك به ولايت و ايمان به امامت كامل نميشود الا به زيارت ائمه ع و ترك آن موجب ابتعاد از رحمت واسعه الهي خواهد شد الي موضع كه فقهائي مانند ابن قولويه و شيخ حر عاملي و علامه مجلسي و ... 🔺 نصوص ترغيب به زيارت :روايت معاوية بن وهب و محمد بن مسلم و يونس بن ظبيان .✅ بالجملة مستفاد از نصوص مذكور موجب اطمئنان به زيارة سيدالشهداء ع مع خوف الضرر والحرج تخصصا يا تخصيصا ميباشد❇️ پس زيارت و ... حضرت سلام الله عليه با اقتران خوف ضرر و حرج تخصصا يا تخصيصا خارج از عموم دو قاعده مذكور خواهد بود .📚 منتهي الدراية في توضيح الكفاية ، ج 7 ص 623 - 628 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃🔰 ضعف استناد به دوقاعدة نفي ضرر و حرج براي نفي استحباب زيارت سيدالشهداء ع با اقتران خوف ضرر و حرج ✍️ الفقه المحقق السيد محمد جعفر الجزائري المروج🔷 تخصيص دو قاعدة مذكور بدليل ورود روايات رجحان و ترغيب در حال خوف☑️ نصوص دال بر رجحان بل وجوب :روايت محمد بن مسلم و ام سعيد الأحمسية و عبدالرحمن بن كثير مولي أبي جعفر بل از بعض نصوص وجوب زيارت سائر ائمه ع نيز استفاده ميشود :روايت وشاء عليهذا متفاهم از روايات اينكه تمسك به ولايت و ايمان به امامت كامل نميشود الا به زيارت ائمه ع و ترك آن موجب ابتعاد از رحمت واسعه الهي خواهد شد الي موضع كه فقهائي مانند ابن قولويه و شيخ حر عاملي و علامه مجلسي و ... 🔺 نصوص ترغيب به زيارت :روايت معاوية بن وهب و محمد بن مسلم و يونس بن ظبيان .✅ بالجملة مستفاد از نصوص مذكور موجب اطمئنان به زيارة سيدالشهداء ع مع خوف الضرر والحرج تخصصا يا تخصيصا ميباشد❇️ پس زيارت و ... حضرت سلام الله عليه با اقتران خوف ضرر و حرج تخصصا يا تخصيصا خارج از عموم دو قاعده مذكور خواهد بود .📚 منتهي الدراية في توضيح الكفاية ، ج 7 ص 623 - 628 .🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃