یک شب مرا دعوت به کام و کامرانی کناین قصه را چون لیلی و مجنون جهانی کناز من که مشتاق تماشای تو میبا…
انتشار: 2026/07/06 07:36 UTC
یک شب مرا دعوت به کام و کامرانی کناین قصه را چون لیلی و مجنون جهانی کناز من که مشتاق تماشای تو میباشمدر خانه ی آغوش گرمت میزبانی کنمن میشوم مجنون تو لیلی باش ، بامن در مجمع اهل صفا آتش فشانی کنبا من بمان انگیزه ای ایجاد کن در مندر خانه ی عشق دل من زندگانی کنکم مانده تا جان ازتنم خارج شود از منبا شیوه ی آئین عشقت مهربانی کنعاشق شدن در روح و جان در دیده ام پیداستبر دیدگان من نگاه آنچنانی کنبگذار تا رسوای عالم باشم و باشیاین عشق را در دفتر دل جاودانی کنبر بوم نقاشی دو عاشق را نمایان سازاین صحنه را با رنگ عشقت ارغوانی کنمن جز تورا هرگز در این دنیا نمیخواهم در عشق تنها با دل تنگم تبانی کنحرفی بزن چیزی بگو در عالم احساسشیرین زبانی با زبان اصفهانی کنبا آن لباس خاص در آیینه ظاهر شو بادلبری هایت مرا امشب روانی کنمحروم از دنیا مباش و اندکی خوش باشفرصت. اگر تنگ است گاهی هم جوانی کناین روزگار لعنتی با ما نمی سازدنفرین به این دنیای بد کردار فانی کن🖌 #سیــن_جیــم_میــم


