مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 43 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/20 تا 2026/08/11
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 44 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
خاطرات خوب را با ذهنِ یادآور بیاربا مرور دیگری بر کاغذ و دفتر بیارگنج من در پشت چشم رنگی ات پنهان شدهاز دل کان محبت گوهرو زیور بیارچشم من در آسمانت سیر کرد و بازگشتاز میان کهکشانت ماه با اختر بیاردوستت دارم وجود و جان و ایمانم توییاز زبان من به این تکرار ها باور بیاروه چه دورانی در آن ایام باهم داشتیمیادگاری از زمان خواب در بستر بیاروقت تنهایی که احساس غریبی میکنمدستگیرم باش و هنگام بلا یاور بیارمن هم از دنیا بریدم بی تو حالم خوب نیستشکوه ها از بازتاب چرخ بازیگر بیارساغری از چشمه ی سرشار دل آورده امجام را پرکن بنوش و جرعه ای دیگر بیاردر درونم جستجو کن قلب من مغلوب توستاز هر آن چیزی که پنهان کرده ام سردربیارلابلای گیسوانت عشق را میپرورممو پریشان کن شرار اتش آذر بیارحلقه ی پیوند را در دست خود محکم بگیرجمله ای از عشق را بر روی انگشتر بیارگاه گاهی هم نگاهی کن به حال و روز منبی سرو سامان اگر هستم سرو همسر بیار🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
نسیمی خوشتر از بادِ سرِ صبح سحر داریشمیم شبنم و عطرِ گل باغ نظر داریمرا داری و من در آتش عشق تو میسوزمیکی عاشق میان عاشقان شعله ور داریهمه منظومه ی شمسی به دورت خوب میگردند به روی کهکشان چهره ات قرص قمر داریرموز فتنه انگیزی و هم افسونگری دانینگاهی شیطنت آمیز و چشمی عشوه گر داریصدای پای من هر روز در گوش تو میپیچدمیان کوچه های خاطراتت رهگذر داریبپوشان روی از نامحرمان و ناجوانمردانبرای چشم ناپاک حسودانم ضرر دارینخواهی یافت در دنیا یکی دلداده ای چون من تویک عاشق شبیه من شجاع و کله خر داریکلام دوستت دارم عزیزم جان جانانم_همیشه بر لبم جاری ولیکن گوش کر دارینمیدانم که میدانی از این درد پریشانیخبرداری؟که یک عاشق بنام خونجگر داری؟میان گرمی آغوش من جای تو محفوظ استتو در بطن وجودم جان پناه مستقر دارینمیخواهی و میخواهی نمیبینی ومیبینیچرا پس میزنی اما مرا زیر نظر داریتورا میخواهم و دست از سر تو بر نمیدارم و با اینحال میدانم برایم درد سر داریمکن احساس در بیهوده بودن زندگی زیباست دلت خوش باد شاعر هستی و ذوقِ هنر داری🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
دوره ی خوب من و دلبر دلدار گذشتچه بگویم که زمانِ خوشِ دیدار گذشتباز در حسرت یک نیم نگاهش ماندمبیخبر آمد و از کوچه و بازار گذشتبی غم دل به چه انگیزه تداوم یابمدر نبودش همه ی عمر به تکرار گذشتدل بیچاره به کام و هوس خود نرسیدباید از آنچه که میخواست به ناچار گذشتمن هم از جاده ی بیراهه گذر خواهم کردآدم خسته از این راه پر از خار گذشتجای پنهان خدا قابل ردیابی نیستباید از خیر تماشای رخ یار گذشت.ملک الموت برای تو پیام آورده استآخرین فرصت بشنیدن اخطار گذشتآمد و گفت که از عالم هستی بگذر دل نمی رفت که عقل از سر اجبار گذشتموعد رفتن از این شهر غم آلود رسیدروزگار من و این صبر دلازار گذشتخواب بودم که نفس حبس شدو حذف شدمآفتاب سحرم از سر دیوار گذشتوقت رفتن به سرای ابدی نزدیک استدوره ی کودکی و بازی بسیار گذشتدل به دنیای پر از رنگ شرربار نبند باید از عالم ویرانه سبکبار گذشترد تاریخ بر این آمد و شد ها باقی استمغول آمد عرب از دیده ی انظار گذشتدوره ی دیگری از شعر و غزل شد آغازدوره ی انوری و سعدی و عطار گذشتو رسیدم به ته کار جهان گذراناز خط آخر این جبهه جلودار گذشتآه از این عمر که بیهوده به پایان آمدروزگار من و دل بود که دشوار گذشت🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
من از تو به جز بلا ندیدم ؛ دنیااز دست و زبانت چه کشیدم ؛ دنیادنبال تو افتادم و افسوس ؛ به تو_ هر قدر دویدم نرسیدم ؛ دنیا🖌 #سیــن_جیــم_میــم
دست از سر من برنمیداری دنیاحق داری به روی خود نیاری دنیاخوش باش که مار خورده افعی شده اینه دین و نه آئین که نداری دنیا🖌 #سیــن_جیــم_میــم
بر وفق مرادمان نچرخید فلکمارا به نگاه خود نمیدید فلکهی دست تکان داده و فریاد زدیمگوش شنوا نداشت نشنید فلک🖌 #سیــن_جیــم_میــم
آن یار سرِ قرارِ من بود؛ نبودافسار در اختیارِ من بود؛ نبودگردونه برای من نچرخید؛ چرا؟این آنچه که انتظارِ من بود؛ نبود🖌 #سیــن_جیــم_میــم
غم بود که روی در و دیوارم ریختآتش به سرِ کوچه و بازارم ریختیکباره تمام درد و غم های جهانآوار شد و به روی افکارم ریخت🖌 #سیــن_جیــم_میــم
در چنته به جز عشق ندارم چیزیجز نام تو برلب نمیارم چیزی تا از تو پیام عشق صادر نشوددر دفتر خود نمینگارم چیزی🖌 #سیــن_جیــم_میــم
شعر من و دل شعر مفاخر نشود برمن اگر آن ستاره ظاهر نشودشعر و غزلی نمیسرایم ؛ از تودستور اگر دوباره صادر نشود🖌 #سیــن_جیــم_میــم
از کوچه ی من رد شد و یکبار گذشتکور و کر و بی حواس و بیمار گذشتانگار مرا ندید و چیزی نشنیدیا آنکه نخواست ؛ وقت دیدار گذشت🖌 #سیــن_جیــم_میــم
گلواژه ی عاشقانه هایم باشیشعر و غزل و ترانه هایم باشیوقتی به تو فکر میکنم ؛ میخواهم آیینه ای از بهانه هایم باشی🖌 #سیــن_جیــم_میــم
شعر و غزلی نمینگاری جز عشق حرفی به زبان هم نمیاری جز عشقجز مهر و وفا در تو ندیدم ؛ چیزی_درظاهر و باطنت نداری جز عشق🖌 #سیــن_جیــم_میــم
نوشته ام غزلی دلنشین و شورانگیزبنام نامی حافظ به رسم دست آویزتغزلی به هوای کسی که عشق من استبدون پرده دری با نهایت پرهیززبان شعر مرا کرده است دیگرگوندهان من شده از طبع شاعری لبریزدوباره طبع من از سمت عاشقی گل کردروان به دشت و چمن شد ترانه ی کاریزصدای پای هنر را دوباره میشنومبه پای حافظ شیرین سخن زجا برخیزبزن به پرده ی نقاشی ات نمایش رنگبه رنگ شاد خزان در میانه ی پاییزصدای دل به لبم قطره های باران استنوای عشق به ترجیع بند سحرآمیزمن و تو ساکن دنیاشدیم ؛ از دل خویشبگو هر آنچه که داری از این سخن مگریزرسید آخر دفتر سروده و غزلمزمانه در گذر آمد به سمت رستاخیزو میروم که بمیریم به زیر خاک سیاهکه سهم اندکم از زندگی بوَد ناچیزاگر گذار تو روزی به خاک من افتادشراب تحفه به آرامگاه خفته بریز🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
در شهر پر از ولوله انگار هوا نیستجایی که شلوغ است و هوانیست که جا نیستبر بتکده نازل شده انگار عذابی این لایق ما بود نگویید بلا نیستبا فلسفه راهی به دل و عشق ندیدیمعقل است در این ورطه و احساس چرا نیستمارا وسط جنگل انبوه رها کناین شهر درندشت به جز دود و دما نیستبگذار بمیریم و نبینیم ستم را آرامش و امنیت اگر قسمت ما نیستدرها همه بسته است فقط راه رهایی_این است ؛ که راه دگری غیر دعا نیستدر دایره ی بسته ی این بند اسیریم تقدیر چنین است گریزی ز فنا نیستتاکی غم نان و غم جان داشته باشیمبیداد بر این مردم مظلوم روا نیستعشرتکده ها بسته و درهای ریا باز افسوس چهل سال در میکده وا نیستای شیخ چه کردی تو که یکعده بگویندبیهوده نگردید در این دهر خدا نیستگم گشته ی شهر دل و آواره ی عشقیماصلا تو بگو خانه کجا هست کجا نیستآمد به زبان آنچه که در حافظه جاریستحرف دل اگر بود که این گفته خطا نیستطرز سخنم را به که تشبیه نمودید؟در چنته ی من طبع روان هست وَ یا نیست؟🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
از خاطره ات نمیروم ؛ خیلی خبدنبال کسی نمیدوم ؛ خیلی خوببد راه به دل نده که تا آخر عمرمن از تو جدا نمیشوم ؛ خیلی خب🖌 #سیــن_جیــم_میــم
بد راه به دل نده که سربار توامتا آخر زندگی وفادار تواممن آنچه که باید به تو میپردازمیک عمرِ پر از عشق بدهکار توام🖌 #سیــن_جیــم_میــم
در جاده ات کسی جلودارم نیستجز بار تو بر مرکب رهوارم نیستبا ایده ی من بیا به مقصد برسیمراهی به جز این فکر در افکارم نیست🖌 #سیــن_جیــم_میــم
ما شاعران آیینه ی پندار هستیماز جنس فرهادیم و شیرینکار هستیمچیزی به جز طبع روان دیگر نداریمازحس شعر عشق برخوردار هستیمما عقل مان مغلوب در احساس مان شدمجذوب جذابیت دلدار هستیمیک روز خندانیم و گاهی نیز گریانبازنده در این بازی غمبار هستیمعاشق شدیم و در خفا خفتیم با جفتدر گفتن اسرارمان خوددار هستیمصورت به سیلی سرخ کردیم و قشنگیمظاهر فریبِ باطنِ بیمار هستیماز جنس آدم های دوران گذاریم نقش عجیب خفته ی بیدار هستیمدر زیر خورشید بلا آتش گرفتیمعمری گرفتار تن تبدار هستیمپشت در و دیوار عالم گیر کردیمتحت فشار این در و دیوار هستیمیک ماه و یک دنیا پر از نور و ستارهدنباله دار کهکشان یار هستیمآوازه ی عشق من و دلبر جهانیستتیترِ یکِ روزنامه و اخبار هستیمفردا خبر از حال و روز خود نداریمخوش باش فعلا در جهان انگار هستیمهستیم تا فردا به شرط زنده بودنتسلیم این تقدیر بالاجبار هستیمتک بیت گفتیم و غزل خواندیم و رفتیمدر کار وصف یار خوش اطوار هستیممن نیز جزؤِ کوچکی از جسم دنیامیک ذره در آیینه ی اعصار هستیمدیروز با امروزمان فرقی نداردهر روز چون دیروز پرتکرار هستیمتقدیرمان را اینچنین گویا نوشتند محبوس دور گردش پرگار هستیمدنبال عیش نوش خود مستیم و هستیم دلخوش به دستاویز استغفار هستیمهر لحظه امکان سقوط آدمی هستساکن به روی گنبد دوار هستیمراهی دگر تا آخر دنیا نمانده در نوبت تعیین روزیگار هستیم🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
گفتی که فضا فضای مطبوعی نیستحرف و سخن تو حرف مسموعی نیسترفتار من و عشق تو بحثی دگر استچون آنچه مسلم است مصنوعی نیست🖌 #سیــن_جیــم_میــم
در این فضای پر از درد و غم نمیمانمچرا که در وسط جاده گیج و حیرانمهوا گرفت و دل تنگ من دوباره گرفتبدون چتر نجات تو زیر بارانمبدم به آتش عشقت ولی نکن دوریودر جهنم دنیای غم نسوزانمبدون عشق تو انگیزه ای نمی مانَدبه خاطر دل من بیش از این نرنجانمبهانه ی دل عاشق برای تپ تپ قلبفقط تویی که همین است عهد و پیمانمهمیشه گوش به فرمان عشق خواهم بودهمیشه سمت تو چرخیده است فرمانمشرار آتش عشقت درون من جاریستشبیه قله ی آتشفشان خروشانمچه کرده ای که شود کار من چهل سال استبرای تو غزل عاشقانه میخوانمنگاه خاص تو در من هوای شعر انداختغزل شدی و برایم هم آب هم نانمتمام دغدغه ی من شدی و میخواهمکه در زمین تو بذر سخن بیفشانمشبیه قرص قمر مثل ماه میمانی فرشته ای گل سرخی عزیز تر از جانمبدون عشق تو مانند شیشه میشکنمو من که منتظر لحظه های پایانمچه حس خوب و قشنگی چقدر رویاییهمیشه باتو در این حس و حال میمانم🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
بهای عشق سنگین است کم نیستبه طعم تلخ و شیرین است سَم نیستفقط با عشق باید زندگی کرد تمام حرف من این است هم نیست🖌 #سیــن_جیــم_میــمذوقافیتین
تو شاعر شهر عشق در انجمنی با شاعره ی کشور دل هموطنیهم میهن من هستی و ترک و عربیشیرازی و اصفهانی و ترکمنیدر گلشن و در باغ غزلخیر وطنهم سوسنی و نسترن و یاسمنیخوشچهره و خوش قامت و جذاب تویی خوشپوشی وخوش مشرب و شیرین دهنیضرب المثلی چکامه ای یا غزلی؟مشهورترین شاعره ی خوش سخنیدر باغ قشنگ گلشن عشق و صفاتو خاص ترین طوطی شکر شکنی میخواهم از این به بعد تکرار کنمتو مال منی مال منی مال منی🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
یک روزحالت خوب بود و حس و حالی داشتیدر گیرو دار زندگی احساس عالی داشتیخوش بوده ای این را فقط از سهم خود میخواستی آرام بودی دوره ی خوب و روالی داشتیآسوده خاطر هرکجا میرفتی و می آمدیذهنی تهی از گیرودارِ انفعالی داشتیسرگرمی ات شعر و غزل در قالب ضرب المثل یک کسب و کار ساده و نان حلالی داشتیدر نوجوانی و جوانی خانه ات آباد بودفکری پر از اندیشه ذهنِ بی سؤالی داشتیسرمایه ات از عشق بود و در کنار عاشقیدر سینه غوغایی و در سر اختلالی داشتیشاعر شدن عاشق شدن رؤیای زیبای تو شد در دشت چشمت سبزه زاری وغزالی داشتیفرصت به پایان آمد و آماده ی رفتن شدیخوش باش اما روزگار بی مثالی داشتیبرگشت بختت بعد از این دنیا عوض شد بعد از این(من خود به چشم خویشتن) دیدم چه حالی داشتی🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
دلنامه ای از هنر برایم بنویسیک قطعه و شعر تر برایم بنویساز عشق ونیاز وناز با حس تمام یک جمله ی مختصر برایم بنویس🖌 #سیــن_جیــم_میــم
بیا و فاصله را کم کم از میان بردارنفس بگیر و قدم های پرتوان برداربیا و حال مرا خوب کن که بیمارمبیا و درد مرا کم کن از میان بردارتو میهمان من و سفره دلی برگردو از تنور دل داغدیده نان بردارتمام آنچه که میخواستی فراهم شد بنوش جرعه ای از باده استکان برداراجازه داری و راه ورود هم اینجاستکلید درب دلم را ز پیشخوان برداربنوش جام شرابی در این جهان خوش باشبرقص و پای به دنیای شادمان بردارتمامی غزلیات من برای خودتبدون وجه و ضمان مفت و رایگان برداربزن به قلب من از تیر تیز مژگانتنشان بگیر و به سوی هدف کمان برداربه نقش بهتری از جنس عشق ظاهر شونمای زشت ز دنیای بیکران بردار به ارمغان وصفای رسیدن پاییزهزار واژه ی رنگین تر از خزان بردارنگاه کن به شب و کهکشان رؤیاییدوتا ستاره ی عاشق از آسمان برداریکی برای من و یک ستاره مال خودتبرای لحظه ی پیوند از این نشان بردارغبار آینه را پاک کن که زیباییحجاب از سر و سامان گیسوان بردارزبان برای بیان غزل نمی چرخدبیا و لکنت من از سر زبان برداردوگام محکم از این راه پرفراز و نشیببرای حفظ دل و دیده همزمان بردارتمام قصه همین چند روزه ی دنیاستنقاب ظاهری از چهره ی جهان برداربیا کنار مزارم پس از حیات و مماتدو خط ترانه ی شیرین جاودان بردارنماند فرصت و پایان گرفت قصه ی عمر دو گام دیگر از این پل به آن کران برداردو چیز مال و منال و هنر پس از مرگمبه انتخابِ تو، میراث شایگان بردار🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
طلوع ماه مردادت مبارک سحرگاهان و بامدادت مبارکبزن بر تنبک شادی برقصاعزیزم روز میلادت مبارک🖌 #سیــن_جیــم_میــم
تمام آنچه که میخواستی فراهم شدو سیب سرخ بهشتی نصیب آدم شد🖌 #سیــن_جیــم_میــم
عشق من بود ولی حیف که حاشا میکرددست رد میزد و از دور تماشا میکردکاش می آمد و گاهی به دلم سر میزدگوشه چشمی که مرا راضی و ارضا میکردمن بیچاره که بازیچه ی دستش بودم او مرا ملعبه ی نرگس شهلا میکردمثل لیلی که دل از دیده ی مجنون میبُردوعده ی خِرمن امروز به فردا میکردآب بر آتش عشق دل من می پاشیدربط این رابطه را وصل به گرما میکردمن خودم تشنه ی یک جرعه شرابش بودماز منِ سوخته دل آب تمنا میکردما دوتا اهل دل و اهل سرودن بودیمماه را در شب مهتاب تماشا میکردکوچه را اول هر روز خدا طی میکردو حضورش همه جا ولوله برپا میکردمثل یک رود به دریای غزل جاری بودقلم عشق فقط معجزه انشا میکردشعر میگفت برای من و من هم امضاثبت در دفتر این گنبد مینا میکردگرو عشق نهادم همه ی هستی رادستِ غیر از طرفی حرکت بیجا میکردنور مهتاب در این دوره ی تاریکی محض کاشکی روزنه ای رو به دلم وا میکرددر مسیری که پر از پیچ وخم وحشی بودرود غم میل وصال لب دریا میکردعکسِ میل من و دل چرخ فلک میچرخیدبامن ایکاش کمی چرخ مدارا میکردکاش یک مرد در این فاصله پیدا میشدو پزشکی که مرا خوب مداوا میکردنام فرزند کنار پدرش کافی نیستناخلف بود اگر ظلم به بابا میکردروزگاری من و دل همنظر هم بودیمگرچه این چرخ فلک بود که بدتا میکردهرکسی جای من و دغدغه ی من را داشتمثل من پشت به آیینه ی دنیا میکرد🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿
فهم ما تصویر مخدوشی ز دنیا میدهدروزگار لعنتی مارا به یغما میدهدپرسشی دارم زیاران پاسخم را میدهید؟زندگی کردن در این دنیا چه معنا میدهد؟آدم خیرالبشر تسلیم حوا میشودسیب را میچیند و تحویل حوا میدهدمن چرا باید نچینم میوه ی ممنوعه راجد من وقتی جواب این معما میدهدمن جهنم را نمیخواهم که آتش میزند بر دل و جانم ، خدا جای دگر جا میدهدمطمئن هستم خدای مهربان من مرا گوشه ی دنجی کنار خویش مأوا میدهدمن اگر ساکت بمانم حضرت مغرور عشقتا قیامت وعده ی امروز و فردا میدهدرنگ ماه امشب به رنگ عشق ظاهر شد که اینمژده ی دیدار مجنون را به لیلامیدهدقرن ها طی شد ولیکن شعر امروزی هنوزبوی جوی مولیان و بوی دریا میدهد🖌 #سیــن_جیــم_میــمغزل دوم با مضمونی دیگر🌿
این اسپانیا لایق پیروزی هستپیش بینی من شکست آرژانتین بود🖌 #سیــن_جیــم_میــم
فهم ما تصویر مخدوشی ز دنیا میدهد روزگار لعنتی مارا به یغما میدهدپرسشی دارم زیاران پاسخم را میدهید؟زندگی کردن در این دنیا چه معنا میدهد؟آدم خیرالبشر تسلیم حوا میشودسیب را میچیند و تحویل حوا میدهدمن چرا باید نچینم میوه ی ممنوعه راجد من وقتی جواب این معما میدهدمن جهنم را نمیخواهم که آتش میزند بر دل و جانم ، خدا جای دگر جا میدهدمطمئن هستم خدای مهربان من مرا گوشه ی دنجی کنار خویش مأوا میدهدمن اگر ساکت بمانم حضرت مغرور عشقتا قیامت وعده ی امروز و فردا میدهدرنگ ماه امشب به رنگ عشق ظاهر شد که اینمژده ی دیدار مجنون را به لیلامیدهدقرن ها طی شد ولیکن شعر امروزی هنوزبوی جوی مولیان و بوی دریا میدهد🖌 #سیــن_جیــم_میــمغزل دوم 🌿
فلک انسان عاشق را رها کردمیان غم ، دل و جان را فنا کردچه دنیای غریبی سهم ما شد شکایت باید از دنیا چرا کردکسی درد دل من را نفهمیدچگونه زخم را باید دوا کردهمه تقصیرها بر گردن منچه کاری میتوان با بینوا کردنگاه عشق دنیا را عوض کردهمین حالت دلم را مبتلا کردچه تقدیری نصیبم شد، که دنیامسیر سرنوشتم را جدا کردپریشان حال و حیران شد وجودمبرای حال من باید دعا کردهمین دنیای من شد ، چرخ گردونمرا با سختی و غم آشنا کردمن از دنیا بریدم ؛این زمانهمرا در اوج تنهایی رها کرد🖌 #سیــن_جیــم_میــم