دنیای سینما:ایرج و فردین! احمد زیدآبادیتحریرهای طولانی ایرج از او پدیدهای در آواز ایرانی ساخت.زندهیاد محمدعلی فردین در اشتهار مرحوم ایرج نقش بسیار مؤثری ایفا کرد به طوری که بسیاری از عوام با دیدن فیلمهای فارسی گمان میکردند که ایرج همان فردین است. در زندان گوهردشت کرج، همبندی بسیار بانمکی از اهالی دوگنبدان بود که به زندگی خود در زندان پایان داد.نام فامیلش کرمی خیرآبادی بود. او در همین باره نقل میکرد که یک روز رانندهای در مسیر خود ایرج را که در کنار جاده منتظر ماشين بوده سوار کامیون میکند و بعد به او میگوید؛ بگذار نوار ایرج را برایت پخش کنم تا حظ ببری!ایرج به او میگوید اجازه بده به جای ایرج من خودم برایت بخوانم و بعد میزند زیر آواز.راننده از تحریر او به وجد میآید و میگوید؛ فلانِ....ایرج! ناز نفسِ خودت! بخوان که بهتر از ایرج میخوانی!ایرج پس از اتمام آواز به راننده میگوید؛ راستش را بخواهی من خودم ایرج هستم!راننده از این سخن رو در هم میکشد و با اعتراض به او میگوید؛ تو ایرجی؟ مرا احمق گیر آوردهای؟ من خودم تو فیلمها ایرج را ديدهام آدم حظ میکند نگاهش کند بعد تو با این قیافه....ایرج هستی؟خدا همه را بیامرزد.t.me/donyayecinema
دنیای سینما:درآمد ۲۰ همتی پلتفرمهای نمایش خانگی در ۱۴۰۵؟علیرضا رئیسیان، کارگردان سینما در استودیو ایسنا:🔹پیش بینی میشود مجموع درآمد چند پلتفرم خاص در شبکه نمایش خانگی ۲۰ همت در سال 1405 است.🔹محاسبه دخل و خرج پلتفرمها و آمار رسمی منتشر شده، ۱۰۰ درصد سود خالص را نشان میدهد در حالی که کیفیت محصول در آنها کمترین اهمیت را دارد.isna.ir/xdWTFjt.me/donyayecinema
باشد تنها بخشی از آن را بارها و بارها بازتولید می کند.از سوی دیگر نظام آموزش سینما نیز در این روند بی تأثیر نبوده است.بسیاری از دانشجویان سینما پیش از آنکه با ادبیات کهن ایران، تاریخ معاصر، فرهنگ ملی و تجربه زیسته مردم خود آشنا شوند با نظریه ها و الگوهای سینمای غرب تربیت می شوند.این آشنایی ارزشمند است اما زمانی که جایگزین شناخت ریشه های فرهنگی خود شود به تدریج "فیلم سازی" شکل می گیرد که زبان سینما را می داند اما زبان جامعه خود را کمتر می شناسد. چنین فیلمسازی هنگام خلق شخصیت به جای رجوع به حافظه تاریخی و فرهنگی ملت خود بیشتر به شخصیت هایی مراجعه می کند که در آثار خارجی دیده است.پیامد این روند تنها حذف قهرمان نیست بلکه کاهش امید اجتماعی نیز هست. جامعه ای که در آثار هنری خود پیوسته با انسان های شکست خورده، بی هدف و ناتوان روبه رو می شود به تدریج باور خود را به امکان تغییر از دست می دهد.سینما قرار نیست واقعیت را انکار کند و قرار نیست همه شخصیت ها فرشته باشند اما تفاوت بزرگی میان نمایش آسیب و ستایش آسیب وجود دارد.تفاوت بزرگی میان روایت تلخی و عادی سازی تلخی وجود دارد اگر هنر تنها زشتی را بازتولید کند و هیچ روزنه ای برای رهایی نشان ندهد دیگر به اصلاح جامعه کمک نمی کند بلکه به تثبیت ناامیدی یاری می رساند.نکته مهم آن است که قهرمان به معنای انسان بی عیب نیست بزرگترین قهرمانان تاریخ سینما نیز ضعف داشته اند اما تفاوت آنان در مسیر حرکتشان بوده است. آنان در برابر ضعف های خود تسلیم نمی شدند بلکه برای غلبه بر آنها تلاش می کردند.قهرمان کسی است که مخاطب را یک گام به جلو می برد نه آنکه او را در بن بست رها کند.سینمای ایران نیز برای بازگشت به جایگاه اثرگذار خود نیازی به ساخت شخصیت های غیرواقعی و دست نیافتنی ندارد بلکه باید انسان هایی را به تصویر بکشد که در دل همین جامعه زندگی می کنند، اشتباه می کنند، زمین می خورند اما دوباره برمی خیزند.شاید زمان آن رسیده باشد که سینمای ایران بار دیگر نسبت خود را با مفهوم قهرمان بازتعریف کند نه با بازگشت به کلیشه های گذشته و نه با تقلید از الگوهای وارداتی بلکه با تکیه بر فرهنگ ایرانی و اسلامی و تجربه زیسته مردمی که هنوز در میان آنان انسان های شریف، فداکار، مسئولیت پذیر و امیدوار فراوان هستند.این جامعه همچنان معلمان دلسوز، پزشکان متعهد، کارگران امین، مادران فداکار، دانشمندان جوان، رزمندگان ایثارگر و کارآفرینان مسئولیت پذیر را در دل خود دارد اما سهم آنان در سینما بسیار کمتر از سهم شخصیت هایی است که تمام هویتشان در بحران و فروپاشی خلاصه می شود.سینمای ایران برای عبور از بحران امروز بیش از هر چیز به بازسازی اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد فیلمساز به انسان اعتماد، انسان به فضیلت و اعتماد مخاطب به اینکه هنوز می تواند روی پرده نقره ای تصویری از آرزوهای خود را ببیند.اگر این اعتماد دوباره شکل بگیرد، قهرمان نیز بازخواهد گشت زیرا قهرمان پیش از آنکه یک شخصیت سینمایی باشد یک باور است. باوری که نخست باید در ذهن نویسنده زنده شود تا بتواند بر پرده سینما جان بگیرد.t.me/donyayecinema