📚هر روز یک داستان💎 #حکایت_آموزنده_ملانصرالدین روزي ملانصرالدین به دهكده اي مي رفت، در بين راه زير د…
انتشار: 2026/07/09 06:15 UTC
📚هر روز یک داستان💎 #حکایت_آموزنده_ملانصرالدین روزي ملانصرالدین به دهكده اي مي رفت، در بين راه زير درخت گردوئي به استراحت نشست و در نزديكي اش بوته كدوئي را ديد؛ ملا به فكر فرو رفت كه چگونه كدوي به اين بزرگي از بوته ی كوچكي بوجود مي آيد و گردوي به اين كوچكي از درختي به آن بزرگي؟سرش را به آسمان بلند كرد و گفت: خداوندا! آيا بهتر نبود كه كدو را از درخت گردو خلق مي كردي و گردو را از بوته كدو؟ در اين حال، گردوئي از درخت بر سر ملا افتاد و برق از چشمهايش پريد و سرش را با دو دست گرفت و با ترس از خدا گفت:پروردگارا! توبه كردم كه بعد از اين در كار الهي دخالت كنم؛ زير ا هر چه را خلق كرده اي،حكمتي دارد و اگر جاي گردو با كدو عوض شده بود، من الآن زنده نبودم!🌹هیچ کار خدا بی حکمت نیست ━━━━━━━━━━━━⇜لە خەڵکەوە بۆ خەڵک؛ شارەکەم دیواندەرە↬ @Divandare ⇜

