🔴 امکانهای غیرآمریکایی برای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»! بخش اول 🔹در فضای فعلی که برخی از مسئول…
انتشار: 2026/07/01 18:10 UTC
🔴 امکانهای غیرآمریکایی برای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»! بخش اول 🔹در فضای فعلی که برخی از مسئولان و نخبگان به عادیسازی و پذیرفتن نظم آمریکایی در منطقه و سلطه او بعنوان راهحل کلان فکر میکنند و عدهای هم فکر میکنند فقط از طریق جنگ میتوان بنبستشکنی…🔴 اراده سیاسی؛ پیششرط هر راهبرد مستقل🔻 #امکانهای_غیرآمریکایی برای خروج از وضعیت موجودبخش دوم🔹در بخش نخست «امکانهای غیرآمریکایی» پرسش اصلی این بود: چگونه میتوان مسائل کشور را حل کرد، بیآنکه ارکان قدرت تضعیف شود و سیاست داخلی و خارجی در چارچوب نظم مسلط آمریکایی بازتنظیم گردد؟🔸این سوال، پیش از آنکه فنی یا تکنیکی باشد، سیاسی و ارادی است. مسئله اول، نبود ایده یا ابتکار نیست؛ مسئله اول، نبود اراده جمعی برای انتخاب یک مسیر متفاوت است.🔹در ساختار جمهوری اسلامی، تصمیمهای کلان تنها محصول دولت یا یک قوه خاص نیست. حاکمیت به معنای شبکهای از نهادهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی است که باید در یک نقطه به جمعبندی برسند. اگر در این سطح، اجماع حداقلی درباره «ضرورت ساختن گزینههای غیرآمریکایی» شکل نگیرد، هر سند راهبردی و هر بسته سیاستی، صرفاً روی کاغذ باقی میماند.🔸واقعیت این است که در بدنه نظام، کمبود فکر و تحلیل وجود ندارد. اندیشکدهها، مراکز پژوهشی، کارشناسان اقتصادی و امنیتی سالهاست سناریو نوشتهاند، مدل طراحی کردهاند و پیشنهاد دادهاند. مسئله این نیست که کسی راه نمیداند. مسئله این است که آیا تصمیمگیران حاضرند هزینه انتخاب یک مسیر مستقل را بپذیرند یا نه.🔹رئالیسم سیاسی به ما میگوید کشورها نه با آرزو، بلکه با محاسبه هزینه - فایده حرکت میکنند. اگر در محاسبات بخشی از تصمیمگیران، همچنان «توافق با آمریکا» بعنوان «تنها مسیر» و «مسیر سریعتر» تلقی شود، طبیعی است که ارادهای برای سرمایهگذاری بلندمدت بر گزینههای دیگر شکل نگیرد. در چنین شرایطی، حتی اگر صدها طرح برای تقویت اقتصاد منطقهای، فعالسازی کریدورها، یا همکاریهای غیرغربی آماده باشد، در عمل اولویت نمییابد.🔸نگاه فعلی مسئولان کشور ریسک راهبردی دارد؛ وابسته کردن آینده کشور به متغیری بیرونی که نه قابل کنترل است و نه تضمینشده. تجربه سالهای گذشته نشان داده که حتی در صورت حصول توافق، پایداری آن وابسته به تحولات داخلی طرف مقابل است. بنابراین شرط عقل سیاسی این است که کشور گزینه جایگزین معتبر داشته باشد؛ نه برای قطع مذاکره، بلکه برای آنکه مذاکره از موضع اضطرار نباشد!🔹اینجاست که مسئله «اراده جمعی» اهمیت پیدا میکند. اراده یعنی تصمیم روشن برای اینکه کشور، حتی در صورت نبود توافق بزرگ، متوقف نشود. یعنی پذیرفتن این واقعیت که ساختن مسیر مستقل زمانبر، پرهزینه و نیازمند اصلاحات درونی است. یعنی قبول اینکه «مقاومت در برابر آمریکا» بدون اصلاح حکمرانی اقتصادی، بدون مبارزه با فساد، بدون شفافیت و بدون تقویت سرمایه انسانی، به نتیجه نمیرسد.🔸اما اراده از خلأ شکل نمیگیرد. اراده سیاسی نیازمند گفتمان مسلط است. تا زمانی که در فضای عمومی و نخبگانی، مسئله «امکانهای غیرآمریکایی» به یک مطالبه جدی تبدیل نشود، تصمیمگیران نیز انگیزه کافی برای تغییر اولویتها نخواهند داشت.🔹دانشگاهها، حوزههای علمیه، مجلس شورای اسلامی، رسانهها و اندیشکدهها باید این بحث را از سطح شعار به سطح برنامه بیاورند. باید درباره هزینههای تداوم وضعیت موجود، درباره ریسک وابستگی راهبردی، و درباره ظرفیتهای مغفول داخلی و منطقهای بهصورت شفاف گفتوگو شود. نقد سیاستهای گذشته باید واقعبینانه و غیرشعاری باشد؛ «تقلیل دیپلماسی به آمریکا» و «تقدیس و آرزوی توافق با آمریکا» جزو خطاهای اساسی مسئولان کشور است.🔸اگر این گفتمان شکل بگیرد، تصمیمسازان نیز ناچار به پاسخگویی و انتخاب خواهند شد. در نهایت، هیچ راهبردی بدون پشتوانه اراده سیاسی و اجتماعی پایدار نمیماند. مسیر غیرآمریکایی، پیش از آنکه یک بسته اقتصادی یا امنیتی باشد، یک انتخاب سیاسی آگاهانه است: انتخابی برای داشتن گزینه، برای کاهش وابستگی به هژمون آمریکا، و برای بازگرداندن ابتکار عمل به درون و تکیه به داخل و اتصالات بیشتر جهانی.✅ #داود_مدرسی_یان:@DModaresian