ما برای رسیدن، از زندگی جا میمانیم!سهیل علوی رو با طبقه ۱۶ میشناسیم؛ کسی که روزگاری در اکوسیستم ا…
انتشار: 2026/08/12 06:35 UTCدریافت: 2026/08/15 05:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:06 UTC
ما برای رسیدن، از زندگی جا میمانیم!سهیل علوی رو با طبقه ۱۶ میشناسیم؛ کسی که روزگاری در اکوسیستم استارتاپی ایران حرفی برای گفتن داشت و بعد که مهاجرت کرد، با استارتاپهای حوزه تک و پروژههای مختلف مسیرش را ادامه داد. آدمی که از بیرون، اگر بخواهی با متر موفقیتهای معمول اندازهاش بگیری، احتمالاً باید بگویی خوب جلو آمده. اما چیزی که در گفتوگویش با تینا پارسامند برای من جالب بود، دقیقاً جایی است که این تصویر ترک میخورد.سهیل در ۳۸ سالگی میگوید با وجود تمام کارهایی که کرده، احساس میکند زندگی نکرده. میگوید از ۱۸ سالگی از روند نرمال زندگی خارج شده و بیست سال است در یک وضعیت موقت مانده؛ انگار منتظر است یکسری کارها تمام شود تا بالاخره زندگی شروع شود. حتی زندگی را به آجرهایی تشبیه میکند که مدام کنار هم گذاشته، اما چیزی از آنها بالا نرفته است.این بخش برای من بهشدت آشناست.در جلسات مشاورهای که با مدیران دارم، مخصوصاً آدمهای ۳۵ تا ۴۵ ساله، بارها همین الگو را میبینم. آدمهایی که سالها کار کردهاند، پول درآوردهاند، شرکت ساختهاند، مهاجرت کردهاند، خانه خریدهاند، جایگاه ساختهاند؛ اما هنوز یک حس عجیبی از «کافی نبودن» با خودشان حمل میکنند.چون یک مقصد فرضی در ذهنشان ساختهاند.«اگر به فلان درآمد برسم، راحت میشوم.»«اگر شرکت را به این اندازه برسانم، دیگر استرس ندارم.»«اگر مهاجرت کنم، اگر ازدواج کنم، اگر خانه بخرم، اگر فلان جایگاه را بگیرم.. بعدش زندگی شروع میشود.»اما آن «بعدش» تقریباً هیچوقت نمیرسد.چون زندگی قرار نیست بعد از رسیدن شروع شود. خودِ مسیر، زندگی است.تینا در جایی از گفتوگو به سرعت بالای سهیل اشاره میکند؛ اینکه انگار مدام در حال پر کردن فضاهای خالی است. خود سهیل هم میگوید گاهی آنقدر سریع در مسیرها گاز داده که وقتی به بنبست رسیده، فقط دور زده و مسیر بعدی را با همان سرعت رفته است.و این شاید یکی از بزرگترین اشتباهات آدمهای بلندپرواز باشد: تصور میکنند اگر سرعت را بیشتر کنند، زودتر به «آن نقطه» میرسند.در حالی که چنین نقطهای وجود ندارد.دنیا رندومتر از چیزی است که ما دوست داریم باور کنیم. شانس، زمانبندی، آدمهایی که اتفاقی سر راهمان قرار میگیرند، اتفاقاتی که هیچ کنترلی رویشان نداریم و حتی تصمیمهایی که با اطلاعات ناقص میگیریم، بخش بزرگی از نتیجه را میسازند. هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر امروز به اندازه کافی زحمت بکشیم، فردا دقیقاً همان چیزی را تحویل بگیریم که تصور کردهایم.پس شاید لازم باشد کمی کمتر پدر خودمان را دربیاوریم تا به جایی برسیم که اصلاً وجود ندارد.باید یاد بگیریم از چیزی که ساختهایم استفاده کنیم، نه اینکه همیشه آن را سکوی پرتاب بعدی بدانیم.قرار نیست یک روز بالاخره همهچیز مرتب شود، خیالت راحت شود و بعد زندگی کنی. اگر قرار است زندگی کنی، وقتش همین حالاست. (با تمام سختیها و مشقاتش)امیرحسین رضائی🦉از مدیریت تا ماجرا@donrezaei