سکوت یا اعتراف صادقانه؟تأملی بر روایت یک استاد و حکمرانی علم در ایرانمدتها تصمیم گرفته بودم چیزی ن…
انتشار: 2026/06/29 01:31 UTCدریافت: 2026/08/15 01:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:19 UTC
سکوت یا اعتراف صادقانه؟تأملی بر روایت یک استاد و حکمرانی علم در ایرانمدتها تصمیم گرفته بودم چیزی ننویسم. گمان میکردم در روزگاری که ایران هنوز از زخم جنگ، اضطراب و داغ هموطنان عزیزم آرام نگرفته است، سکوت محترمانهتر از سخن گفتن باشد. اما هرچه بیشتر با نظامهای علمی کشورهای پیشرفته، شیوه اداره دانشگاهها و فرهنگ پاسخگویی آشنا میشوم و همزمان تجربههای خود را از مدیریت علم در ایران مرور میکنم، بیشتر به این نتیجه میرسم که سکوت، اگر در برابر کاستیهای ساختاری ادامه یابد، خود به استمرار همان آسیبها یاری میرساند. اگر دانشگاهیان تجربههای خود را ننویسند، تاریخ علم این سرزمین را دیگران خواهند نوشت؛ نه آنان که آن را زیستهاند.امروز صبح یادداشت دکتر حسین آخانی را خواندم. آنچه مرا بیش از هر چیز به تأمل واداشت، نه تلخی روایت، بلکه معنای آن بود. این نوشته را نباید تنها گلایه یا اعتراف یک استاد دانشگاه دانست؛ بلکه باید آن را بازتاب اعتراف ناخواسته نظامی دانست که در آیینه سخنان یکی از استادان برجسته خود، کارنامه خویش را به نمایش گذاشته است.وقتی استادی پس از بیستوهفت سال آموزش، پژوهش در دانشگاه تهران، تربیت دانشجو و حضور مؤثر در عرصه ملی و بینالمللی، از احساس «شکست» سخن میگوید، پرسش اصلی این نیست که او چه کرده یا نکرده است؛ پرسش این است که حکمرانی علم در ایران با سرمایههای انسانی خود چه کرده است؟این احساس، دیگر روایت یک فرد نیست. سالهاست از زبان استادان و پژوهشگران متعددی میشنویم؛ یکی از مهاجرت میگوید، دیگری از حذف، آن یکی از بیعدالتی و اکنون استادی باسابقه از شکست خوردن واقعی. اینها نشانههای یک مسئله فردی نیستند؛ نشانههای یک بیماری ساختاری در حکمرانی علم ایران است. سالها پیش، خود نیز این مسیر را در سازمان حسن آباد خالصه تجربه کردم و چه حکایت هایی که هنوز از آن سازمان ناگفته مانده. آنچه در خبرنامه گلسنگ با عنوان نمادین «سازمان حسنآباد خالصه» از آن یاد میکنم، صرفاً نام یک سازمان علمی نیست؛ نمادی از نوعی فرهنگ مدیریت معیوب علمی است که در آن، روابط بر ضوابط، مصلحت بر شفافیت و سکوت بر نقد غلبه میکند. فرهنگی که میتواند یک پژوهشگر را از مسیر اصلی پژوهش و خدمت مستقيم به کشورش دور کند، فعالیت یک موزه علمی و تخصصی که با حفاظت از تاریخ و فرهنگ ایران زمبن گره خورده را متوقف سازد و تعالی یک رشته علمی نو پا در ایران زمین را سالها به تأخیر اندازد.اعتبار علم، با پاسخگویی و شفافیت حفظ میشود. هرگاه کارنامه پژوهشی یک مدیر ارشد برای جامعه دانشگاهی پرسشبرانگیز میشود، انتظار طبیعی آن است که این پرسشها با شفافیت پاسخ داده شوند، نه با سکوت. برای مثال در سازمان حسن آباد خالصه، اگر مدیری، در کنار مسئولیت اداره یک سازمان بزرگ، در یک سال نامش در بیش از ۳۵ یا بنا بر برخی گزارشها ۴۰ مقاله علمی ثبت میشود و همان آثار نیز مبنای ترفیع سالانه آن مدیر قرار میگیرد، ولی در مقابل تعداد کثیری (حدود ۹۰٪) از اعضای هیات علمی آن سازمان علیرغم همه تلاششان نتوانستهاند حتی سهم معمول خودشان را منتشر کنند، این طبیعی است که چنین طرح پرسشی مطرح شود و کارنامهای آن مدبر فاسد نیازمند توضیح و شفافسازی باشد. طرح این نوع پرسش ها، اتهام نیست؛ دفاع از اعتبار نظام ارزیابی پژوهش کشور است.سال تنها ۵۲ هفته دارد. حتی با خوشبینانهترین محاسبه، انتشار چنین تعداد مقالهای، در کنار مسئولیتهای مدیریتی، تدریس، راهنمایی دانشجویان و دیگر وظایف، پرسشی طبیعی را پیش روی جامعه علمی قرار میدهد. اگر پاسخ روشنی وجود دارد، انتشار آن بیش از هر چیز به اعتبار همان مدیر و نظام علمی کشور کمک خواهد کرد.هیچ کشوری با خاموش کردن منتقدان به مرجعیت علمی نرسیده است. دانشگاه زمانی دانشگاه میماند که پرسش در آن جرم نباشد، نقد به پرونده تبدیل نشود و قانون برای همه یکسان اجرا شود.شاید مهمترین پیام یادداشت دکتر حسین آخانی همین باشد؛ او اعتراف نکرد که شخصا شکست خورده است، بلکه با ادبیاتی در مختصات زمانه چگونه یک نظام مدیریتی میتواند حتی موفقترین استادان خود را نیز به نقطهای برساند که احساس کنند حاصل یک عمر تلاششان، آن چیزی نبوده است که انتظارش را داشته اند.این، شکست یک فرد نیست؛ اعتراف واضح از وضعیتی است که کیفیت حکمرانی علم در ایران برای استادان خود ایجاد کرده است. علم با ساختمانهای بزرگ، آمارهای پرشمار و گزارشهای رنگارنگ پیشرفت نمیکند؛ علم با اعتماد، شفافیت، آزادی اندیشه، پاسخگویی و احترام به حقیقت پیشرفت میکند. شاید ارزشمندترین میراث هر نسل، نه تعداد مقالههایش، بلکه شجاعتش در پرسیدن و مسئولیتپذیریاش در برابر حقیقت باشد.محمد سهرابیگلسنگشناسخبرنامه گلسنگ@lichennews


