🔴داستان قصر صدفآرتوش همچنان مشغول خواندن بود که تازه چشمش به عروس خانم افتاد. توریِ روی صورت عروس خ…
انتشار: 2026/08/19 15:41 UTCدریافت: 2026/08/19 16:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 16:05 UTC
🔴داستان قصر صدفآرتوش همچنان مشغول خواندن بود که تازه چشمش به عروس خانم افتاد. توریِ روی صورت عروس خانم کنار رفته بود و با داماد حسابی مشغول رقص و خوشحالی و پایکوبی بودند.آرتوش کمی که در چهرهای عروس دقیقتر شد، ناگهان تمام سالن که هیچ، حس کرد تمام دنیا دارد به دور سرش میچرخد.چیزی را که میدید اصلا باور نمیکرددوباره و چند باره به صورت عروس نگریست.بله خودش بود،... 🥺😢ادامه ی داستان عاشقانه➡️



