فلسفه اخلاق هرمنوتیکیخوب و بد را نمیتوان اینگونه تشخیص داد که شما بنشینید با دلائل فلسفی بیان کنید که معنای خوب چیست، معنای بدچیست. شما معنای خوب و بد را در روند تحولات اجتماعی و قاطی شدن با تحولات اجتماعی و درگیر شدن با تحولات اجتماعی می توانید بفهمید. هر جایک قانونی هنوز معنا دارد، مفهوم دارد، وقتی آن قانون را اجرا میکنی ، درک میکنی، تجربه میکنی که اثر دارد، آنجا قانون درست است، درک میکنی که اجرای آن قانون معنا برایت تولید میکند، آنجا قانون درست است. هر جا که قانون داری اما هر چه عمل میکنی فرمالیته شده، هیچ معنایی به شما نمیدهد، صرفاً یک دستور است، آنجا قانون وجود ندارد.آیا این دستور اخلاقی در زندگی برایت معنا بخش است؟ افقی برایت باز میکند؟ داری تجربه میکنی که در یک دوراهی توانستی تصمیم درستی بگیری یا در سطح تحولات اجتماعی، واقعا این دستور اخلاقی، تولید معنا میکند؟اخلاق از اینجا بیرون میآید؛ معنا داری، ارزشداری. هر دو اینها در عمل پیدا میشود، پراتیکی است. این هم تاریخی است، یعنی هیچ کس نمیتواند از اول معین کند، که این معنا خواهد داشت یا معنا نخواهد داشت. باید درگیر بشوی و ببینی آیا معنا پیدا کرد یا خیر.محمد مجتهد شبستری@Tafakkor