دنیای سینما:از «سیاستِ تنبیهی» تا «هوشِ راهبردی»: چرا سینمای ما در تلهی برچسبزنی گرفتار است؟پرهام…
انتشار: 2026/08/04 09:44 UTCدریافت: 2026/08/07 04:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 04:45 UTC
دنیای سینما:از «سیاستِ تنبیهی» تا «هوشِ راهبردی»: چرا سینمای ما در تلهی برچسبزنی گرفتار است؟پرهام دلدارسینما، در ذاتِ خود، هنرِ ترکیب است؛ ترکیبِ تصویر، صدا، قصه و مهمتر از همه، «اندیشه». اما آنچه امروز در محافلِ بهاصطلاح سینمایی و جمعهایِ دغدغهمندِ ما مشاهده میشود، نه یک «سینمایِ اندیشهورز»، بلکه یک «دادگستریِ تقلیلگرا» است. ما بهجایِ آنکه «معمارِ راهکار» باشیم، به «بازجویِ عقاید» تبدیل شدهایم.●آسیبشناسیِ یک «تنبلیِ مفرطِ فکری»وقتی در یک جمعِ تخصصی، به محضِ شنیدنِ یک نظرِ متفاوت، واژگانی چون «خائن»، «سربازِ دشمن» یا «نفوذی» بر زبان میآید، در واقع ما شاهدِ یک «فرارِ تاکتیکی» از تفکر هستیم. برچسب زدن، کوتاهترین مسیر برای پایان دادن به یک چالشِ ذهنی است. برایِ کسی که دانشِ کافی برایِ تحلیلِ یک پدیدهیِ پیچیدهیِ صنعتی یا سیاسی را ندارد، برچسب زدن یک پناهگاهِ امن است؛ راهی است که با آن، بدونِ نیاز به مطالعه، استدلال یا ارائه راهکار، خود را در موضعِ حق و طرفِ مقابل را «حذفشده» قرار دهد. این رفتار، دقیقاً کپیِ ضعیفی از «سیاستِ تنبیهیِ» رایج در جوامعِِ ناکارآمد است: پاک کردنِ صورتمسئله به جایِ حلِ آن.●بزرگمهر در برابر هیاهوخرد ایرانی در برابر هر چالشی به هیاهو پناه نمیبرد. وقتی شطرنج به دربار ایران فرستاده شد تا نشانهای از برتری فکری هند باشد، پاسخ ایران این نبود که فرستنده را تحقیر کند یا نیت او را زیر سؤال ببرد. بزرگمهر وارد زمین بازی شد و پاسخ را با یک بازی تازه دادتختهنردتختهنرد فقط یک سرگرمی نبود. پاسخی بود به یک ادعا. شطرنج، میدان محاسبه و پیشبینی بود و تختهنرد، ترکیبی از اندیشه، احتمال، تصمیم و جسارت. بزرگمهر با ساختن بازیای تازه نشان داد که میتوان قواعد میدان را فهمید، از آن عبور کرد و میدان تازهای برای سنجش هوش ساختاین تفاوت میان ذهن خلاق و ذهن هیاهوگر است. ذهن هیاهوگر وقتی با چالش روبهرو میشود، فریاد میزند، برچسب میزند و رقیب را حذف میکند. اما ذهن قدرتمند، پاسخ را در سطح همان چالش تکرار نمیکند؛ قواعد بازی را تغییر میدهدتختهنرد، در این روایت، نماد یک پاسخ تمدنی است. یعنی به جای آنکه در زمین حریف بازی کنیم، زمین تازهای طراحی کنیم که تواناییهای واقعی ما را آشکار کند. برتری در اینجا با صدای بلندتر به دست نمیآید؛ با ساختن چیزی به دست میآید که پیش از آن وجود نداشته استهنر سیاسی نیز همین است. قرار نیست هنرمند صرفاً خشم خود را بلندتر فریاد بزند یا مخالف خود را با چند برچسب از میدان بیرون کند. هنرمند باید بتواند از دل بحران، فرم تازهای بسازد؛ از دل تهدید، امکان تازهای بیرون بکشد و با خلاقیت، قواعد بازی را به نفع اندیشه تغییر دهدشطرنج را میتوان تقلید کرد اما تختهنرد را باید ساختو این، تفاوت میان واکنش نشان دادن و تاریخسازی است.●تلهیِ کارِ فردی و توهمِ کارِ گروهیبیماریِ مزمنِ سینمایِ ما «فردگراییِ بیمارگونه» است. ما عادت کردهایم که هر کدام «جزیرهای باشیم که به خشکیِ دیگری فکر نمیکند». وقتی ناتوانیِ ما در کارِ گروهی (که لازمهیِ سینماست) با «سیاستزدگی» ترکیب میشود، نتیجهاش همین چیزی است که امروز میبینیم: گروههایی که قرار بود محفلِ همافزاییِ تخصصی باشند، به کافههایی برایِ تخلیهیِ خشم تبدیل شدهاند. این ناتوانی در همافزایی، نشاندهندهیِ یک شکستِ بزرگتر در تربیتِ نیرویِ انسانیِ صنعتِ سینماست.●دعوت به یک بازنگریِِ بنیادینوقتِ آن رسیده است که از این «تئاترِ پوچِ برچسبها» بیرون بیاییم. کسی که به هموطنِ خود انگِ خیانت میزند، در واقع دارد اعتراف میکند که «من برایِ پیروزی در این گفتگو، استدلالِ کافی ندارم». سینماگرِ ترازِ اول، کسی نیست که در میادینِ مجازی با ادبیات دادگستری سینه سپر میکند؛ سینماگرِ ترازِ اول، کسی است که «چگونه فکر کردن» را به «چه چیزی فکر کردن» ترجیح میدهد.بیایید از این پس، جایگاهِ خود را با «میزانِ هوشِ راهبردی» و «توانِ حلِ مسئله» تعریف کنیم، نه با «شدتِ تندیِ کلام». اگر دغدغهیِ ایران را داریم، راهش ایستادن در سنگرِ «خرد» است، نه سنگرِ «هیاهو». ایران، بیش از آنکه به سربازانِ پیادهنظامِ فحاشی در فضایِ رسانهای نیاز داشته باشد، به معمارانی نیاز دارد که بتوانند برایِ چالشهایِِ این سرزمین، «بازیهایِِ هوشمندانه» طراحی کنند.t.me/donyayecinemahttp://donyayecinema.ir