نسلهایی که قربانی توهم خودکفایی بنزین و تحریمهای کاغذپاره شدنددر سالهای پایانی دهه ۱۳۸۰، با تشدید تحریمهای بینالمللی علیه صنعت نفت و محدودیت شدید واردات بنزین، شعار «خودکفایی» به محور سیاستگذاری انرژی تبدیل شد. تحریمهایی که محمود احمدینژاد آنها را «کاغذپاره» میخواند، در عمل کمبود سوخت را به بحرانی فوری تبدیل کرد.پاسخ دولت احمدینژاد، اجرای طرح ضربتی تولید بنزین از ریفورمیت و ترکیبات پتروشیمیایی بود؛ طرحی که از مرداد ۱۳۸۹ در مجتمعهایی مانند شازند، جم، برزویه، امیرکبیر و بندر امام آغاز شد و ظرفیت روزانه ۱۵ تا ۱۷ میلیون لیتر را هدف قرار داد. هدف اعلامشده، قطع وابستگی و حفظ چرخه اقتصاد و زندگی روزمره مردم بود. اما آنچه در عمل رخ داد، تولید و توزیع سوختی با محتوای بنزن و آروماتیک بسیار بالاتر از استانداردهای بینالمللی و ملی بود. آغاز توهم خودکفاییریفورمیت پتروشیمی، برخلاف بنزین استاندارد پالایشگاهی، برای مصرف مستقیم در خودرو طراحی نشده بود. گزارشهای نمونهبرداری آن سالها (از جمله آنالیزهای ارسالشده به آزمایشگاههای خارجی و سازمان محیط زیست) محتوای بنزن را گاه تا چند برابر حد مجاز (استاندارد حدود ۱ درصد) و آروماتیکها را تا ۵۰–۷۰ درصد نشان میداد.بنزن، مادهای که آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان (IARC) آن را در گروه ۱ سرطانزا طبقهبندی کرده، با لوسمی میلوئید حاد، آسیب مغز استخوان، اختلالات ایمنی و اثرات تولیدمثلی پیوند مستقیم دارد. در جایگاههای سوخت تهران، غلظت بنزن به صدها برابر حد استاندارد رسید و در هوای شهری نیز ارقام مشابهی ثبت شد.خروجی این تصمیم، تبدیل کمبود کمی به بحران کیفی بود: خودکفایی ظاهری به بهای آلودگی عمیقتر هوا و سلامت نسلها. آسمانی که رنگ آبی آن خاکستری شداز سال ۱۳۹۰ به بعد، آمار روزهای پاک هوای تهران و دیگر کلانشهرها بهشدت سقوط کرد. در حالی که سال ۱۳۸۸ حدود ۳۲ روز پاک ثبت شده بود، این رقم در ۱۳۸۹ به حدود ۱۴ روز رسید و در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ به ۲–۳ روز (و در برخی گزارشها نزدیک به صفر در بخشهایی از سال) کاهش یافت.وارونگی دمایی فصل سرد، ترافیک سنگین و خودروهای فرسوده از قبل وجود داشت، اما افزایش ناگهانی ترکیبات آروماتیک و بنزن، آلودگی فتوشیمیایی و ذرات را تشدید کرد. آسمان آبی که پیشتر گاهی در تهران دیده میشد، برای میلیونها نفر به خاطرهای دور تبدیل شد.هزینههای انسانی: مرگ، بیماری و ناباروریآلودگی هوا که بنزین بیکیفیت یکی از عوامل تشدیدکننده آن بود، به یکی از قاتلان خاموش کشور تبدیل شد. برآوردهای وزارت بهداشت و مراکز تحقیقاتی نشان میدهد مرگهای منتسب به آلودگی هوا (عمدتاً ذرات معلق و آلایندههای مرتبط) از دهها هزار مورد در سالهای میانی دهه ۱۳۹۰ به بیش از ۳۰ هزار در ۱۴۰۲ و ۵۰ تا نزدیک به ۵۹ هزار مورد در ۱۴۰۳ رسید. این ارقام معادل بیش از ۱۶۰ مرگ روزانه در اوج است. تهران بهتنهایی سهم چند هزار نفری دارد و درصد مرگهای منتسب در پایتخت بالاتر از میانگین کشوری گزارش شده است.بیماریهای قلبی-عروقی، سکته، سرطان ریه، بیماریهای مزمن تنفسی و عفونتهای دستگاه تنفسی تحتانی بخش عمده این آمار را تشکیل میدهند.در حوزه بیماریهای مرتبط با بنزن، مطالعات ارتباط قوی میان مواجهه با این ماده و افزایش ریسک لوسمی را تأیید کردهاند. هرچند شمارش دقیق «بیماران ناشی از بنزین پتروشیمی» به صورت سری زمانی ملی منتشر نشده، دوره اوج غلظت بنزن (۱۳۸۹–۱۳۹۲) با شرایط پرریسکتری همراه بوده است.ناباروری نیز در کنار عوامل دیگر (سن ازدواج، سبک زندگی و آلودگی عمومی) بهعنوان دغدغهای رو به رشد مطرح است. شیوع حدود ۱۹٫۷ درصدی در زوجها (تقریباً یک زوج از هر شش زوج) و کاهش کیفیت اسپرم، همراه با افت نرخ باروری کل به زیر ۱٫۵، بخشی از تصویر نسلی است که هزینههای تصمیمهای کوتاهمدت را میپردازد.توهم در برابر واقعیتشعار خودکفایی در برابر تحریمهای «کاغذپاره»، در کوتاهمدت کمبود بنزین را پوشش داد و حتی امکان صادرات محدود را فراهم کرد. اما هزینه آن، آلودگی مزمن هوا، افزایش بار بیماریها و مرگهای زودرس، و انتقال بار سلامت به نسلهای بعدی بود.خسارت اقتصادی سالانه آلودگی هوا بهتنهایی به دهها میلیارد دلار میرسد؛ هزینهای که درمان، کاهش بهرهوری و تعطیلیها را شامل میشود.نسلهایی که در دهه ۱۳۹۰ کودکی و نوجوانی خود را در هوای آلوده سپری کردند، و نسلهایی که امروز با نرخ باروری پایین و بار بیماریهای مزمن روبهرو هستند، در عمل قربانی ترکیبی از فشار خارجی و تصمیمهای داخلی شدند که کیفیت را فدای کمیت کرد.خودکفایی واقعی در انرژی نه با مخلوط کردن ترکیبات سرطانزا، بلکه با سرمایهگذاری پایدار در پالایشگاههای استاندارد، سوخت پاک، حملونقل عمومی و حکمرانی شفاف به دست میآید.t.me/eghtesademaa