انقد که تو تابستون بلوز های بابام و پوشیدم برای بیرون ، دیروز یه پیرهن سفید جدید خریده بود گفتم وای…
انتشار: 2026/08/05 12:30 UTCدریافت: 2026/08/06 00:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 00:52 UTC
انقد که تو تابستون بلوز های بابام و پوشیدم برای بیرون ، دیروز یه پیرهن سفید جدید خریده بود گفتم وای بابا چقد قشنگههه ، پوکر فیس داشت من و نگاه میکرد ، برگشت گفت نگار به این یکی دیگه دست نمیزنیاااا ، منم با لبخند داشتم تو ذهنم بلوزش و تصور میکردم ، دو سه ساعت بعد دیدم یه بسته آورده میگه نگار ببینم بعد اینا باز به بلوز های من دست بزنی منم و تو عااا ، باز کردم دیدم چند دست لباس ساده و خوشگل برام خریده با پشمای ریخته گفتم باباااااااااااا وای چقد قشنگن پس چرا من تا حالا از اینا پیدا نمیکردم هیچ جا ، از کجا پیدا کردیییییشون ؛ تو گوشیش اینجا رو نشونم داد گفت از اینجا برات سفارش دادم :@Gallery_lebas ✨🩵انقد که تو تابستون بلوز های بابام و پوشیدم برای بیرون ، دیروز یه پیرهن سفید جدید خریده بود گفتم وای بابا چقد قشنگههه ، پوکر فیس داشت من و نگاه میکرد ، برگشت گفت نگار به این یکی دیگه دست نمیزنیاااا ، منم با لبخند داشتم تو ذهنم بلوزش و تصور میکردم ، دو سه ساعت بعد دیدم یه بسته آورده میگه نگار ببینم بعد اینا باز به بلوز های من دست بزنی منم و تو عااا ، باز کردم دیدم چند دست لباس ساده و خوشگل برام خریده با پشمای ریخته گفتم باباااااااااااا وای چقد قشنگن پس چرا من تا حالا از اینا پیدا نمیکردم هیچ جا ، از کجا پیدا کردیییییشون ؛ تو گوشیش اینجا رو نشونم داد گفت از اینجا برات سفارش دادم :@Gallery_lebas ✨🩵


