💥 مغزهای فسیل زنگزده"سازمان برنامه، و وسواسی عبث بر اندازهگیریِ قطاری که حرکت نمیکند".✍ علی میثمی (دکترای سیاستگذاری نوآوری) ▫️فسیل زنگ نمیزند؛ زیرا برای زنگزدن باید هنوز آهنی باقی مانده باشد؛ برای فسیلشدن نیز، حیات باید مدتها پیش پایان یافته باشد. بااینحال، برخی نهادها بهطرزی عجیب هر دو کار را همزمان انجام میدهند: اندیشه در آنها میمیرد و ابزارهایشان، از فرط کهنگی، صدا میدهند.▫️بیراه نیست اگر سریال Hell on Wheels را یکی از درخشانترین روایتها از توسعه اقتصادی آمریکا در یکی از بحرانیترین دورههایش بدانیم. آمریکا در میانه جنگ داخلی است و خزانه برای پروژه عظیم راهآهن شرق به غرب پول کافی ندارد. دولت لینکلن میتوانست هزینه هر مایل را حساب کند، کسری بودجه را قرمز نشان دهد و بنویسد: «به علت نبود اعتبار، فعلاً این پروژه شدنی نیست». اما دولت او پرسید: چه امکانات دیگری برای کدام بازیگر جدید در اختیار داریم؟ و سپس دو شرکت ریلی را به بازیگران اصلی این مأموریت ملی تبدیل کرد و حقوق و امتیازاتی استثنایی در اختیارشان گذاشت: به آنها حق عبور و بهرهبرداری از اراضی عمومی و قطعاتی از زمینهای دو سوی مسیر را داد تا از افزایش ارزش زمینها، هزینه پیشروی خط را تأمین کنند. در واقع، دولت لینکلن فقط منابع موجود را میان دستگاههای قدیمی تقسیم نکرد؛ بازیگر تازهای برای یک مأموریت ملی ساخت، و دارایی عمومی را به اهرم تبدیل کرد. دولت لینکلن اجازه نداد بحران و نبود منابع، رؤیای یک ملت را متوقف کند. ▫️اکنون سری به ساختمان مهمی در میدان بهارستان بزنیم: فایلهای اکسل بیشمار، انبوه شاخصهای عددی، ستونهای اعتبار مصوب، و درصد تحقق شاخصهای مذکور. البته بیرون ساختمان، بخشهای حیاتی کشور، از آب و انرژی گرفته تا سرمایه و فناوری، به بنبست خوردهاند؛ اما داخل ساختمان، دغدغۀ همه این است که در اکسل، عدد خانه ۳۷ با عدد خانه ۴۲ همخوانی دارد یا نه. همه اهل فن میدانند که طرحهای سازمان در میدان عمل مردهاند، اما شاخصهایشان در فایل اکسل هنوز زندهاند. ▫️یک گفتگوی کوتاه با مدیران سازمان برنامه و بودجه، شما را به یقین میرساند که فلسفه وجودی این سازمان، سالهاست به سنجش و حسابداری صِرف تقلیل یافته است. این سازمان سالهاست که مسئلهای را حل نکرده است اما بهخوبی بلد بوده است برای مسائل شاخص بسازد؛ بازیگر جدیدی رشد نداده است اما تا دلتان بخواهد از بازیگران فرسوده گزارش خواسته است؛ و آینده را طراحی نکرده است اما بارها و بارها گذشته را با اعداد تازه بازنویسی کرده است. سالهاست که ابزارهای این سازمان، صرفا برای پرکردن شکاف مالی دولتها به کار رفتهاند و صد افسوس که این ابزارها، کوچکترین ارتباطی با رشد بازیگران جدید برای تحقق رؤیاهای بزرگ نداشته و ندارند.▫️متاسفانه این ذهن زنگ زده، متعلق به یک دولت یا جناح نیز نبوده است. دهههاست که دولتها با وعده تغییر آمدهاند، اما خیلی زود گفتارشان به گفتار سازمان برنامه تبدیل شده است: «ردیف ندارد» و «منبع نیست». بیراه نیست اگر بگوییم گویی فراماسونری بینام و قدرتمندی از اذهان فسیلشده شکل گرفته است که هر دولت تازهنفس را بهتدریج رام میکند. ▫️تجربۀ کشورهای آسیای شرقی نیز نشان داده است که توسعه، هنر ساختن بازیگر و زمین بازی جدید است. کره جنوبی، چائبولهایی مانند سامسونگ و هیوندای را به بازیگرانی بزرگ برای اجرای مأموریتهای صنعتی تبدیل ساخت و ورود آنها به صنایع پرریسک و دارای ارزش افزوده مانند نیمههادیها و الکترونیک را تسهیل کرد. دولت ژاپن نیز، محیطی جدید ساخت که در آن، بانکها، کیرتسوها، و زنجیره تأمینکنندگان بتوانند ریسک سرمایهگذاری بلندمدت، افزایش مقیاس و یادگیری فناورانه را میان خود تقسیم کنند. در چین نیز، بهویژه در صنایع ارتباطات وخودروهای برقی و پاک، شرکتهایی مانند هواوی و BYD در زمین بازی تازهای رشد کردند که دولت برایشان ساخته بود: برای مثال، BYD در بازاری بالید که دولت با استانداردگذاری، ایجاد شبکه شارژ، اعطای امتیازهای تردد و تبدیل ناوگان عمومی به مشتری اولیه، ریسک ورود به فناوری جدید را کاهش داده بود. در هر سه تجربه، دولت بود که تشخیص داد چه بازیگری برای تحقق رؤیای ملی غایب است و چه مانعی باید از برابرش برداشته شود. ▫️ایران امروز، زیر فشار جنگ، تحریم و فرسایش بسیار سریع سرمایه، قطعاً به آن چیزی که نیاز ندارد یک سازمان حسابداری شاخصهاست. بالعکس، ایران امروز، نظیر آن کمیتۀ چهار نفرۀ دهه طلایی ۱۳۴۰، به افرادی دارای حداقلی از خلاقیت نیاز دارد که از دل کمبود، معاملههای بزرگ بسازند و برای بازیگران جدید و ریسکپذیر، زمین بازی جدید طراحی نمایند. ایران امروز به سازمانی با مغزهای فسیل زنگزده که فقط بلد است میزان توقف را دقیقتر اندازه بگیرد، نیاز ندارد./کافه استرانژی🆔 @eastartups 🎯
💥 روش های بهبود رتبه اعتباری برای گرفتن وام، اعتبار خرید یا حتی حذف ضامن، فقط میزان دارایی مهم نیست؛ چیزی که بانکها و لندتکها نگاه میکنن، سابقه خوشحسابی شماست.رتبه اعتباری معمولاً بین ۲۵۰ تا ۹۰۰ امتیاز داره و از A1 تا E3 دستهبندی میشه؛ هرچقدر به A1 نزدیکتر باشی، شانس بیشتری برای گرفتن تسهیلات با شرایط بهتر داری.برای بهتر شدن رتبه اعتباری:- اقساط وام و خریدهای اعتباری رو سر موعد پرداخت کن.- چک برگشتی و بدهی معوق رو سریعتر تسویه کن.- اگر سابقه اعتباری نداری، با خریدهای چهارقسطه یا وامهای خرد شروع کن؛ اما حواست باشه پرداخت منظم قسطهاست که اعتبار میسازه.- ضامن کسی نشو که مطمئن نیستی اقساطش رو بهموقع میده؛ بدحسابی اون میتونه روی اعتبار تو هم اثر بذاره.نکته مهم اینه که رتبه اعتباری یکشبه درست نمیشه، اما اگر ۱۲ تا ۱۸ ماه رفتار مالی منظمی داشته باشی، اثر بخش زیادی از سابقه منفی قبلی کم میشه.منبع: Richman📚 ایستارتاپس 👇🆔 @eastartups 🎯
💥 چرا باید احساسات خود را نامگذاری کنیم و به زبان بیاوریم؟وقتی احساسات خود را نامگذاری میکنید و آنها را به زبان میآورید؛ مثلاً میگویید: «الان عصبانیام»، «ناامیدم»، «مضطربم»، «وحشتزدهام»، «از این موضوع احساس انزجار دارم» یا «غمگینم»، فعالیت آمیگدال (مرکز هشدار مغز) کاهش مییابد و مغز راحتتر میتواند هیجان را تنظیم کند.احساساتی که سرکوب میشوند، معمولاً از بین نمیروند؛ بلکه استرس و فشار روانی را افزایش میدهند و حتی ممکن است به صورت علائم جسمی مانند تنش عضلانی، سردرد، خستگی یا احساس سنگینی در بدن ظاهر شوند.💡در مقابل، بیان احساسات با کلمات، مغز را از حالت واکنش هیجانی به سمت پردازش آگاهانه و منطقی هدایت میکند. به همین دلیل، صحبت کردن یا نوشتن درباره احساسات، روشی ساده اما مؤثر برای کاهش شدت هیجان و ایجاد آرامش است.این یافتهها بر پایه پژوهشهای عصبشناسی، از جمله تحقیقات متیو لیبرمن، نشان میدهد که نام بردن از احساسات به تنظیم هیجان و کاهش فشار روانی کمک میکند./هک ذهن📚 ایستارتاپس 👇🆔 @eastartups 🎯
💥 وقتی نوشتن را به هوش مصنوعی میسپاریم، چه چیزی را از دست میدهیم؟ هوش مصنوعی هر روز بیش از گذشته در نوشتن، تولید محتوا و حتی فکر کردن به ما کمک میکند. اما یک سؤال مهم مطرح است: اگر نوشتن را به هوش مصنوعی واگذار کنیم، آیا فقط در زمان صرفهجویی کردهایم…💥 هوش مصنوعی بهتر مینویسد؛ انسان باید بهتر ویرایش کند اکونومیست در گزارشی تازه مینویسد مدلهای هوش مصنوعی با سرعتی بالا در تولید متن پیشرفت کردهاند و ممکن است در چند سال آینده به سطح نویسندگان حرفهای نزدیک شوند؛ اما همین پیشرفت، مهارت انسانی تازهای را مهمتر میکند: ویرایش دقیق، انتقادی و هدفمند. مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که هوش مصنوعی میتواند متن بنویسد یا نه. چالش تازه این است که بسیاری از متنهای تولیدشده توسط مدلها، از نظر دستور زبان و ساختار ظاهری قابل قبولاند، اما اغلب لحن عمومی، جملههای اضافی، استدلالهای سطحی و عبارتهای تکراری دارند. ظاهر متن خوب است، اما همیشه فکر خوب پشت آن نیست. اکونومیست میگوید اگر هوش مصنوعی به ابزار ثابت محیط کار تبدیل شود، ارزش نویسنده انسانی از «تولید متن اولیه» به «تشخیص کیفیت» منتقل میشود. یعنی کسی برنده است که بتواند متن خام را کوتاهتر، دقیقتر، روشنتر و متناسب با مخاطب کند. این تغییر برای شرکتها و رسانهها مهم است. در محیطی که ایمیلها، گزارشها، پستهای شبکههای اجتماعی، متنهای بازاریابی و تحلیلهای داخلی با کمک هوش مصنوعی تولید میشوند، خطر اصلی افزایش حجم متنهای متوسط است؛ متنهایی که سریع نوشته میشوند، اما وقت بیشتری از خواننده میگیرند.مهارت ویرایش در این دوره یعنی توانایی حذف جملههای بیاثر، تشخیص ادعاهای بیپشتوانه، اصلاح لحن، بررسی دادهها، سادهسازی پیام و حفظ صدای انسانی متن. هوش مصنوعی میتواند پیشنویس بسازد، اما هنوز انسان باید تصمیم بگیرد چه چیزی ارزش گفتن دارد و چه چیزی باید حذف شود.پیام اصلی گزارش روشن است: آینده نوشتن فقط در سرعت تولید متن نیست، در کیفیت قضاوت انسانی است. هرچه ماشینها بهتر بنویسند، انسانها باید سختگیرتر بخوانند، دقیقتر ویرایش کنند و اجازه ندهند متنهای بیروح و شبیه به هم، جای فکر واقعی را بگیرند.منبع: The Economist / Economist Education📚 ایستارتاپس 👇🆔 @eastartups 🎯
💥 اعتیادآورترین بخش شبکههای اجتماعی، خودِ محتوا نیست؛ بلکه «ندانستنِ پست بعدی» است. بیشتر ما تصور میکنیم دلیل اعتیاد به شبکههای اجتماعی، ترشح زیاد دوپامین است. اما علوم اعصاب داستان دیگری را روایت میکند:مشکل اصلی غیرقابلپیشبینی بودن پاداش است.هر بار که صفحه را اسکرول میکنید، مغز نمیداند قرار است چه چیزی ببیند: یک پیام مهم؟ یک لایک جدید؟ یک ویدیوی جذاب؟یا شاید؟ همین «شاید» باعث فعال شدن سیستم پاداش مغز میشود.در این لحظه، نورونهای دوپامین در ناحیه VTA فعال میشوند و اگر چیزی بهتر از انتظار ببینیم، سیگنالی به نام Reward Prediction Error ایجاد میشود؛ سیگنالی که به مغز میگوید:«یک بار دیگر امتحان کن…»به همین دلیل، اسکرول کردن بیپایان از نظر مکانیسم مغزی، شباهت زیادی به دستگاههای اسلات در قمار دارد؛هر دو بر پایه پاداشهای متغیر و غیرقابلپیشبینی عمل میکنند.و شاید مهمترین نکته این باشد:مغز به پاداش معتاد نمیشود؛ مغز به «امیدِ پاداش بعدی» معتاد میشود./مدرسه علوم انسانیمنبع:Schultz, W. (2016). Dopamine reward prediction-error signlling: A two-component response.🆔 @eastartups 🎯