دنیای سینما:پرونده تحقیقاتی | بنیاد سینمایی فارابیفصل اول- یادداشت سومپروژهی «پایان صلاحیتسازی»مه…
انتشار: 2026/07/16 05:08 UTC
دنیای سینما:پرونده تحقیقاتی | بنیاد سینمایی فارابیفصل اول- یادداشت سومپروژهی «پایان صلاحیتسازی»مهدی پوربهی، پژوهشگر و مدرس سینماچه کسی به فارابی صلاحیت داد؟ در هر ساختار اداری، پیش از آنکه عملکرد یک نهاد مورد ارزیابی قرار گیرد، باید درباره حدود اختیارات آن پرسش کرد.سالهاست درباره بودجههای سینمایی، حمایت از تولید، عدالت در توزیع منابع و پروانه ساخت سخن گفته میشود؛ اما کمتر کسی این پرسش بنیادین را مطرح کرده است که نهادی که امروز درباره «صلاحیت» فیلمسازان تصمیم میگیرد، خود بر اساس کدام ضرورت، کدام منطق و کدام اختیار در این جایگاه قرار گرفته است؟چه کسی به فارابی صلاحیت داد؟این پرسش، مخالفت با ارزیابی حرفهای نیست.مخالفت با قانون نیز نیست. این پرسش، درباره منشأ اختیار است. درباره مرز میان حمایت و حاکمیت است. و درباره نهادی است که امروز، علاوه بر حمایت از تولید، درباره ورود نسل تازه فیلمسازان به سینمای حرفهای نیز تصمیم میگیرد.وقتی حمایت، به احراز صلاحیت تبدیل میشود.بنیاد سینمایی فارابی با مأموریتی روشن تأسیس شد؛ حمایت از سینمای ملی، توسعه تولید، مشارکت در پروژهها، کشف استعدادها و تقویت سرمایه فرهنگی کشور.ماهیت این مأموریت، حمایت است. اما احراز صلاحیت حرفهای، ماهیتی کاملاً متفاوت دارد.حمایت، فرصت ایجاد میکند. اما احراز صلاحیت، دربارهی حق ورود تصمیم میگیرد. از همین نقطه، پرسش اصلی این یادداشت آغاز میشود.بر اساس کدام ضرورت، کدام مطالعه تطبیقی و کدام منطق حقوقی و مدیریتی، تشخیص صلاحیت کارگردانان فیلم اول به بنیاد سینمایی فارابی واگذار شد؟در بسیاری از کشورهای دارای نهادهای ملی فیلم، مؤسسات سینمایی وظیفه آموزش، توسعه پروژه، حمایت از تولید و مشارکت در سرمایهگذاری را بر عهده دارند؛ اما تشخیص صلاحیت حرفهای برای ورود افراد به عرصه کارگردانی، یا اساساً موضوعیت ندارد یا در ساختارهایی متفاوت تعریف شده است.اگر الگوی ایران متفاوت است، این تفاوت باید برای جامعه سینمایی تبیین شود.زیرا پیش از ارزیابی عملکرد هر نهاد، باید مشروعیت حدود اختیارات آن روشن باشد.۱۲۹ نام منتشر شد؛ اما سرنوشت آنها چه شد؟در گزارش عملکرد بنیاد سینمایی فارابی طی سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳، برای نخستینبار اسامی ۱۲۹ نفر بهعنوان پذیرفتهشدگان شورای بررسی صلاحیت کارگردانی فیلم اول منتشر شده است.انتشار این فهرست، گامی رو به جلو در مسیر شفافیت است. اما شفافیت، با انتشار یک فهرست آغاز میشود؛ نه اینکه پایان یابد.اکنون پرسش اصلی آغاز میشود.از این ۱۲۹ نفر، چند نفر موفق به ساخت نخستین فیلم بلند خود شدهاند؟ چند نفر پروانه ساخت دریافت کردهاند؟ چند نفر سرمایهگذار پیدا کردهاند؟چند نفر فیلمشان به جشنوارههای معتبر راه یافته است؟ چند نفر اکران عمومی شدهاند؟و مهمتر از همه؛ چند نفر، با وجود دریافت تأییدیه صلاحیت، همچنان پشت درِ تولید باقی ماندهاند؟اگر فلسفه این شورا رشد سرمایه انسانی سینما است، جامعه سینمایی حق دارد نتیجه این سرمایهگذاری را نیز مشاهده کند. زیرا هیچ سیاست عمومی، تنها با اعلام ورودیهای خود قابل ارزیابی نیست. چراکه هر سیاست، با خروجیهایش سنجیده میشود.صلاحیت؛ مقدمه است یا مقصد؟در گزارش رسمی فارابی، این شورا ذیل عنوان «رشد سرمایه انسانی جدید سینما» معرفی شده است.اما سرمایه انسانی چگونه رشد میکند؟ با صدور گواهی؟ با تشکیل جلسه؟ با بررسی پروندهها؟یا با تولید فیلم؟ اگر مهمترین خروجی یک سازوکار، صدور تأییدیه باشد، نه تولید اثر، باید پرسید:آیا این نظام، فیلمساز تربیت میکند یا صرفاً صلاحیت صادر میکند؟سینما، هنر خلق اثر است. تمام ارزش یک سیاست حمایتی، در فیلمهایی است که از دل آن متولد میشوند؛ نه در تعداد گواهیهایی که صادر شدهاند.
