🔴 در نظریه لیلی عشقی که مبتنی بر نظریه «زمان» در عرفان شیعی است دو نوع زمان قابل تصور است: زمان فان…
انتشار: 2026/06/19 20:53 UTC
🔴 در نظریه لیلی عشقی که مبتنی بر نظریه «زمان» در عرفان شیعی است دو نوع زمان قابل تصور است: زمان فانی یا تاریخی. زمانی که همه طبیعت و ماسوی الله در آن قرار دارد و در متن زمان به پیش می روند. اما زمانی وجود دارد که از جنس زمان عادی که برای همه قابلیت فهم دارد…🔴 بازگشت مردم از حاشیه به متن جامعه🔻درباره احیای روح جمعی در روزهای حماسه!🔹در روزهای گذشته، انتشار گزارشی از سوی معاونت راهبردی ریاست جمهوری خبرساز شد. در این گزارش که خروجی چندین جلسه کارشناسی در این معاونت بوده، یکی از پیشنهادهای آن خطاب به دولت و سایر ارکان، «فرود آرامِ تجمعات مردمی» بدلایل مختلف بیان شده و از لزوم بازگشت مردم به «زندگی عادی» گفته است.🔸اما چرا بازگشت به زندگی عادی برای جامعه بیدار سخت است؟ اساساً چرا آن زندگی سابق را ترجیح میدهند؟ چرا میخواهند مردم از حالت مراقب و ناظر و کنشگر و بازیگر، به جایگاه «تماشاگر» بازگردند؟ از نظر اینها، چرا فضای سابق بهتر از فضای فعلی است؟ و چرا مردم حاضر در خیابان، احساس میکنند بازگشت آنها به خانه خسارت است؟🔹تصمیمسازان و تصمیمگیران باید بدانند که «زیست مؤمنانه» با «زیست انسان عادی» متفاوت است. فضای امروز بعنوان فضای مقاومت، ایثار و شهادت، صرفاً یک وضعیت سیاسی یا امنیتی نیست؛ بلکه نوعی دگرگونی در «زیست اجتماعی» مردم ایجاد کرده است.🔸در چنین موقعیتی، جامعه از حالت روزمرگیِ کمتحرک خارج شده و نوعی حیات جمعی پرمعنا شکل گرفته است. در ادبیات جامعهشناسی میتوان گفت جامعه از وضعیت «فردیتهای پراکنده» به سوی «کنش جمعی معنادار» حرکت میکند. آنچه در بطن چنین فضایی رخ میدهد، نوعی احیای سرمایه اجتماعی و بازگشت مردم به صحنه عمومی است؛ مردم احساسا میکنند که از حاشیه به متن آمدهاند. از جایگاه «پیرو» بر صندلی «رهبری» نشستهاند. جایی که افراد دیگر صرفاً مصرفکننده زندگی نیستند، بلکه خود را بازیگر تاریخ و سرنوشت جامعه میبینند.🔹از منظر روانشناسی (نگاه مبتنی بر دین) نیز این وضعیت قابل فهم است. انسان مؤمن هنگامی که احساس میکند در مسیر یک هدف متعالی، در راه حق و در میدان دفاع از ارزشها قرار گرفته، نوعی «نشاط معنوی» را تجربه میکند؛ نشاطی که با لذتهای فردی و رفاه صرف قابل مقایسه نیست. این همان احساسی است که در فرهنگ جهاد و شهادت از آن به «حیات طیبه» یاد میشود؛ حیاتی که در آن، رنجها و سختیها نه تنها مانع معنا نیستند، بلکه خود بخشی از معنا میشوند.🔸در چنین فضایی، سبک زندگی مردم نیز تغییر میکند. زنانی که تا دیروز در چارچوب خانهداری و مسئولیتهای خانوادگی تعریف میشدند، اکنون در میدانهای اجتماعی نقشآفرینی میکنند. مردانی که دغدغه اصلیشان کار و معیشت بوده، حالا خود را در کنار خانواده و همسایگان در صحنهای بزرگتر میبینند.🔹خیابانها، میدانها و اجتماعات مردمی به نوعی «زیست مشترک» تبدیل میشود؛ جایی که مرز میان زندگی خصوصی و مسئولیت اجتماعی کمرنگتر میشود و جامعه به یک پیکر زنده و همدل تبدیل میگردد.🔸نکته مهم اینجاست که این وضعیت، با وجود همه خطرات، فشارها و دشواریها، نوعی لذت و رضایت درونیِ «وصفنشدنی» به همراه دارد. در ادبیات رسانهای و اجتماعی میتوان گفت انسان وقتی از حاشیه به متن میآید، احساس «اثرگذاری» میکند. بسیاری از نیروهای مؤمن و انقلابی سالها در حاشیه فضای اجتماعی و فرهنگی احساس میکردند صدایشان کمتر شنیده میشود؛ اما اکنون با حضور در صحنه، بار دیگر خود را در متن تحولات جامعه میبینند.🔹از این منظر، بازگشت صرف به خانهها و بازگشت به همان زندگی یکنواخت و منفعلانه پیشین، برای بسیاری از این افراد نوعی عقبگرد روانی و اجتماعی محسوب میشود. جامعهای که طعم مشارکت، همبستگی و حضور فعال در میدان را چشیده، به سختی میتواند دوباره به وضعیت سکون و بیتفاوتی بازگردد.🔸مسئله اصلی این است که این تجربه اجتماعی نباید صرفاً به یک مقطع بحرانی محدود بماند. اگر این روحیه مشارکت، ایثار و حضور اجتماعی به یک «سبک زندگی ایمانی و مسئولانه» تبدیل شود، میتواند سرمایهای ماندگار برای جامعه و نظامسازی باشد.🔹در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که پس از فروکش کردن فضای حماسه، جامعه دوباره به همان چرخه روزمرگی و انفعال بازگردد؛ چرخهای که در آن انسانها بیشتر تماشاگرند تا کنشگر. انسانها، امر سیاسی و امر رهبری را رها کرده و مجدد به حالت «پیرو» در میآیند. باید برای حفظ این حالت اجتماعی و بیداری انسانی که «جامعهساز» و «جهانگیر» است و سایر جوامع خارجی را نیز تحت تأثیر امواج خود قرار خواهد داد، تلاش کرد.✅ #داود_مدرسی_یان:t.me/+PlRxfL0hn4w2xqqz