«زبان به مثابه ترجمان »🖍بهروز مرادیقابل توجه است که قرآن پیش از اندیشمندان دوران مدرن، از انسان ایم…
انتشار: 2026/07/09 09:36 UTC
«زبان به مثابه ترجمان »🖍بهروز مرادیقابل توجه است که قرآن پیش از اندیشمندان دوران مدرن، از انسان ایمانآورنده خواسته که سخنانی اصالتمند، استوار و با بنیان بر زبان آورد و تقوا بورزد، یعنی خود را مهار کند و یکی از جنبههای اساسی مهار خود، همانا مهار و کنترل زبان و ادبیات کلامیست (احزاب:٧٠). و نیز ازجمله در بقره:٨٣ از دینداران درخواست نموده که کلامی زیبا به سوی گوش مخاطب روانه کنند:"..... با مردم به نیکویی سخن بگویید." هنگامی که قرآن حتی در آیهی ١٠٨ سورهی مائده از دشنامدادن به مشرکان نیز پرهیز میدهد، اوج تعهد خود را به کنترل زبان گفتاری، عفت کلامی و رعایت ادبیات اخلاقی نشان میدهد. و از پیامبرش میخواهد که با سخنان حکمتآموز نغز و با اندرزی نیکو به راه پروردگار دعوت و به نیکوترین شیوه بحث و مناظره کند:ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن و... (نحل:١٢۵)این بسیار شگفتانگیز است که قرآن، یکی از شروط پذیرش بیعت زنان از سوی حضرت رسولص را "پرهیز آنها از تهمتزدن" و یعنی کنترل زبان خود عنوان نموده است (ر.ش.به:ممتحنه:١٢)و دوزخ از جمله برای دروغگویان مهیا گردیده:"کسانی که سخنان دروغ میگویند را مویشان را گرفته و به دوزخ میکشانند" (علق:١۶)"و نیز برای کسانی که سخنان حق را تحریف میکنند و با این کار به حق و مردم و خداوند ظلم میکنند، عذابی بزرگ مهیا گردیده است" (اعراف:١۶٢)قرآن اظهار شگفتی میکند از اینکه چرا علما دینی، نقضکنندگان سخن نیکو را از سخنان گنهآلود نهی نمیکنند (مائده:۶٣)و فرامیخواند که:سخنان عرفپسند و نیکو بر زبان بیاورید (بقره:٢٣۵)✅ اندیشمندان دوران مدرن نیز به زبان توجهی ویژه مبذول نمودهاند. نوربرت الیاس جامعهشناس معاصر آلمانی در کتاب "فرایند تمدن"، مؤلفههای مختلفی که تمدن بشری در طول تاریخ در بستر دگرگونشوندهی آنها رشد کرده را مورد بررسی و توجه پژوهشی قرار داده است. یکی از این مؤلفهها؛ درنظرگرفتن و رعایت دیگری (other) است. طبق نتیجهی الیاس؛ هرچه در مراحل پیشینی و عقبماندهی تمدنی به عقب بازگردیم، دیگری کمتر در نظر گرفته میشده و هرچه به مراحل متکاملتر تمدنی به جلو حرکت کنیم، دیگری بیشتر در نظر گرفته میشود. طبق این معیار؛ زبان اخلاقی و نجیبانه و پاکیزه که حرمت و شأن و کرامت دیگران را مراعات میکند، نشان از تمدن رشدیافته دارد و دریدگی کلامی نشان از عقبماندگی تمدنی. بههمین خاطر است که زبان را نمیبایست دستکم گرفت. این را بسیاری از زبانشناسان و ساختارگرایان میگویند. باری زبان ترجمان ساختارهاست؛ ازجمله ترجمان ساختار ذهنی و وجودی و ماهیتی.این زبان است که عمدتاً منشأ رفتار است.همانگونه که زبانِ صلحآمیز و مداراگر و نرمخویانه، میتواند فرهنگ دمکراتیک را نمایندگی کند، نشانهی فرهیختگی و فضیلت اخلاقی و فرزانگی باشد، از صلح درون و از کیفیت و غنای فرهنگ رفتاری پرده بردارد و از پختگی و عمق و رشد فرد یا گروه یا جامعه حکایت کند، به همان ترتیب؛ فحاشی، ناسزاگویی، بهکارگیری ادبیات سخیف، دشنامگویی، هتاکی، درشتگویی، تهدید، خشونت کلامی، پارازیت زبانی، تهاجم گفتاری، توهین جنسی، متلکگویی ظالمانه و هرگونه اهانت کلامی به دیگران نشان از نپذیرفتن حق سایر افراد یا گروههای انسانی و اجتماعی و ضدیت با دموکراسی و عقبماندگی تمدنی و همچنین مخالفت با گفتمان زیباپسند قرآن دارد.دموکراسی به رسمیتشناختن دیگرانِ مخالف و رعایت وجود و احترام به موجودیت و حقوق فردی و گروهی آنها در عرصهی سیاسیست. کسی که به دیگرانِ متفاوت اعم از منتقد یا مخالف یا معترض یا ناموافق اهانت روا میدارد، هم اخلاق انسانی در روابط میانفردی و میانجمعی را مراعات ننموده، هم قواعد دموکراسی را مجال ظهور نداده و هم اثبات میکند که در فرایند تمدن در ایستگاهی کهنه جا مانده است چراکه بهرسمیت شناختن دیگرانِ متفاوت یکی از ارکان دموکراسی و نشانهی رشد تمدنیاست.چنین کسی اگر دین دارد، شاید نداند که ناسزاگویی و فحاشی و تهمت و تهدید و دروغ در ضدیت با گفتمان قرآنی است و اگر دین ندارد باید بداند که دشنامگویی و ادبیات کلامی تهدیدآمیز و فحاشانهاش، حکایت از عقبماندگیِ تمدنی او و مخالفت با دموکراسی دارد. ١٨ تیر ١۴٠۵