✳️ ترس چگونه حکومت میکند؟📝«سراسربین یا Panopticon» ایدهای بود که جرمی بنتام در اواخر قرن ۱۸ ارا…
انتشار: 2026/07/16 13:30 UTC
✳️ ترس چگونه حکومت میکند؟📝«سراسربین یا Panopticon» ایدهای بود که جرمی بنتام در اواخر قرن ۱۸ ارائه داد. ایده ساده اما بسیار هولناک بود. زندانی را تصور کنید که فرد در آن نمیداند که آیا نگهبانی وجود دارد یا نه. ساختمانی دایرهای با یک برج مرکزی. نگهبانی در برج است و زندانیها در سلولهایی پیرامون آن قرار گرفتهاند و امکان دیدن درون برج مرکزی را ندارند. نکته اصلی ماجرا این است که زندانیها نمیدانند آیا در هر لحظه تحت نظر هستند یا نه. همین «احتمال دیده شدن» کافی است تا آنها خودشان، خودشان را کنترل کنند. ممکن است اصلا زندانبانی در برج مرکزی وجود نداشته باشد، اما زندانی با خود میگوید: «اگر نگهبانی آنجا باشد و همین حالا در حال تماشای من باشد چه؟» اینجاست که ترس حکومت میکند نه مامور و نه زندانبان. سراسربین یعنی بهجای اینکه ده نگهبان بگذارم تا مراقب مردم باشند، کاری میکنم که هزار نفر نگهبان خودشان باشند. سراسر بین ایده محبوب حکومتهای تمامیتخواه سرکوبگر است. در شوروی، حزب کمونیست تمام کشور را به یک سراسربین عظیم تبدیل کرده بود. شعار معروفی وجود داشت که میگفت: «حتی به همسایهات هم اعتماد نکن، ممکن است مامور حکومت باشد.» آیا حزب قدرت گماردن یک مامور برای هر شهروند را داشت؟ با وجود آنکه هر شهروندی به طور بالقوه میتوانست یک خبرچین برای حکومت باشد، اما خیر، حکومت قدرتش را نداشت. اما ترس از اینکه حتی همسایهات، برادرت، همسرت و فرزندانت میتوانند آن مامور و زندانبان تو باشند، تو را از انجام هر فعلی علیه حکومت باز میداشت. بزرگترین قدرتی که یک دیکتاتور بر مردمش دارد، ترسی است که آن مردم از او دارند. با وجود «ترس» دیگر مهم نیست که اساسا مامورانش تا چه اندازه میتوانند سرکوب، بازداشت و کشتار کنند، آیا اساسا توان مقابله با همهی مردم را دارند یا خیر، در این حالت «ترس مردم» آنها را به صورت پیشدستانه از انجام هر حرکتی علیه حکومت باز میدارد. در جامعهای که ترس حکومت میکند، بسیاری ممکن است خود را یک مخالف وضع موجود قلمداد کنند، اما ترس از اینکه ممکن است همسایهام خبرچینی بکند، ماموری مرا شناسایی کند و متحمل هزینهای شوم آنها را از انجام کاری برای نشان دادن عمومی مخالفتشان باز میدارد. حرفهایشان را در خودشان نگه میدارند یا به قول سوتلانا الکسیویچ (نویسنده بلاروسی) مانند مردم شوروی فقط مخالفتشان را پشت میز آشپزخانه بیان میکنند. حکومتهای سرکوبگر نمایش قدرتشان را تا آخرین لحظات حیات ادامه میدهند. شهروندان یا این نمایش را میپذیرند، سرشان را پایین میاندازند و کنار میآیند و یا از ترس حاصل از آن عبور میکنند. همیشه در هر تغییر بنیادینی در هر جامعهای، دو انقلاب شکل میگیرد: نخست انقلابی در درون فرد برای نترسیدن و درک اینکه میتوان یک تغییر بزرگ را ایجاد کرد و دوم ایجاد همان تغییر مدنظر در جامعه با شجاعت برآمده از پذیرش تغییر نخست. در کشتیای که سوراخ است، سرنوشت غرق شدن است. موقعیت فردی و کنار آمدن و کاری نکردن فقط برای افراد زمان میخرد، نه آینده، نه نجات. از لحاظ تاریخی هم این نوع از زندان دقیقا ساخته میشد. ایده محبوبی هم بود. یکی از خالصترین نمونههایش زندان Presidio Modelo در کوبا متعلق به دوران جراردو ماچادو بود (در تصویر بالا). از طنز روزگار فیدل کاسترو مدتی اینجا زندانی بود. بعد از انقلاب دوباره فعالش کرد، این بار برای مخالفان خودش.✍️محمد ا.#پاناپتیکون#تاریخ#جرمی_بنتام#جامعه_شناسی#استبداد🔺کانال تحلیلی اردم:🆔 @Erdemaz

