با سلام و درودپیش از هر کلام دیگری لازم میدانم از ادبیات کلامی برادرانه و لحن محترمانهی شما در نق…
انتشار: 2026/07/15 08:16 UTC
با سلام و درودپیش از هر کلام دیگری لازم میدانم از ادبیات کلامی برادرانه و لحن محترمانهی شما در نقد مکتوبتان تشکر کنم که آن را متأثر از فرهیختگی و دغدغهمندی جنابعالی دریافتم. شوربختانه چنین است که بخش قابل توجهی از واکنشهایی که نسبت به آثار مکتوب تلگرامی خود دریافت میکنم، عبارتند از توهین و تهمت و تهدید و برچسب و فحاشی و هتک حرمت.اما بعد:در سالهای گذشته، مطالب متعددی در تقبیح عملکرد جنایتکارانهی رژیم انسانکش و ضد بشری اسراییل و همچنین در مخالفت با سیاستهای تروریستی و تجاوزگرانهی حاکمان آمریکایی در کشورهای مختلف و ازجمله در جنگهای اخیر علیه ایرانزمین در کانال تلگرامیام منتشر نمودهام که میتوان به آنها مراجعه نمود.پس از نظر من، بهخاطر توسعهیافتگی کشورهای غربی از لحاظ تکنولوژیک و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و...، نمیتوان از جنایات آنها چشم پوشید.همچنین طی سال گذشته حتی مطالبی در تقبیح اپوزیسیون ایرانی موافق با تجاوز نظامی به ایرانزمین نگاشتهام و آنها را شریک جرم جنایات علیه ایران و ایرانیان دانستهام. جرم آنها ازجمله این است که برای رسیدن به قدرت در ایران، حاضرند حتی ایران و ایرانیان نابود شوند. اینکه قرآن میان جنگ تهاجمی و دفاعی تفاوت قائل است و اولی را نفی میکند و دومی را ارج مینهد، واقعیتی انکارناپذیر در متن آن و مورد تأیید بنده است.از نظر بنده، شهید آن است که چنان به مقام ایمان به حق و راستی و نیکی رسیده که حاضر است جان خود را فدای پاسداشت آن حق و نیکی نماید. او خود شاهد این حضور و آگاه نسبت به آن است. مجاهد فی سبیلالله نیز از نظر من آن کسیست که در راه پاسداشت حق و نیکی که حضرت خداوند از طریق پیامبرانش به بشریت ابلاغ نموده تلاش میکند، خواه کشته شود، خواه نشود. این تلاش ابعادی وسیع را دربرمیگیرد. اما آنچه من در فرستهی خود نگاشتم، بررسی جامعهشناختی پیامدهای جنگ بود و تهاجمیبودن یا دفاعیبودن جنگ تفاوتی بنیادین در بروز این پیامدها ایجاد نمیکند، چراکه این پیامدها، تأثیرات اجتنابناپذیر جنگ است بر زندگی اجتماعی. بررسی جامعهشناختی این پیامدها اقتضا میکند که هیچگونه سوگیری و قضاوتی در مشاهدهی آنها صورت نگیرد و محقق در تقریر آنها میبایست بیطرفی و مشاهدهگری و توصیفکنندگی را رعایت نماید. سعی من هم مراعات همین سنّت جامعهشناختی بوده است.این بدین معنیست که جنگ اثر ویرانگر خود را در جامعه خواهد گذاشت و بههمین خاطر است که اسلام حداکثر تلاش خود را مبذول داشته تا مسلمانان از آن دوری گزینند و هرگاه دشمن پیشنهاد صلح داد، از آن استقبال کنند و به دعوت صلح پاسخ مثبت بدهند. صلح حدیبیه در زمان حضرت رسولص یک نمونه است که بدانیم قرآن، مسلمانان را به صلح با مشرکان قریش به نفع حفظ جان مسلمانان و جلوگیری از ویرانی زندگی و سامانهای نیک ترغیب نموده است.بخش شرّ جنگ چنان برجسته و اجتنابناپذیر است که تا آنجا که ممکن است باید از آن دوری گزید. البته دفاع جانانه از کشور که مورد تجاوز آمریکا و اسراییل قرار گرفته، براستی ستودنی است، اما از یک سو این دفاعِ ستودنی نمیبایست باعث استقبال از ادامهی جنگ و مخالفت با مذاکره و نفی توافق با دشمن و کوبیدن بر طبل جنگ و تهاجم به صلحگرایانِ خیراندیش و دلسوز وطن بشود. صداهای داخلیِ جنگطلب، ناخواسته هدف رژیم اسراییل در ویرانی ایران را پی میگیرند. چرا جنگطلبان در صداوسیما حرفهایی میزنند که بهانهی لازم را به دست دشمنان برای تجاوز به ایران میدهد؟میتوان با دشمنان هم مذاکره و صلح کرد تا زندگی و جانها و زیرساختها باقی بمانند و زندگی میسر بشود.از سوی دیگر؛ این جنگ دامنهدار براستی نیاز به آسیبشناسی دارد، امری که در فرهنگ حکمرانی ما متداول نیست و همین عدم آسیبشناسی و عدم تجدیدنظر در سیاستها و عدم انعطاف در مواضع رسمی به ایجاد و تداوم و ابقای بحرانها انجامیده و میانجامد. چند سال پیش سیاست هستهای را امالمصائب کشور ایران خواندم، چراکه همهی مصیبتهای این کشور از گامنهادن در مسیر هستهایشدن آغاز شده و تداوم یافته. هزاران میلیارد دلار صرف برنامهی اتمی شده، اما تأسیسات مربوطه در چند دقيقه نیست و نابود شدهاند، درحالیکه چند دهه تحریم و درد و رنجی بسیار بابت همین برنامه به مردم و کشور تحمیل شده است. آن سرمایهگذاری اگر بهجای آن به سمت تولید انرژی پاک خورشیدی حرکت میکرد، الان ایبسا قطب تولید برق در منطقه و حتی جهان میبودیم و با دشمنان خود در حالت عدم تخاصم و زندگی بدون تحریم قرار داشتیم و به احتمال زیاد مردم میتوانستند از یک زندگی شرافتمندانه و باکیفیت برخوردار باشند.جنگ هیچ مملکتی را آباد نمیکند و با تمام خرد میبایست از آن گریخت.وقت آن است در سیاستی که بحرانزا بودنش محرز است، تجدیدنظر به عمل آید. ٢۴ تیر ١۴٠۵