دل حسرت نشین من دچار درد فردا شدنیامد روز دلشادی زمان در حال ، ابقا شدمن از دنیا به جز تنهایی خود ر…
انتشار: 2026/07/10 10:48 UTC
دل حسرت نشین من دچار درد فردا شدنیامد روز دلشادی زمان در حال ، ابقا شدمن از دنیا به جز تنهایی خود را نمیفهممچرا این درد محجوری نصیب و قسمت ما شدچه باید گفت جز حسرت چه تقدیر خطرناکی چه جبری شامل انسان بدست سیب حوا شدچه دنیایی نصیب من شد و سردرگریبانمهمه رفتند از دورم دلم تنهای تنها شدمیان قلب من آتشفشان کوه تفتان استکه سهم من از این دنیا درون سینه ام جا شدبگو تقصیر از من بود یا تقدیر من بوده ستچرا آخر ، چه کردم ، ناخلف فرزند بابا شدمنم در حکم یعقوبی که از فرزند خود دور استکه شاید روزگاری یوسف گمگشته پیدا شدمن از هر کس که فکرش را کنی بد ضربه ای خوردمببخشیدم اگر گفتم ، سرِ دردِ دلم وا شدندیدم خیری از این روزگار و چرخش گردونبه چشم نکته بین من ببین پایان دنیا شدنمیبینم برای حال خود آینده ای ، ای وایجهان با این بزرگی در نگاه من معما شدچه سودی دارد اینجا ماندن و بیهوده رقصیدنبرای رفتن از دنیای دون باید مهیا شدمرا دریاب در دوران تشویش و پریشانیدعای من خداوندا در این مقطع تمنا شد🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿