📜 متن آهنگ:گم شدهام، گم شدهام، گم شدهامدر مکانهایی که روزگاری میشناختمراه میروم، راه میروم،…
انتشار: 2026/06/30 12:12 UTC
📜 متن آهنگ:گم شدهام، گم شدهام، گم شدهامدر مکانهایی که روزگاری میشناختمراه میروم، راه میروم، راه میروماما به مقصد نمیرسممنتظرم، منتظرم، منتظرمکه اتفاق تازهای بیفتداما روز از پیِ روز، روز از پیِ روزبه قلب خودم خیره ماندهامصبحِ دیگری، همان آسمانهای همیشگی و احساسِ پوچی که از کنارم میگذردسرم را گرم میکنم تا آنچه را در درونم میگذرد، پنهان کنممردم میگویند خوب به نظر میرسم، انگار همهچیز در درونم روبهراه استاما آنها مرا هر شب نمیبینند، وقتی سکوت بر سرم آوار میشودهنوز به یاد دارم قبل از اینکه همهچیز فرو بریزد، چه حسی داشتموقتی هر کلمهای که میگفتی، بوی ابدیت میدادحالا هرجا نامت را میشنوم، تمام افکارم در گردابی فرو میروندعجیب است؛ تو اینجا نیستی، اما همهجا حضور داریگم شدهام، گم شدهام، گم شدهامدر مکانهایی که روزگاری میشناختمراه میروم، راه میروم، راه میروماما به مقصد نمیرسممنتظرم، منتظرم، منتظرمکه اتفاق تازهای بیفتداما روز از پیِ روز، روز از پیِ روزبه قلب خودم خیره ماندهامدر مهمانیهای شلوغ، بیش از حد میمانم، سعی میکنم به تو فکر نکنمسعی میکنم چیزی را حس نکنمجوک میگویم و نقشم را بازی میکنم، انگار در تاریکی هیچچیزی در درونم نمیشکنداما وقتی کسی نگاه نمیکند، لبخندهایم فرو میریزندمدام به خودم میگویم «زمان زخمها را درمان میکند»شاید روزی دوباره احساسِ «زندگی» کنیاما در حال حاضر، تنها چیزی که حس میکنم، فاصلهای است که هر لحظه بیشتر میشودفریاد نمیزنمشکایت نمیکنمفقط ادامه میدهم، مثل قطاری که ترمز بریده استهنوز در حرکتم... گم شدهام، گم شدهام، گم شدهامدر مکانهایی که روزگاری میشناختمراه میروم، راه میروم، راه میروماما به مقصد نمیرسممنتظرم، منتظرم، منتظرمکه اتفاق تازهای بیفتداما روز از پیِ روز، روز از پیِ روزبه قلب خودم خیره ماندهامهر عکس، هر ترانه، مرا به این باور میرساند که دارم فراموش میکنم، اما یادآوری میکند که اشتباه میکردمبرای لحظهای شهر عوض میکنم، اما به همان پایانِ تلخ میرسمبیدار میشوم تا شب را به پایان ببرم، آنقدر خستهام که دیگر توانی برای جنگیدن ندارمدر ذهنم با خاطرات قدیمی دورِ خود میچرخمشاید رسمِ روزگار همین باشدشاید «رهایی» آهسته اتفاق بیفتدشاید رها کردن، مثل یک فکرِ آرام، کمکم در وجودت رشد کندگم شدهام، گم شدهام، گم شدهامدر مکانهایی که روزگاری میشناختمراه میروم، راه میروم، راه میروماما به مقصد نمیرسممنتظرم، منتظرم، منتظرمکه اتفاق تازهای بیفتدروز از پیِ روز، روز از پیِ روزبه قلب خودم خیره ماندهامقبلاً دنبالِ زندگیِ بهتری بودمحالا سعی میکنم فقط دوام بیاورمسعی میکنم شب را بدونِ غرق شدن در افکارم به صبح برسانمقدرت را مثل یک نقاب به صورت میزنمهر پاسخی که میدهم، انگار از قبل تمرین شده استدستیافتن به این آرامش غیرممکن به نظر میرسداما من همچنان تلاش میکنمگاهی تنها مینشینم و دعا میکنمنه برای معجزهای که از راه برسدفقط برای ذرهای نور، تا بتوانم ادامه دهمبرای یک صبحِ دیگرزخمهایی دارم که هرگز نشانشان نمیدهمداستانهایی که هیچکس نخواهد شنیداما دارم یاد میگیرم که چطور از میانِ همین آسیبها رشد کنمگم شدهام، گم شدهام، گم شدهامدر مکانهایی که روزگاری میشناختمراه میروم، راه میروم، راه میروماما به مقصد نمیرسممنتظرم، منتظرم، منتظرمکه اتفاق تازهای بیفتدروز از پیِ روز، روز از پیِ روزبه قلب خودم خیره ماندهامشاید روزی به عقب نگاه کنم و این درد دیگر اینقدر تلخ نباشدمثل فصلی از کتاب که مجبور بودم از آن بگذرمشاید تمام این شبهای بیخوابی، مرا به جایی برساند که ارزشِ این همه جنگیدن را داشته باشدشاید درد، فقط یک راهنما باشدهرچند فعلاً نمیتوانم ببینمشتا آن روز، به پیش رفتن ادامه میدهم، حتی وقتی به آن باور ندارمیک قدمِ دیگر، هنوز هم یک قدم در مسیر درست استنیازی به پایانی بینقص ندارمفقط قدرتی میخواهم که در میان طوفانها بشکنم و پیش برومهنوز در جستجویمهنوز در حرکتمروز از پیِ روز، روز از پیِ روزمن هنوز اینجا هستم@ahang_teraphy 🤸♀
