«ناگهان دلام از دوستی او سرشار شد.او را با ستایشی بیمرز دوست داشتم. انگار که سالهای سال با هم فک…
انتشار: 2026/07/24 18:19 UTC
«ناگهان دلام از دوستی او سرشار شد.او را با ستایشی بیمرز دوست داشتم. انگار که سالهای سال با هم فکر کرده بودیم دوشبهدوشِ هم جنگیده بودیم و یک دهان ترانه خوانده بودیم...»#ناظم_حکمت [ Nâzım Hikmet / ترکیه، ۱۹۶۳–۱۹۰۲ ]برگردان: #احمد_پوری*نامههایی برای تارانتا بابو
