پرزیدنت ترامپ لحظاتی پیش اعلام کرد که ایالات متحده «خردکنندهترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر…
انتشار: 2026/08/20 04:25 UTCدریافت: 2026/08/20 05:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 05:20 UTC
پرزیدنت ترامپ لحظاتی پیش اعلام کرد که ایالات متحده «خردکنندهترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را آغاز خواهد کرد! این یک جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بیسابقه خواهد بود.»او سپس به طور خاص تأکید میکند که «هر کشوری که به مؤسسات مالی، مشاغل، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع خط نجاتی را برای ایران فراهم کنند، خود با عواقب اقتصادی عظیمی روبرو خواهد شد. قاچاق نفت، خطوط سوآپ، انتقال پول نقد، صرافیها، ثبت کشتیها، شرکتهای صوری...»«این روز D اقتصادی خواهد بود»خب. خب، اینها نکات زیادی بود که باید از نظر میگذراندیم. بیایید همین اول یک چیز را روشن کنیم... بسنت بیشتر نوشتههای اینجا را انجام میدهد. ترامپ از ثبت کشتیها، صرافیها و غیره چیزی نمیداند. نه به گونهای که بتواند بیش از سه ثانیه با او صحبت کند.با این اوصاف... فقط یک جنبه کلیدی در اینجا برای من برجسته است:«هر»این خط قرمز بزرگی است که ترامپ در این پست ترسیم میکند. به پاناما یا سیشل نمیپردازد. گرنزی. حتی واقعاً خطاب به امارات متحده عربی هم نیست.خطاب به یک کشور و فقط یک کشور است: چین.چین، از دوردستها، شاهرگ اقتصادی ایران است. به مراتب بزرگتر. همانطور که اوایل این هفته با رویترز صحبت کردم، ترامپ و بسنت اساساً چهار گزینه پیش روی خود دارند. دو مورد از آنها شامل چین میشود.تحریم پالایشگاههای چایناتحریم بانکهای چینیبا هدف قرار دادن هر دوی اینها، قطعاً فشار اقتصادی عظیمی بر ایران وارد خواهد شد. به خصوص اگر امارات متحده عربی واقعاً قصد داشته باشد تمام معاملات، مستقیم یا غیرمستقیم، با ایران را قطع کند... که به احتمال زیاد باعث ایجاد یک بحران اقتصادی قابل توجه در داخل ایران خواهد شد.اما... اگر این ایده خوبی بود... اگر این استراتژی بود که نمایه ریسک/پاداش مطلوبی را ارائه میداد، چرا ایالات متحده قبلاً از این اهرم جنگ اقتصادی استفاده نکرده بود؟چون اینجا درباره چین صحبت میکنیم. این امارات متحده عربی نیست که او بتواند با قلدری آن را وادار به انجام خواستههایش کند. این یک ماهی کوچک نیست. چین اهرمهای خودش را دارد که میتواند برای تحمیل درد به ایالات متحده از آنها استفاده کند. آنها قرار نیست بیکار بنشینند و سابقهای ایجاد کنند که ایالات متحده بتواند تصمیم بگیرد با چه کسی میتواند تجارت کند و با چه کسی نمیتواند.به عنوان مثال، درست در ماههای اخیر، زمانی که ترامپ پتروشیمی هنگلی، یک پالایشگاه بسیار بزرگ چینی تیپات، را تحریم کرد، چین اولین اقدام مسدودکننده ضد تحریم خود را اعمال کرد. این اساساً شرکتهای چینی را از قطع تجارت با هنگلی منع میکند. از آنجا که هنگلی (و تقریباً همه تیپاتها) تقریباً کاملاً داخلی هستند و با حداقل تجارت بینالمللی روبرو هستند، این امر توانایی آنها را در تأثیرپذیری از تحریمهای ایالات متحده تا حد زیادی عایق میکند.دولت ترامپ عملاً در دو مسیر مسابقه میدود: یکی که به باند اقتصادی ایران آسیب میرساند و دیگری که باند اقتصادی ایالات متحده را گسترش میدهد.سوالی که اکنون باید در واشنگتن پرسیده شود ساده است:آیا این اقدامات واقعاً میتوانند نتیجه جنگ ایران را تغییر دهند؟ آیا واقعاً میتوانند پیروزی را از کام شکست بیرون بکشند؟اگر بتواند، شاید بتوان استدلال کرد که ارزشش را دارد که روابط با چین را به شدت وخیمتر کند.اما اگر نتواند به پیروزی منجر شود، ترامپ فقط گور ژئوپلیتیکی خود را شش فوت عمیقتر خواهد کند.#برت_اريكسونhttps://t.me/eghtesademaa

