🔴تحقیر الگوریتمی جنسیت؛مفهومی نوظهور در مطالعات رسانهوقتی «زن بودن» به ژانر طنز تبدیل میشود🔴دکتر ن…
انتشار: 2026/07/13 20:44 UTCدریافت: 2026/08/07 23:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 23:56 UTC
🔴تحقیر الگوریتمی جنسیت؛مفهومی نوظهور در مطالعات رسانهوقتی «زن بودن» به ژانر طنز تبدیل میشود🔴دکتر نداسلیمانی پژوهشگر مطالعات رسانه و فرهنگ(قسمت اول)رشد رسانههای اجتماعی، تنها شیوههای تولید و توزیع محتوا را دگرگون نکرده، بلکه الگوهای جدیدی از بازنمایی اجتماعی را نیز پدید آورده است. در میان این الگوهای نوظهور، یکی از قالبهای پرمخاطب در اینستاگرام، تیکتاک و سایر پلتفرمهای ویدئومحور، تولید ویدئوهای طنز توسط مردانی است که با پوشیدن لباس زنانه، تغییر صدا، استفاده از آرایش یا اغراق در ویژگیهای رفتاری منتسب به زنان، شخصیتهای کمیک خلق میکنند. فراگیری این قالب، بهویژه در اقتصاد تولید محتوای کوتاه، این پرسش را پیش روی پژوهشگران مطالعات رسانه قرار میدهد که آیا با گونهای تازه از بازنمایی جنسیت مواجه هستیم یا با ظهور یک رژیم رسانهای جدید که در آن، کلیشههای جنسیتی به سرمایهای برای جلب توجه و کسب درآمد تبدیل شدهاند؟در نگاه نخست، ممکن است این پدیده صرفاً امتداد سنت دیرینه ایفای نقش جنس مخالف در هنرهای نمایشی تلقی شود. تاریخ نمایش، از تئاتر یونان باستان و تئاتر الیزابتی تا برخی سنتهای نمایشی شرق، نمونههای فراوانی از ایفای نقش زنان توسط مردان را در خود جای داده است. با این حال، تفاوت بنیادین وضعیت کنونی با این سنت تاریخی، در منطق تولید، توزیع و مصرف محتوا نهفته است. در رسانههای اجتماعی، این اجراها نه در چارچوب یک روایت نمایشی پیچیده، بلکه در قالب ویدئوهای کوتاه، الگوریتممحور و مبتنی بر حداکثرسازی تعامل کاربران تولید میشوند. ازاینرو، تحلیل این پدیده صرفاً با اتکا به مطالعات اجرا یا تاریخ تئاتر کافی نیست و باید آن را در بستر اقتصاد سیاسی پلتفرمها و منطق اقتصاد توجه فهم کرد.ادبیات مطالعات رسانه، ابزارهای نظری ارزشمندی برای تحلیل این مسئله فراهم کرده است. استوارت هال در نظریه بازنمایی نشان میدهد که رسانهها واقعیت اجتماعی را صرفاً بازتاب نمیدهند، بلکه از طریق نظامهای معناپردازی، آن را تولید و تثبیت میکنند. از این منظر، پرسش اساسی آن است که در این ویدئوها «زن» چگونه معنا میشود؟ آیا شخصیت زنانه، فردی با هویتی چندلایه و پیچیده است یا به مجموعهای از نشانههای تکرارشونده مانند پرحرفی، حسادت، مصرفگرایی، احساساتی بودن یا ناتوانی در تصمیمگیری فروکاسته میشود؟ اگر چنین باشد، مسئله صرفاً طنز نیست، بلکه بازتولید نظامی از کلیشههای جنسیتی است که در قالب سرگرمی، مشروعیت فرهنگی پیدا میکند.در امتداد این بحث، جودیت باتلر جنسیت را نه یک ویژگی ذاتی، بلکه مجموعهای از اجراهای تکرارشونده میداند که در بستر فرهنگ شکل میگیرند. با این حال، بسیاری از ویدئوهای طنز شبکههای اجتماعی، بهجای آشکار ساختن ساختگی بودن هنجارهای جنسیتی، نسخهای اغراقآمیز و کلیشهای از زنانگی را بازتولید میکنند. در چنین شرایطی، اجرا به جای آنکه مرزهای هویت جنسیتی را به چالش بکشد، میتواند خود به ابزاری برای تثبیت همان کلیشههایی تبدیل شود که قرار بود مورد پرسش قرار گیرند.از سوی دیگر، مفهوم «خشونت نمادین» پیر بوردیو نیز امکان تحلیل عمیقتری از این پدیده را فراهم میکند. بوردیو توضیح میدهد که سلطه اجتماعی غالباً از طریق نمادها، زبان و بازنماییهای روزمره اعمال میشود؛ بهگونهای که افراد، بدون احساس اجبار، نظم مسلط را طبیعی و بدیهی تلقی میکنند. اگر میلیونها بار شخصیت زنانه با مجموعهای از ویژگیهای کلیشهای بازنمایی شود و این بازنمایی همواره با خنده، سرگرمی و تعامل مثبت کاربران همراه باشد، این کلیشهها بهتدریج در حافظه فرهنگی جامعه تثبیت خواهند شد. در این صورت، مسئله تنها یک شوخی یا یک ویدئوی طنز نیست، بلکه فرایندی از عادیسازی و بازتولید نمادین روابط قدرت است.پژوهشهای تجربی نیز نشانههایی از این مسئله را آشکار کردهاند. مطالعه Nwolu و همکاران (2022) درباره کمدینهای اینستاگرامی نشان داد که بسیاری از مخاطبان زن، شخصیتهای زنانه این آثار را اغراقآمیز، کلیشهای و در مواردی تحقیرآمیز ارزیابی میکنند. پژوهش منتشرشده در سال 2025 درباره «Cross-dressing در کمدی دیجیتال» نیز بر ابعاد اجرایی و هویتی این نوع محتوا تمرکز دارد. با وجود اهمیت این مطالعات، آنها عمدتاً بر متن رسانهای یا واکنش مخاطبان متمرکزند و کمتر به این پرسش میپردازند که چرا چنین قالبی تا این اندازه توسط پلتفرمها تقویت میشود و چگونه منطق الگوریتمی در گسترش آن نقش ایفا میکند.در همین نقطه است که مطالعات اقتصاد توجه اهمیت مییابند. ادامه در قسمت دوم@esharat20




