وقتی محسن دعاوی میگه :آنقدر دوستت دارم که یادم نمی آید از کجا شروع شدداستان ما نه شروع دارد و نه پا…
انتشار: 2026/07/02 05:41 UTC
وقتی محسن دعاوی میگه :آنقدر دوستت دارم که یادم نمی آید از کجا شروع شدداستان ما نه شروع دارد و نه پایان ..تو یکهو پایت راهمان جایی گذاشتی که باید میگذاشتیدیگر هم از من نپرس تا کی دوستم داری...مگر میشود جلوی راه اقیانوس ها را بست؟مگر میشود جلوی خورشید چیزی قرار داد که دیگر نتابدبرای دوست داشتن های من هیچ پایانی وجود ندارد اگر تو نباشی و حتی اگر تو نخواهیاین نویسنده داستان خودش را مینویسد!✦•┈❁🌸🍃❁┈•✦❀بَرایِ حألِ دِلَمْ کَمْی غَزَلْ لٌطفاََ،،،