«آیا عاشورا قیامی انقلابی بود؟» 🖍بهروز مرادی؛ دینپژوه و جامعهشناس دینعموم نویسندگان و سخنسرایان…
انتشار: 2026/06/24 09:27 UTC
«آیا عاشورا قیامی انقلابی بود؟» 🖍بهروز مرادی؛ دینپژوه و جامعهشناس دینعموم نویسندگان و سخنسرایان دینی اعم از افراطگرایان و نوگرایان در دهههای گذشته همواره بر این ایده پای فشردهاند که امام حسینع علیه حکومت یزید قیام انقلابی نمود. پرسش این است که آیا در واقعهی عاشورا قیامی آنهم از نوع انقلابی صورت گرفته است؟ برای پاسخ به این پرسش، لازم است عملکرد حضرت حسینبنعلی(ع) را گام به گام مورد پیگیری قرار دهیم. این پیگیری و نتایج آن بر پایهی پژوهشهای چندین سالهی اینجانب در خصوص واقعهی عاشوراست. ایشان در مدینه ساکن بودند که معاویه میمیرد و پسرش یزید را جانشین خود میسازد. معاویه در توافق صلح خود با امام حسنبنعلی(ع) قول داده بود که جانشینی برای خود تعیین نکند. اما اکنون که چنین کرد و عهدوپیمان خود را نقض نمود، حضرت حسین(ع) از بیعت با وی سرباز زد. قابلتوجه اینکه امام حسینع تمام سالهای خلافت معاویه، پیماننامهی صلح حسنبنعلی(ع) با معاویه را مراعات نمود و علیه وی هیچگونه اقدامی انجام نداد. یزید از طریق حاکمش در مدینه، حسین(ع) را برای بیعت با خود تحت فشار قرار میدهد. اما ایشان زیر بار بیعت با یزید نمیرود. فشار به حضرت افزایش مییابد و حتی گفته میشود که قصد جان وی را میکنند. در همین زمان است که هزاران نفر از مردم کوفه طی ارسال نامههایی به امام حسینع، بیعت خود با ایشان را اعلام و از وی درخواست اقامت در کوفه میکنند. موسم حج است و امام به همراه خویشان و یاران قصد حج میکند. او در مکه است که سیل نامههای اهل کوفه در بیعت با او به سویش سرازیر میشوند. او که به دنبال گریزگاهی امن برای زیستن بدون فشار حکومت یزیدیان بود، قصد حرکت به سوی کوفه میکند. برادرش جناب محمد حنفیه از قصد او آگاه میشود و وی را از اعتمادورزی به کوفیان برحذر میدارد. اما حضرت در مکه اقامتی نمیکند و به سوی کوفه روان میشود. در میانهی راه، برای اطمینان حاصل کردن از بیعت کوفیان، پسرعموی خود جناب مسلمبنعقیل را پیشاپیش به کوفه میفرستد. اما کوفیان بخاطر ترس و تهدید و تطمیع ابن زیاد حاکم کوفه، بیعت خود را با حسینع میشکنند. مسلم در تنهایی کشته میشود. خبر کشتهشدن او به گوش حضرت میرسد. ایشان که به پشتوانهی دعوت و بیعت مردم کوفه به این شهر رهسپار بود، آن زمان که متوجه شد مردم بیعت خود را پس گرفتهاند، از ادامهی راه منصرف شده و قصد بازگشت به به مدینه میکند. این امر نشان میدهد که ایشان به قصد جنگ با کسی یا سازماندهی قیامی به سوی کوفه نیامده بود.اما دو پسر مسلم که جوان بودند و نه آنچنانکه در روایاتِ تحریفشده همواره آنان را کودک خواندهاند، از بازگشت به مدینه خودداری و بر رفتن به کوفه و انتقامستانی از قاتلین پدرشان تأکید میورزند.حضرت حسینع تلاش میکند تا آن دو را از این تصمیم خود منصرف کند، اما آنان بر خواست خود پافشاری میکنند و حضرت نیز مجبور میشود آنها را تنها نگذارد.اگر آن دو پسر از تصمیم انتقامستانی خود منصرف میشدند، حسینع نیز از همانجا به مدینه باز میگشت و واقعهی عاشورا هرگز رخ نمیداد. امام امیدوار بود که در ادامهی راه، پسران مسلم را مجاب کند که به مدینه بازگردند. اما در منطقهی نینوا آنان به سپاه حُر بن یزید ریاحی برخورد میکنند. حُر دیدارهایی با حسینع دارد و چنان مجذوب و تحت تأثیر شخصیت والای ایشان قرار میگیرد که به او میپیوندد. عمربنسعد با سپاهی هزار نفره خود را به امام میرساند. حضرت از عمرسعد میخواهد که اجازه دهد خود و همراهانش به مدینه بازگردند. عمر با ابن زیاد حاکم کوفه مشورت میکند. ابن زیاد درخواست حسینع را نمیپذیرد و او را بر سر یک دوراهی قرار میدهد: "یا بیعت با یزید یا جنگ". امام بیعت را نمیپذیرد و ابن زیاد به او اعلان جنگ میدهد. آنجا بود که امام حسینع آن جملهی تاریخساز خود را بیان میکند که: "من مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت با ستمکاران ترجیح میدهم".آیا میتوان چنین جنگی را قیام نامید؟ مطمئنا خیر. بررسی واقعیتگرایانهی ماجرا اثبات میکند که قیامی در کار نبوده و بلکه آنچه رخ داده پرهیز حضرت حسینع از تأیید حکومت فاسدی بود که به نام دین، اعمال زشت خود را بر مردم تحمیل میکرد و همگان را مطیع خود میخواست و از ترس مخالفان خود، آنها را میکشت تا بماند. حسینع با آن نخبگان اخلاقی زمانه، جان خود را بر سر "نه گفتن" به چنین حکومت فاسدی گذاشتند تا تاریخ فقط بر پاشنهی آری به پلیدی نچرخد.متأسفانه قرنهاست که خوانشی نادرست از این واقعه به دست داده شده و این خوانش اشتباه، از سوی بسیاری از فعالان سیاسی همواره در راستای اهداف انقلابی یا پیشبرد وضعیت جنگی یا پرهیز از صلح مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. ٣ تیر ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi