خموشی راه خود دیدم! خیلی سالها پیش در دهه ۷۰ و بخصوص در فضای دانشگاه با افرادی مواجه میشدم که مسئو…
انتشار: 2026/07/16 11:27 UTC
خموشی راه خود دیدم! خیلی سالها پیش در دهه ۷۰ و بخصوص در فضای دانشگاه با افرادی مواجه میشدم که مسئولیتی داشتند اما کاری درخور نمیکردند و به روزمرگی وحشتناک و تمسخرآمیزی افتاده بودند. با خود میگفتم این همه بیانگیزگی و خمودی از کجا و چرا؟ شاید در نگاه اول،…آری، گاهی باید بانگی برخاست؛ اما تا کجا؟!📚یاسپرس در کتاب زندگینامه #فلسفی میگوید من دوبار درباره ایده دانشگاه نوشتم با هدف تجدید حیات دانشگاههای آلمان اما هیچکدام هم موثر نیافتاد! ولی همچنان ابراز امیدواری میکند که به پیروی از روح سنت بزرگی که دارم، بانگی از سوی من برخاست!از ما نیز با مشابه چنین انگیزههایی در سالهای پیش بارها و بارها #بانگی برخاستاما تا آنجا که امید به بانگ برزدن نیز به ناامیدی و خموشی رفت. ببینید یادداشت خموشی راه خود دیدم... 🔼@drshhd۴۰۵




