🔴حکیم مسافر و زن هرزهحكيمی به دهی سفر کرد …زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حكيم خواست تا مهمان وی باشد. حكيم پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد.کدخدای دهکده هراسان خود را به حكيم رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانهی او نروید !حكيم گفت..... ادامه داستان ➡️