دنیای سینما:یادداشت تحلیلی | پرونده بنیاد سینمایی فارابیفصل اول – یادداشت دوم: پروژه «پایان آمارساز…
انتشار: 2026/06/29 06:12 UTC
دنیای سینما:یادداشت تحلیلی | پرونده بنیاد سینمایی فارابیفصل اول – یادداشت دوم: پروژه «پایان آمارسازی»مهدی پوربهی پژوهشگر و مدرس سینمادر ادامه بررسی عملکرد نهادهای سینمایی، این یادداشت به تحلیل گزارش عملکرد مالی و اجرایی بنیاد سینمایی فارابی در فاصله سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ اختصاص دارد؛ گزارشی که در ظاهر، تصویری منظم از حمایتهای تولید ارائه میدهد، اما در سطح تحلیل، پرسشهای جدیتری را فعال میکند.گزارش در نگاه اول: نظم آماری و تصویر امیدوارکنندهمهدی پوربهی، پژوهشگر و مدرس سینما، در نقد این گزارش میگوید: بنیاد سینمایی فارابی، گزارش عملکرد مالی خود در فاصله سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ را منتشر کرده است. در نگاه اول، همه چیز امیدوار کننده به نظر میرسد. فهرستی از خرید حقوق آثار، پیشخرید فیلمها، قراردادهای نگارش فیلمنامه و غیره. اما هرچه گزارش دقیقتر خوانده میشود، یک سؤال بزرگتر سر بر میآورد. این گزارش برای کیست؟ و چرا منتشر شده است؟! آیا هدف شفافسازی است؟!این پرسش، نقطه آغاز تردید نسبت به ماهیت و هدف انتشار گزارش است؛ اینکه آیا با یک سند شفافسازی مواجهیم یا یک بازنمایی انتخابی از واقعیت.مسئله اول: فقدان زنجیره کامل دادههادر بخش دیگری از این تحلیل، به یکی از مهمترین خلأهای گزارش اشاره میشود: در جدول اول این گزارش، ۱۲۸ ردیف مرتبط با قرارداد نگارش فیلمنامه، خرید حقوق، پیشخرید آثار و حمایتهای مختلف سینمایی درج شده است. اما جدولی وجود ندارد که تعداد درخواستهای ثبت شده را نشان دهد؟ یا روشن نماید از تعداد ۱۲۸ پروژه، چند اثر به تولید و اکران عمومی رسیدهاند و نسبت موفقیت این سرمایهگذاریها چیست؟ و یا حتی نحوهی داوری یا به اصطلاح (پیچینگ) چگونه بوده است و متر انتخاب این ۱۲۸ پروژه چیست؟!در واقع گزارش، وجود هزینه را ثابت میکند، اما پرسشهای مهمتر را خیر. اینجاست که مسئله از یک گزارش مالی فراتر میرود. در این نگاه، گزارش نه یک ابزار پاسخگویی کامل، بلکه سندی ناقص از چرخه تصمیمسازی تلقی میشود.مسئله دوم: پاسخ به بالا، نه به جامعهپوربهی در ادامه، نسبت این گزارش با ساختار پاسخگویی را چنین توضیح میدهد: بنیاد فارابی دقیقاً درباره بخشی گزارش منتشر کرده که باید به مراجع بالادستی پاسخ دهد. یعنی گزارش آماری پرداختها. اما در بخشهایی سکوت کرده که بیشترین مطالبه عمومی متوجه آن است؛ یعنی نسبت تعداد درخواستهای ثبت شده به تعداد قراردادهای منعقد شده، نحوهی داوری و مهمتر اینکه نتایج آن حمایتهای محدود چه بوده است؟!در این تحلیل، شکاف میان «گزارش اداری» و «مطالبه عمومی» به عنوان مسئله مرکزی مطرح میشود. مسئله سوم: شفافیت واقعی چیست؟در ادامه، تعریف شفافیت از سطح مالی به سطح عملکردی ارتقا پیدا میکند: امروز مسئله جامعهی سینمایی، تنها شفافیت مالی نیست. شفافیت عملکردی است. شفافیت اثربخشی است. شفافیت عدالت در توزیع فرصتهاست.و سپس چارچوب یک شفافیت کامل چنین ترسیم میشود؛ شفافیت واقعی یعنی انتشار زنجیره کامل اطلاعات: تعداد متقاضیان، نحوهی داوری، تعداد پذیرفتهشدگان، تعداد قراردادها، تعداد تولیدات، تعداد اکرانها، میزان بازگشت سرمایه فرهنگی و اقتصادی.تا زمانی که این زنجیره کامل منتشر نشود، آمارهای مالی هر چقدر هم مفصل باشند، تنها بخشی از واقعیت را روایت میکنند که در فوق نظر افتاد.جمعبندی انتقادی: از گزارش تا مدیریت آماردر پایان این نقد، مسئله از سطح گزارش فراتر رفته و به سطح فلسفه مدیریت داده در نهادهای حمایتی میرسد: امروز مطالبه سینماگران نه امتیاز ویژه است و نه رانت. مطالبه آنان تنها یک چیز است: حق دانستن. حق دانستن اینکه از میان هزاران رؤیا که هر سال وارد سامانههای حمایتی میشوند، در حقیقت چند رؤیا بطور عادلانه و به حق، فرصت تبدیل شدن به فیلم را پیدا میکنند.و گرنه این نظام شکل گرفته، نظام حمایت از تولید نیست؛ بلکه نظام مدیریت آمار است و سینمای ایران بیش از نمودار، به تولید اصولی نیاز دارد و بیش از گزارش، به نتیجه.جمعبندی یادداشتاین یادداشت در امتداد فصل نخست تحلیل نهادهای سینمایی، نشان میدهد که مسئله اصلی در ساختار حمایت تولید، صرفاً «میزان بودجه یا تعداد قراردادها» نیست، بلکه «کیفیت شفافیت» و «کامل بودن زنجیره اطلاعات تصمیمگیری» است.t.me/donyayecinemahttp://donyayecinema.ir
