عشق من بود ولی حیف که حاشا میکرددست رد میزد و از دور تماشا میکردکاش می آمد و گاهی به دلم سر میزدگوش…
انتشار: 2026/07/21 19:25 UTCدریافت: 2026/08/04 18:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 18:57 UTC
عشق من بود ولی حیف که حاشا میکرددست رد میزد و از دور تماشا میکردکاش می آمد و گاهی به دلم سر میزدگوشه چشمی که مرا راضی و ارضا میکردمن بیچاره که بازیچه ی دستش بودم او مرا ملعبه ی نرگس شهلا میکردمثل لیلی که دل از دیده ی مجنون میبُردوعده ی خِرمن امروز به فردا میکردآب بر آتش عشق دل من می پاشیدربط این رابطه را وصل به گرما میکردمن خودم تشنه ی یک جرعه شرابش بودماز منِ سوخته دل آب تمنا میکردما دوتا اهل دل و اهل سرودن بودیمماه را در شب مهتاب تماشا میکردکوچه را اول هر روز خدا طی میکردو حضورش همه جا ولوله برپا میکردمثل یک رود به دریای غزل جاری بودقلم عشق فقط معجزه انشا میکردشعر میگفت برای من و من هم امضاثبت در دفتر این گنبد مینا میکردگرو عشق نهادم همه ی هستی رادستِ غیر از طرفی حرکت بیجا میکردنور مهتاب در این دوره ی تاریکی محض کاشکی روزنه ای رو به دلم وا میکرددر مسیری که پر از پیچ وخم وحشی بودرود غم میل وصال لب دریا میکردعکسِ میل من و دل چرخ فلک میچرخیدبامن ایکاش کمی چرخ مدارا میکردکاش یک مرد در این فاصله پیدا میشدو پزشکی که مرا خوب مداوا میکردنام فرزند کنار پدرش کافی نیستناخلف بود اگر ظلم به بابا میکردروزگاری من و دل همنظر هم بودیمگرچه این چرخ فلک بود که بدتا میکردهرکسی جای من و دغدغه ی من را داشتمثل من پشت به آیینه ی دنیا میکرد🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿